سفارش تبلیغ
صبا ویژن

 

یک روزِ به یاد ماندنی ، یک زندگیِ فراموش ناشدنی 

29شهریور ماه، برگ دیگری از زندگی شخصی ام ورق خورد. صفحه ای که به من فهماند که زندگی چقدر زیباست و زان پس در زندگی تنها نیستم و جزء خداوند بلند مرتبه که همواره نظاره گر پندار،کردار و گفتارهای این بنده نه چندان بی تقصیر می باشد،فرشته ای که او نیز آفریده پروردگار یکتا است. آنهم با رعایت کامل عرفِ مرسوم و سنت پیشینیان پس از  طی نمودن مراحل سه گانه خواستگاری که در جای خود عالمی دارد خارج از توانِ قلمفرسائی، و در واقع فرشته داستان زندگی ام، با انتخاب و بله خودم وارد زندگی ام شد، ستونی دیگر به خیمه آن زد، و در آن  نورافشانید و مِهر پراکنید.. از آن زمان تاکنون 16 سال  عین باد سپری شده است. «همسرم»,در این مدت به واقع  به مثابه فرشته پاک و  مهربان آسمانی، یار و یاور من بوده است. طوری که در ناگوارترین شرایط زندگی همچون کوهی استوار و محکم کنارم ایستاد و من به او تکیه زدم و در ادامه نیز به یاری خداوند مهربان، به او تکیه خواهم زد. او، همواره همسری فداکار، بردبار ،   منصف و منطقی برای بنده بوده  و همانطور که از یک مادر واقعی انتظار میرود، دلسوز و همیشه مهربان! تنها میوه زندگیمان حامد عزیز،می باشد. فداکاری و صبوری او این امکان را در خانه مهیا ساخته تا من  بتوانم با فراغ بال و بی دلمشغولی، پی گیر علایق خود از جمله مطالعه، تحقیق، و نوشتن باشم و این امر باعث شده آنطور که باید و شاید نتوانم آنگونه که شایستهْ شان اوست  به ایشان توجه نموده و عشق بورزم و از این حیث همواره شرمنده ایشان می باشم.هر چند که ایشان علیرغم داشتن تحصیلات عالیه خانه دار می باشند ولی از نظر بنده کار او همچون یک فرشته نگهبان است که ناملایمات و سختی های زندگی را با تأمین  آرامش تک تک اعضاء خانواده مان با مهر و فداکاری های خود، از محیط خانه، بدور کرده و می کند.  این کار او، بسی ارزشمند و ستودنی است و تلاش اش در ایجاد آرامش در خانه قابل قیاس با هیچ تخصص و فنی نیست و هنری است که از دست هرکسی برنمی آید. از خیلی وقت ها پیش می خواستم با یک نوشته ای از فداکاریهای او قدردانی کنم و احساس افتخارِ خویش را به وجود گرانقدرشان بنمایانم، خداوند را شاکرم که چنین فرصتی را بوجود آورد تا در خصوص یکی از فرشته هایش متنی هرچند که در حد و اندازه ایشان نیست، بنویسم. امیدوارم در باقی دوره زندگی  مشترکمان که نمی دانم چقدر خواهد بود ولی هرچه قدر هم که باشد مهم آن است که با هم باشیم و با هم نفس بکشیم و با هم بسوزیم  و همچنان باهم بسازیم . انشاءالله

 






تاریخ : جمعه 99/6/28 | 10:19 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

 "ما را بخیرشما،امیدی نیست"

کدخدا، ملانصرالدین را برای عصرانه به عمارت پر جلال و شکوه اش دعوت کرده بود، دو تائی در ایوان عمارت کدخدا که مشرف به آق شهر و معبر اصلی آن بود نشسته کباب بره تناول می‌کردند و آتش زیر چای، و روی چُپُق و قلیان را چاق میکردندکه بناگاه متوجه شدند مردم آق شهر مضطرب و پریشان روی به خارج شهرگذاشته اند، کدخدا دَمی کار عیش و نوش رها نمود،مسئول دفترش را فراخواند و چرائیٍ گریز مردم را از وی پرسید. مدیر دفتر بالکل از ماجرا بی خبر بود و بعد از بازخواست کدخدا، تازه متوجه موضوع شد، کدخدا دستور داد یکی از اهالی را بگیرند و بحضورش بیاورند، که چنین کردند. کدخدا از مردٍ پریشان حالٍ دستگیر شده پرسید: چه شده؟ کجا چنین شتابان؟مرد پریشان حال پاسخ داد: کد خدا چرا خبر ندارید که غولٍ گرانی افسار گسیخته و امانٍ مردم بُریده؟ با عرض پوزش، ما را دیگر به خیر شما و اطرافیان تان امیدی نیست،،، امروز تصمیم گرفتیم که برویم خارج از آق شهر و دست به سوی خدا دراز کنیم و از خدا طلب کنیم که بیواسطه برای این وضعیت چاره ای نماید، چرا که یقین داریم که در ذات او انصاف و بخشش هست، وعده دروغ بتکرار نمی دهد، برای آفریده هایش رحمان و رزاق است، و،،،،،، ای کاش جناب کدخدا شما و اطرافیانتون صداقت در گفتار و عمل را از او( خدا) یاد بگیرید. ما را بخیر شما، امیدی نیست! جزء پروردگار یکتا، پس میرویم دست به دامن او شویم.






