استعفای قابل تحسین!
آقای شینزو آبه گفته است که نمیخواهد بیماری جلوی انجام وظایفش بعنوان نخست وزیر را بگیرد.وی از مردم ژاپن بابت عدم ادامه نخست وزیری تا پایان دورهاش عذرخواهی کرد.آقای آبه سالهاست که به بیماری کولیت زخمی روده بزرگ مبتلا است و به گفته وی در سالهای اخیر وضعیت بیماری اش وخیمتر شده است.سال گذشته آقای آبه به رکورد طولانیترین فردی که مقام نخست وزیری ژاپن را به طور متناوب در اختیار دارد، رسید. وی از سال 2012نخست وزیر ژاپن است.آنچه در این بین مهم است اهمیت قائل بودن به منافع ملی کشور بجای منافع فردی توسط نخست وزیر مستعفی ژاپن است که ترجیح داده تا به همین دلیل استعفا دهد تا مبادا خللی در مدیریت کلان کشورش به دلیل بیماری اش بوجود آید. این چنین استعفایی قابل تحسین است و می بایست به عنوان یکی ازاصول مدیریت نوین برای دانشجویان مدیریت،تدریس گردد. البته نباید فراموش کرد امام خمینی(ره) نیز به نوعی در جلد 19،ص 159، صحیفه خود به این شکل از استعفا از مدیریت، اشاره کرده است. او فرموده: " هرکس در هر مقامی احساس ضعف در خود میکند، چه ضعف مدیریت و چه ضعف اراده از مقاومت در راه هواهای نفسانی، بدون جوسازی، دلاورانه و با سرافرازی نزد صالحان از مقام خود استعفا کند که این عمل صالح و عبادت است. " امیدواریم احساسی که امام خمینی(ره) به آن اشاره کرده اند در برخی از مسئولین ما تحریک گردد.
واقعیت های تکان دهنده
1-آیا میدانید در 12 ماهه منتهی به سال 1398،تعداد 206نفر از هموطنان اردبیلی در حوادث رانندگی جان خود را از دست داده اند.(سایت اداره کل پزشکی قانونی اردبیل)
2- آیا میدانید در سال 1398،تعداد 5438نفر در تصادفات جاده ای استان مصدوم شده اند که از این تعداد،3796نفر مرد و 1642 نفر زن بوده اند.(سایت اداره کل پزشکی قانونی اردبیل)
3-آیا میدانید در 12 ماه منتهی به سال 1398 از کل فوتی های تصادفات جاده ای،تعداد 39نفر در درون شهر،137 نفر در جاده های برون شهری و 30 نفر در جاده های روستایی جان خود را از دست داده اند.(سایت اداره کل پزشکی قانونی اردبیل)
4- آیا میدانید در سه ماهه اول سال 1399،تعداد 53 نفر از همشهریان در حوادث رانندگی جان خود را از دست داده اند.(سایت اداره کل پزشکی قانونی اردبیل)
5- آیا میدانید در سه ماهه نخست سال 1399،تعداد 1028 نفر در حوادث رانندگی استان مصدوم شده اند که 795 نفر از آنها مرد و تعداد 233 نفر زن بوده اند.(سایت اداره کل پزشکی قانونی اردبیل)
6- آیا میدانید که برابر یافته های دانشگاهی چهار عامل، انسانی،محیطی،جاده و وسیله نقلیه از عوامل موثر در تصادفات رانندگی هستند که در این میان نقش عامل انسانی بیش از سایر عوامل است.
واقعیت این است که تصادفات جاده های استان به یکی از چالش های اجتماعی تبدیل شده است. روزی نیست که از گوشه و کنار جاده های استان خبری از تصادف به گوش، نرسد. طوری که در حین نگارش این یادداشت نیز در جاده سرچم- اردبیل ، داخل تونل سوم تصادف هولناکی اتفاق افتاد و متاسفانه 5نفراز سرنشینان در دم جان باختند. به همین سادگی ، و چقدر سخت هست باور کردنش.
یکی از نکاتی که در این مقوله کمتر به آن توجه میشود تبعات اجتماعی-فرهنگی حوادث رانندگی بویژه برای خانواده هائی که سرپرست خود را از دست می دهند و مصدومانی که تا آخر عمر خود معلول و مهمتر از آن دچار قطع نخاع، میشوند. چنین عوارض تأسف باری علیرغم هزینه های سربار برای خانواده ها و دولت، نتایج اجتماعی منفی از جمله فقر،طلاق و سایر آسیب های اجتماعی را نیز به دنبال دارد. جملگی متخصصان این حوزه بر روی این موضوع اتفاق نظر دارند که برای پرهیز و یا کاستن حوادث رانندگی می بایست روی چهار راهکار اساسی، متمرکز شد:
1- با توجه به اینکه عامل انسانی از دلایل عمده بروز حوادث رانندگی به شمار میرود. لذا می طلبد متولیان امر روی تغییر فرهنگ رانندگی آحاد جامعه اهتمام ورزند و با استفاده از تمامی ظرفیت های آموزشی و رسانه های دیداری و شنیداری به معنای واقعی کلمه با ساخت برنامه های تاثیر گذار، متمرکز شوند.
2- اصلاح و تعریض جاده های برون شهری بویژه ساخت بزرگراه ها و جاده های دو بانده و چهار بانده و نصب علائم راهنمایی کافی و روشنایی مناسب.
3- بالا بردن کیفیت و تأمین ایمنی خودرو های ساخت داخل طوری که در بروز حوادث رانندگی از شدت جراحات به سرنشینان بکاهد نه اینکه خود وسیله مرگ آنها باشد.
4- تغییر نگاه و رویکرد پلیس راهورو استقرار مشهود در نقاط پر خطر و حادثه خیز، بجای استتار و پنهان شدن در کمین مقصر بمنظور اخذ جریمه.
در پایان امیدواریم روزی برسد که خبری از تصادفات جادهای بویژه حوادث منجر به مرگ در جاده های استان و حتی کشور به گوش نرسد. انشاءالله
امربه معروف و نهی از منکردرمکتب امام حسین(ع)
هفته اول ماه محرم، هفته احیاء فریضه امربه معروف و نهی از منکر نامگذاری شده است. به واقع قیام و حرکت حضرت امام حسین(ع) از مدینه تا کوفه (مسیر آزادگی), تا لحظه شهادت ایشان همه ی گفتار، رفتار و نحوه برخورد با یاران و قبایل در مسیر حرکت ، خود سرشار از نکات عملا آموزنده و در راستای امر به معروف و نهی ازمنکر است. چرا که ایشان هدف از قیام خود را برای احیاء این مقوله ، راهنمائی و اعتلاء انسان ها بیان فرموده اند. در ادامه به منظور آشنایی خوانندگان محترم با اقدامات امام حسین (ع) در راستای امر به معروف ونهی ازمنکر، به چند نمونه مهم آن، اشاره میگردد:
-) رودرویی امام با حربن یزید ریاحی و شیوه برخورد منطقی و خطبه های پندآموز ایشان با آن فرمانده لشکر یزید، بگونه ای بر مخاطب شان اثر گذار بود که حر در روز عاشورا به یاران امام پیوست، در راه حق و عدالت جان بر کف نهاد، و به شهادت رسید.(نهی ازمنکر)
-) امام شهید در روز عاشورا خطاب به لشگریان یزید فرمود: "اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید." سخنی پرمغز که دارای پیامی مهم در ابعاد مختلف برای تمام انسانها و برای تمام ادوار می باشد.(امر به معروف)
-) پیوستن زهیربن قین یکی از دلاوران کوفه که در راه بازگشت از سفرحج در مسیر کاروان امام حسین(ع) قرار گرفته بود، به دعوت امام حسین(ع) با ایشان دیدار و بعد از مذاکره با آن امام آزاده به لشکر عشق پیوست و در ستیز با ظلم و بی عدالتی به شهادت رسید.(امربه معروف)
-) امام در شب عاشورا از یاران خود خواست اگر حق الناسی برگردن دارند کاروان را ترک کنند و بازگردند. چرا که حق الناس به هیچ وجه از سوی خدا قابل بخشش نیست.(نهی ازمنکر)
-) خواستن آب بر کودک خردسال در عاشورا که میخواست هر عذر و بهانه ای را از دشمن بگیرد و سنگدلی و ظلم آنان را آشکار و برملا سازد.(نهی ازمنکر)
-) پایبندی به عهد و وفاداری به پیمان.(امربه معروف)
درشرایط و مقتضیات زمانی کنونی چنانکه بخواهیم فریضه امربه معروف و نهی ازمنکر را احیاء و راه درست را به جامعه بنمایانیم ، می بایست با نگاه دقیق و موشکافانه به لحظه به لحظه قیام و زندگانی امام حسین(ع)، ضمن کسب درس از این مکتب آسمانی در موضوع امر به معروف ونهی از منکر، نسبت به بستر سازی برای احیاء این فریضه مهم در سطح جامعه، با رعایت مقتضیات زمان حاضر اقدام کنیم. حال به چند نمونه مهم و اساسی از الزامات امر به معروف و نهی از منکر در جامعه امروز اشاره میشود:
1-) امر به معروف و نهی از منکر نبایستی در ظواهر انسان ها از جمله پوشش، موی سر،دکمه لباس و بند کفش خلاصه گردد. اگر ذهن و افکار آحاد جامعه، باصدق و خلوص و جلب اعتماد آنان، و با استفاده از دانش ،استدلال، منطق روشن گردد ظواهر افراد خود به خود با آن تطبیق خواهد یافت.