تاریخ : جمعه 99/6/28 | 12:47 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

  "بحران"

"بحران "، پیشامدی است که بصورت ناگهانی و گاهی فزاینده رخ میدهد و به وضعیتی خطرناک و ناپایدار برای فرد،گروه، و جامعه می انجامد. «بحران» باعث بوجود آمدن شرایطی می شود که برای برطرف کردن آن نیاز به اقدامات اساسی و فوق العاده است. بحران ها برحسب نوع و شدت متفاوتند. «بحران» یک فشارزائی بزرگ و ویژه است که باعث در هم شکسته شدن انگاره‌های متعارف و واکنش های گسترده می شود و آسیب ها, تهدید ها،خطرها، و نیازهای تازه ای بوجود می‌آورد.امروزه بحران شخصی، بحران اجتماعی، بحران اقتصادی، بحران سیاسی، بحران زیست محیطی بعنوان برخی از دسته بندی های بحران شناخته می شوند.فرایند پیش بینی و پیشگیری از وقوع بحران، برخورد و مداخله در بحران بمنظور خنثی سازی یا کاهش عوارض سوء آن، و سالم سازی و به سازی اوضاع را مدیریت بحران می گویند که فن و دانشی کاربردی مبتنی بر مطالعات سیستماتیک و تجزیه و تحلیل بحران ها بمنظور حصول کارآئی و نیل به اهداف یاد شده می باشد.جای شگفتی است که بسیاری از بحران های پیشامده در کشور ما، نه تنها به یکباره حادث نشده اند، بلکه مدت مدیدی است که خود را جا انداخته و مزمن شده اند ( نمونه های متعدد بحران های اقتصادی و فساد مالی)، علاوه بر آن در بسیاری از موارد نه تنها پیشتر از وقوع آن آگاهی داشتیم بلکه خود در زمینه سازی و مساعد نمودن بستر آن شریک بودیم( نمونه های متعدد بحران های زیست محیطی)، نیز اگر کلاه خود را قاضی کنیم چندان نمونه موفقی از مدیریتِ حین و بعد از بحران را در کارنامه خود سراغ نداریم.لذا ده بحران اول کشور در سال های پیش رو که می بایست دراولویت سران سه قوه(مقننه،مجریه و قضائیه،و البته هرکدام متناسب با شرح وظایف مستقیم و مستقل خود)،قراربگیرد عبارتند از:

1. بحران آب

2. بحران فساد

3. بحران ناکارآمدی عملکردها

4. بحران فرسایش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی

6. بحران ناهنجاری‌‏های ساختاری اقتصاد ایران بخصوص معیشت مردم

7. بحران امنیت روانی نگرانی درباره آینده و فروکاست امید

8. بحران ناشی از انباشت نارضایتی‌ها

9. بحران بیکاری به خصوص بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی

10. بحران های زیست محیطی متعدد

انتظار میرود این موارد ده گانه جزء اولویت اول کشور بجای سایر مسائل دیگر و حاشیه ای از جمله تعیین سرمربی تیم ملی فوتبال،  فیلترینگ پیام رسان های خارجی، استیضاح فلان وزیر، استیضاح رئیس جمهور، حذف کنکور و غیره قرار بگیرد.






تاریخ : دوشنبه 99/6/24 | 6:17 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