2) با توجه به شرایط کنونی جامعه ، منکر و معروف را بدرستی باید شناخت، بدقت از هم تفکیک نمود، و بدرستی تعریف نمائیم تا در عمل و اجرا با چالش مواجه نشویم. طوری که معروف را بجای منکر و منکر را بجای معروف بکار نبندیم.
3) کسانی که در مقام ناهیان امر به معروف ونهی از منکر اقدام می کنند.آیا بصیرت،آگاهی،خبرگی و آشنایی کافی با علوم جامعه شناسی، روانشناسی و نحوه ارتباط با دیگران را دارند؟ لذا می طلبد افراد دارای شرایط و ویژگی های فوق در این مقوله وارد شوند تا شاهد کارآئی و تاثیر گذاری مثبت و بدون حاشیه در مقوله مورد بحث باشیم.
4) تغییر رویکرد فعلی امر به معروف و نهی از منکر از شیوه زور و تهدید به شیوه مذاکره و گفتگوی دوستانه، مشفقانه، روشنگرانه آنهم در بستر منطق، استدلال ، استفهام و به دور از جنجال و هیاهو و موضعگیری های جناحی و نامربوط، و البته رعایت و حفظ حرمت تفاوتهای تاریخی و پیشینه فرهنگی اقوام، ادیان مختلف ساکن در سرتاسر کشور.
جان کلام اگر بخواهیم فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر همانگونه که امام حسین(ع) در راستای اصلاح و راهنمایی جامعه آن را بکارگرفتند، ما نیز اگر در شرایط فعلی جامعه بخواهیم مسیر آن امام همام را در این مقوله طی نمائیم، می بایست بسترهای مورد اشاره فوق را در سطح جامعه آماده و مهیا کنیم در غیر اینصورت در مسیر اشتباه حرکت و راه به مقصد نخواهیم برد.
حکایت آموزنده
عارفی را پرسیدند: ای شیخ فردی که عزادار امام حسین(ع) است و سیاه او را می پوشد و تاکنون ترک واجبات نکرده و در راه خدا انفاق و بخشش های فراوان به فقرا می کند ولی در مقابل این کارهای نیک و خدا پسندانه در خلوت به خانواده خود علی الخصوص زنش ظلم روا می دارد. طوری که به او توجه نمی کند ،خود می خورد و میآشامد، تو گویی که او را به اسارت گرفته است. مرد عارف گفت: اگر گفته های شما درست باشد و آن مرد مرتکب چنین کرداری است و بر آن همچنان استمرار دارد و اصرار می ورزد، او از شمار پیروان امام حسین بیرون بوده و تمام اعمال در ظاهر خوب اش هم باطل می باشد. زیرا که پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: "هر مردی همسرش را آزار دهد، اگر تمام عمرش را روزه بگیرد و شب ها عبادت کند و بنده ها آزاد نماید و مال ها در راه خدا انفاق کند، خداوند هیچ نماز و کار نیکی از او نمی پذیرد. تا آنگاه که به زنش کمک کند و او را از خود راضی نگاه دارد. و برعکس این موضوع نیز صادق است.( ثواب الاعمال، ص 335،ج 1)."
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
این ضرب المثل معروف که در واقع مصراعی از قصیده شماره 77محتشم کاشانی است در اشاره به افرادی به کار میرود که قبل از انجام امری، جوانب گوناگون آن را در نظر نمیگیرند، نتایج آنرا نمی سنجند، و عمل و رفتار آنها چندان بر مبنای تفکر، تعقل و دوراندیشی نمی باشد و سرانجام دچار پشیمانی و حسرت میشوند. همانند کاری که ماموران و اکیپ تخریب روز چهارشنبه 5مرداد ماه امسال در منطقه زردشت اهواز برای تخریب سرپناه 300خانوار منطقه مزبور آنهم خانه های که صاحبانشان جزء اقشار آسیب پذیر جامعه هستند، انجام دادند. اینکه زمین های آن منطقه تصرف شده و متعلق به بنیاد مستضعفان است و یا غیر مجاز ساخته شده است حتی اگر صحت داشته باشد ( هرچند که موضوع نیاز به بررسی دقیق حقوقی، کارشناسی، و حتی واکاویِ چرائیِ آن دارد.)، آنچه در این میان حائز اهمیت می باشد و جای تأسف دارد، اقدام ناسنجیده مسئولان منطقه است که باعث برهم زدن آرامش و امنیت منطقه شده و از همه بدتر این شیوه عمل غیر مسئولانه و بهانه ساز، دستاویزی شده برای شبکه های معاند برای تولید و نشر اخبار بر علیه نظام و کشور، طوری که تصاویر این ماجرا دست به دست در فضای مجازی در حال پخش شدن می باشد. بویژه در ایام سوگواری سید و سالار شهیدان امام حسین(ع)، این اقدام و رفتار به هیچ عنوان زیبنده جامعه اسلامی نبود. نباید فراموش کرد که همین افراد باغیرت و خون گرم اهوازی بودند که در صف نخستِ مقابله با صدام و صدامیان ایستادند و از خاک این مرز و بوم دفاع کردند که به هیچ عنوان لایق این نوع رفتار نبودند اگر چه اقدام به ساخت و ساز غیر مجاز نیز کرده باشند. هر چند که برابر اعلام روابط عمومی بنیاد مستضعفان اجرای حکم تخریب ملغی گردیده و مقرر شده بعد از ساماندهی افراد منطقه زردشت تصمیمات لازم اتخاذ گردد. حال سوال اینجاست بهتر نبود مسئولان منطقه قبل از اقدام به تخریب و ایجاد اینهمه بلوا و حاشیه سازی و زمینه سازی بروز نارضایتی در بین مردم و جریحه دار کردن احساسات سایر هموطنان در مناطق دیگر، همان تصمیمی را که آخر ماجرا گرفتند را قبل از اقدام به تخریب می گرفتند تا شاهد اینهمه مسائل حاشیه ای در منطقه و حتی کشور نبودیم.
« مرا عقلی اگر می بود، کِی اینکار میکردم
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی»
بیست ویژگی طلایی یک کارمند موفق
1- ذهنی باز و آماده برای یادگیری مداوم
2- خلاق بودن و ارائه ایده در حوزه کاری
3- اعتماد به نفس و روابط خوب با همکاران و ارباب رجوع
4- جدی و دقیق بودن در کارهای ارجاعی
5- توانایی پیش بینی مشکلات و ارائه راهکار
6-داشتن برنامه ریزی برای کارها
7- داشتن روحیه کار تیمی
8- شفاف صحبت و عمل کردن
9- مسئولیت پذیر بودن
10- حفظ استقلال کاری خود
11-داشتن روحیه رهبری
12- به جزئیات اهمیت دادن
13- داشتن روحیه سختکوشی
14- صادق و متواضع بودن
15- مطالعه و بالا بردن دانش خود در ارتباط با حوزه کاری
16- داشتن نظم و انضباط کاری
17- انتقاد پذیر بودن
18- انجام بموقع امورات ارجاعی از سوی مافوق
19- پرهیز از مسائل حاشیه ای
20- شاکر بودن از خداوند به خاطر کارمند بودن و کسب روزی حلال
البته لازم به ذکر است برای داشتن چنین کارمندانی فضای کاری نیز می بایست متناسب با استانداردهای مدیریت منابع انسانی، اداره و رهبری گردد. در غیر اینصورت داشتن چنین کارمندانی، همیشه یک آرزوی دست نیافتنی خواهد بود.
4 شهریور ماه، روز کارمند گرامی باد.
چرایی الگو "نشدن" شهید رجایی برای مسئولان
"شهید محمدعلی رجایی" را باید یکی از معدود خدمتگزاران صدیق و خالص انقلاب اسلامی ایران دانست که پست و مقام او را فریب نداد و مسحور مقام و موقعیت اجتماعی خود نشد و انقلاب را به مثابه سفره ای که مستحق سهمی از آن باشد تعریف و ترقی ننمود. حضرت امام خمینی (ره) درباره عظمت شخصیت این معلم شهید میفرمایند: «ارزش آقای رجایی، به این نبود که یک ـ مثلاً ـ دستگاهی دارد، ارزششان به این بود که «خودی» بودند، با مردم بودند، برای مردم خدمت میکردند، مردم احساس کرده بودند که اینها برای آنها دارند خدمت میکنند.» (صحیفه امام، جلد 15، صفحه 134- 140) مردمی بودنِ خالصانه و بی کوچکترین چشمداشت شهید رجایی مهمترین خصیصهای بود که وی را برای همیشه در حافظه تاریخ انقلاب اسلامی ثبت کرده است. از دیگر نکات مهمی در متن فوق به آن تأکید گردیده، این است که مردم احساس می کردند که شهیدان رجایی و باهنر، بواقع، بی ریا، و بی توقع دارند برای آنها کار و خدمت می کنند و بین مردم و دولت فرقی، تمایزی، تفاوتی، و فاصله ای قابل تصور و جایز نیست و هرگز نباید باشد. به خاطر همین ویژگی مهم بود که مدام و مکرر تاکید میگردید که همه ی مسئولان نظام، ساده زیستی و مردمی بودن شهیدان رجایی و باهنر را سرلوحه زندگی شخصی و اداری خود قرار دهند.حال سوال اینجاست چرا علیرغم اینهمه تاکید روی این مقوله،شاهد افول فاصله بین سطح زندگی مردم و مسئولان و زمامداران هستیم؟ که باعث شده اعتماد به آنها بطور قابل توجه کاهش یابد.برای این موضوع دلایل مختلفی وجود دارد که از مهمترین آن میتوان به ترویج اشرافی گری در جامعه،گسترش روز افزون فاصله طبقاتی،فساد و رانتخواری،تبعیض، محقق نشدن وعده های داده شده و همچنین انقلاب را سفره انگاشتن و رقابت و حتی دعوا های سیاسی بر سر سهم خواهی از این سفره، و،،،، اشاره نمود. در شرایط کنونی، کشور بیش از پیش به احساس مسئولیت ، خدمت و مدیریت خالصانه در راستای منافع عمومی، و در نتیجه به وفاق و اعتماد بین افراد جامعه و دولت مردان نیازمند می باشد. چرا که اگر آرامش و احساس تعلق خاطر در افراد جامعه به مسئولان اجرایی کشور به منصه ظهور نرسد این امر بر عدم اتفاق و یکدلی مردم با مسئولان از یکسو و عدم اعتماد مردم به زمامداران از دیگر سو منجر شده و بر اجرای سیاست ها و برنامه های دولت که به مشارکت اجتماعی نیاز می باشد تاثیر منفی خواهد گذاشت. به امید روزی که شاهد این واقعیت باشیم که مردم به واقع احساس کنند که مسئولان اجرایی کشور با صداقت در گفتار و عمل در کنار آنها هستند و به آنها خدمت می کنند. هفته دولت گرامی باد.
بیست، درسی که از مکتب امام حسین(ع) باید آموخت
1) رهایی از ترس، و شجاع بودن برای رسیدن به اهداف انسانی و آسمانی
2-)رهایی از دروغگویی در هر شرایطی از زندگی
3-)رهایی از پلیدی و خرافه گرایی و پیروی از عقلانیت در مسیر زندگی
4-)رهایی از اسارت و در بند بودن، و رسیدن به استقلال و آزادی، آنگونه که شایسته یک انسان است
5-) رهایی از وابستگی ها و دلبستگی ها به خاطر آرمان ها و اهداف انسانی
6-)رهایی از غیبت، و قضاوت و پیش داوری نسبت به دیگران
7-)رهایی از ظواهر دنیوی
8-)رهایی از اعمال تبعیض فیمابین انسان ها
9-) رهایی از های و هوی های ظاهری و توجه به کهن و ریشه موضوعات اجتماعی
10-) رهایی از ننگ حاصل از پذیرش ظلم و ستم به هر شکل و عنوان
11-) رهایی از جاه و مقام دنیوی به خاطر حفظ آرمان و نیات انسانی و الهی
12-)رهایی از مکر، ریا،تظاهر و دورویی، و داشتن صداقت در گفتار و عمل
13-)رهایی از آزار و اذیت دیگران و احترام به افراد جامعه، خانواده ، والدین و کودکان
14-) رهایی از حرص و ولع، و کسب ثروت نامشروع
15-) رهایی از خیانت و تفرقه، ودر عوض وفا به پیمان و حمایت از همدیگر در همه ی شرایط سخت و دشوار
16-) رهایی از بی تفاوتی به موضوعات و مشکلات اطرافیان و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت
17-) رهایی از خود برتربینی و کوچک شمردن دیگران
18-)رهایی از ماندن در گذشته و نه ساختن آینده و غفلت از درس ها و تجربیات گذشته و حال
19-) رهایی از ناامیدی، و امید به خداوند در همه ی شرایط
20-)رهایی از افکار و قالب های ذهنی منفی
به بهانه روز پزشک،یادی کنیم از پزشکان قدیمی اردبیل
روز پزشک که فرا می رسد، ناخوداگاه نام هائی چون دکتر بابا حاذق، دکتر حسین ملکی و دکتر پورابولقاسم که همگی آنها حیات خود را عوض کرده اند، در ذهن ها زنده می شود و از یاد و خاطره نیکو، خصائل انسانی ونحوه طبابت و مردم داری آنها سخن به میان می آید. نقل شده است که مرحوم دکتر بابا ضمن احترام و خوش اخلاقی، بیمار را در مطب خود که در محله پیرعبدالملک واقع شده بود معاینه و دارو تجویز و از آنهایی که درآمد مناسبی نداشتند بدون اخذ حق ویزیت به درمان آنها می پرداخت. از دیگر ویژگیهای شخصیتی ایشان این بود که در جیب خود کاغذهای کوچکی داشته و در کوچه و بازار افرادی که به او بمنظور تشخیص یا درمان مراجعه می نمودند در خیابان معاینه و در همان کاغذهای کوچک دارو تجویز می کرده بدون این که پولی از آنها طلب کند.در ارتباط با مرحوم دکترحسین ملکی و مرحوم دکتر پورابولقاسم نیز عنوان شده که آنها نیز مثل دکتر بابا حاذق، انسان های با ایمان ، خوش اخلاق و خوش مشرب بودند. چیزی که مریض بیشتر از دارو به آن نیازمند می باشد. آن دو پزشک نیز همچون دکتر بابا حاذق در هنگام طبابت دست تنگی بیماران خود را نیز ملاحظه میکردند. طوری که در هنگام معاینه بیماران در منزل در صورتی که احساس میکردند بیمارشان از لحاظ مالی در وضعیت مناسبی قرار ندارد نه تنها پولی از آنها نمی گرفتند، بلکه در زیر بالش بیمار بستری نیز بدون آنکه اهل خانه متوجه شوند پول می گذاشتند. ضمنا این سه پزشک با برخی از داروخانه های شهر توافق کرده بودند که اگر نسخه ای از سوی آنها با علائم خاص به داروخانه ارجاع گردید، بدون اخذ پول دارو ها را به بیمار مورد نظر تحویل نمایند. و هزینه داروخانه را خود آنها ماهانه با داروخانه ها تسویه حساب میکردند. خداوند بر این سه انسان بزرگ جامعه پزشکی استان رحمت کند. انشاءا... شاید این افراد نمونه کوچکی از پزشکان متعهد در تاریخ طب شهر ما بوده اند که هیچ وقت این اصل مهم را فراموش نکرده اند که قبل از این که به حرفه پزشکی به عنوان یک شغل برای کسب درآمد و با نگاه اقتصادی بنگرند، می بایست از جایگاه و منزلت انسانی خویش ، با اخلاق ،آداب و انصاف بر بیمار خود نظر افکنند. موضوعی که این روزها در عرصه طبابت به دست فراموشی سپرده شده یا به قول کارشناسان حوزه اخلاق پزشکی که معتقدند اخلاق، جایگاه خود را در حرفه ی پزشکی دنیای امروز گم کرده است.اشتغال به حرفه پزشکی در هر کشوری برای خود سوگند نامه ای دارد که به روز شده سوگندنامه پزشکی بقراط است. پزشکان ایرانی نیز پس از اتمام دوره دانشگاهی با سوگند به آن ملزم و متعهد به رعایت مفاد این سوگند نامه میباشند. یکی از مهمترین تعهدات پزشکان در سوگند نامه پزشکی این است که آنها قسم می خورند هنگام درمان بیماران به تنگدستی اش توجه نکنند و در صورت مواجه شدن با بیمار نیازمند بدون در نظر گرفتن منافع مادی ، در مداوایش کوتاهی و قصور ننمایند. حال این سؤال مطرح میشود که چند درصد از پزشکان جامعه امروزی ما شرایط بیمار خود رارعایت می کنند؟ جواب این سؤال را به ذهن بیدار خوانندگان محترم واگذار می کنیم. به نظر میرسد دیگر از قداست سوگند نامه پزشکی در میان تعدادی از پزشکان خبری نیست. چرا که اگر توجهی به محتوای سوگند نامه پزشکی میشد، دیگر برای یک خدمت پزشکی ده یا 15 میلیون تومان از بیمار مطالبه نمی گردید و برخی از پزشکان به جای افزایش سطح اگاهی و علم خود به دنبال برج سازی و خرید ملک و زمین نمی رفتند و از پاسخ دادن کامل به مریض به بهانه تخصصی بودن موضوع طفره نمی رفتند و با مریض خوش اخلاقی میکردند حتی با لبخند صوری. دیگر در طبابت ملیت ، نژاد و جنس را لحاظ نمی کردند. هنگام معاینه در مطب چندین بیمار را همزمان ویزیت نمی کردند و سایر موارد که مغایر اخلاق حرفه ای پزشکی بوده و در چارچوب سوگند نامه پزشکان نمی گنجد.علت این بد اخلاقی های حرفه ای را در نبود وجدان کاری و حرفه ای، عدم توجه به سفارشات قران کریم و امامان معصوم(ع) در خصوص توجه و احترام به همنوع و فراموش کردن گذشته خودمان که قبلاً چه بودیم و حالا چه هستیم، میتوان جستجو کرد.امیدواریم در آینده نه چندان دور شاهد این باشیم که پزشکان دنیای امروز ما نیز همانند مرحوم دکتر بابا حاذق، دکتر حسین ملکی و مرحوم دکتر پورابولقاسم، به انسانها به خاطر انسان بودنشان توجه کنند نه به خاطر سایر عوامل اعم از پول، مقام و غیره، موضوعی که تحقق آن سخت ولی غیر ممکن نیست.
به امید آن روز
" من نبودم دستم بود، تقصیر آستینم بود،،،!"
وقتی که اتفاق یا حادثه نامبارک،غیر متعارف،ناخوشایند و بهتر این که بگوئیم، فعلی غیر قانونی و خلاف در حوزه های مختلف اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و یا فرهنگی در کشور انجام می گیرد و از بدشانسیِ آمر یا عامل، از پرده برون می افتد و آشکار می شود همانند قرارداد سرمربی اخیر تیم ملی فوتبال، آقای مارک ویلموتس با فدراسیون فوتبال که به قرارداد ترکمنچای نیز معروف شده است. یکی از چالش های مهم بعد از چنین قصور و رویداد ناهنجاری، پیدا کردن مقصر یا مقام مسئول که حوادث و اتفاقات براثر بی تدبیری و یا عدم احساس مسئولیت او بوجود آمده، صرفنظر از عمدی یا غیر عمدی بودن آن، می باشد. سپس مرحله چالش فیمابین مسئولین حوزه های مختلف اعم از موازی یا مشابه یا متداخل آغاز می شود،و بازار داغ من کاره ای نبودم،در حوزه کاری من نبوده،فلانی یا فلان دستگاه اجرایی تقصیر کار است. فلان آقا یا فلان مسئول باید اطلاع رسانی می کرد و به من می گفت و قص علی هذا،،،داغ می گردد و این پروسه "من نبودم دستم بود،تقصیر آستینم بود!" اینقدر بدرازا میکشد تا نوبت به وقوع قصور یا رویداد نامبارک و غیرقانونی جدیدی برسد و نمونه قبلی به کوهی از نمونه های پیشین به پیوندد و لاجرم و طبق عادت ، اذهان عمومی بر آن چشم فرو بسته و به جمال نمونه جدید باز گشاید. اسفا که این عادت هنوز هم که هنوز است حتی در زندگی شخصی و کاری مان همچنان تداوم دارد و معلوم نیست که این نقیصه اجتماعی- فرهنگی،یا مدریریتی کی به پایان خواهد رسید و یا اصلا خط پایانی برای آن قابل تصور هست یا خیر؟ امیدواریم که باشد.