افزایش ناگهانی قیمت " دورشکه" در آق شهر 

روزی کدخدا ملانصرالدین را صدا زد و به او گفت: ملا چند صباحی است قیمت "دورشکه" در آق شهر به شدت گران شده  و این افزایش مثل سرعت عقاب در آسمان در حال بالا رفتن است و من هرچه به افراد مسئول یعنی تولید کنندگان دورشکه،اداره حمایت از خریداران دورشکه، شورای دورشکه سواران و کمیته نرخ گذاری دورشکه، دستور میدم، قیمت ها همچنان بالا میرود. دیگر نمی دانم چکار کنم . با توجه به کیاستی که از شما سراغ دارم دست به دامن شما شدم. ملا گفت: کدخدا به من فرصت بدهید که موضوع را بررسی و ظرف یک هفته علت گرانی " دورشکه" را به شما گزارش بدهم. ملا نصرالدین روز بعد رفت پیش تک تک  مسئولین قیمت گذاری و با آنها صحبت کرد هرکدام از آنها دیگری را مقصر گرانی " دورشکه" معرفی کردند و ملا را مثل توپ فوتبال به این طرف و آنطرف پاس دادند. نصرالدین شبانگاه که داشت به خانه برمی گشت، دید که رئیس اداره حمایت از خریداران دورشکه،مسئول قیمت گذاری دورشکه و رئیس شورای دورشکه سوارن، دارند یواشکی وارد خانه مشهدی شمس اله یکی از بزرگترین  تولید کنندگان "دورشکه" در آق شهر، میشوند. ملا از این کار آنها تعجب کرد که چطور میشود این چهار نفر که روز روشن به خون  هم تشنه بودند و همدیگر را متهم به گرانی "دورشکه" می کردند. شب به این راحتی زیر یک سقف جمع میشوند. ملا فهمید که کاسه ای زیر نیم کاسه هست. فردا آفتاب نزده برای اینکه قیمت "دورشکه" با تصمیم شبانه مسئولان نالایق و خیانت کار بالا نرفته، رفت پیش کدخدا و گفت: قربان برای اینکه  گرانی "دورشکه" را بتوانید در آق شهر کنترل کنید و حتی آن را پائین بیاورید باید فل فور شورای دورشکه سواران، کمیته قیمت گذاری دورشکه و اداره حمایت از خریداران دورشکه را منحل کنید. چرا که افزایش قیمت در دست  این افراد است‌ و تا اینها روی کارند، گرانی "دورشکه"  در آق شهر ادامه خواهد داشت. چرا که آنها به قصد و با دسیسه و نیرنگ قیمت ها را افزایش می دهند. کدخدا فورا دستور منحل شدن آنها را داد و از فردا قیمت "دورشکه" به قیمت اولیه خود رسید و دلالی از بازار جمع شد به راحتی آب خوردن. حال در کشور ما این قصه تلخ افزایش قیمت خودرو همچنان تداوم دارد و معلوم نیست آخر این قصه چه خواهد شد چرا که فعلا همه سکوت کرده اند و قیمت خودرو به سرعت تند باد معروف "هاریکین " در حال افزایش است. ای کاش ملانصرالدین زنده بود ای کاش!!!!






تاریخ : یکشنبه 99/6/23 | 8:9 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

آه که این روز ها چقدر همه باید مراقب هم باشیم! 

این روزها خدا خدا می کنم که بورس کم نیاورد. ترامپ زردآلو بیش از این خیره سری نکند و دوباره رای نیاورد. تورم چهار نعل نتازد. کرونا از ما انسان ها خسته شده و رخت بربندد. جوانان به آینده امیدوار باشند و آینده نیز با آغوش باز پذیرای آنها باشد.

این روز ها خدا خدا می کنم بتوانیم دوباره همدیگر را با عشق و محبت و بدون ظاهر سازی و نیرنگ،بغل کنیم و دوباره دست های همدیگر را مثل سابق به نشانه دوستی،بفشاریم. دوستی هایمان بی ریا و یکدست باشد و هوای که نفس می کشیم مثل آب چشمه زلال و پاک باشد.

این روز ها خدا خدا می کنم جایگاه، پست و مقام، ما را هوای نکند، طوری که به یکدفعه سر از کانادا در بیاوریم. با مردم صادق و رو راست باشیم چرا که آنها از ما هستند و ما نیز از آنها، اعتماد بین افراد جامعه مثل سابق باشد و دوباره یک تار سبیل جای چک و سفته را بگیرد. کودک آزاری و دیگر آزاری از جامعه خداحافظی کند.

این روز ها خدا خدا می کنم معضل بیمه بیکاری بعد از گذشت 6ماه حل و فصل گردد تا دیگر شرمنده متقاضیان نشویم. شغل به وفور ایجاد گردد طوری که شغل بدنبال فرد بیکار به گردد.

این روز ها خدا خدا می کنم که بتوانیم همدیگر را تحمل کنیم و انصاف را نسبت به هم نوعان خودمان روا بداریم. دیگر شاهد اخبار ناخرسند از هنر هفتم (سینما) مبنی بر ازدواج چند روزه هنر پیشه های ایرانی و تغییر جنسیت آنها هرچند دورغ نباشیم. ودر آخر این روزها خدا خدا می کنم که خدواند در رحمتش را به روی ما نبندد.

آه که این روز ها چقدر همه باید مراقب هم باشیم!






تاریخ : سه شنبه 99/6/18 | 8:20 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

آیا آموزش در شرایط کرونایی به جبر است یا به اختیار؟ 

بعد از گذشت چند روز از بازگشایی مدارس در سراسر کشور با یک آشفته بازاری از کنش ها و واکنش های متناقض و متفاوت، هم از سوی مسئولان و هم از سوی خانواده ها در خصوص حضور دانش آموزان در مدارس، مواجه هستیم. در این ارتباط خانواده ها به دو طیف عمده تقسیم بندی می شوند. طیف اول از خانواده ها معتقد به حفظ سلامت فرزندانشان هستند و به همین دلیل مخالف حضور آنها در سر کلاس درس می باشند و از فرستادن فرزند خود به مدرسه ممانعت  می کنند. علت این تصمیم سرسختانه( که در شرایط معمول خلاف قانون محسوب می شود.),سخنان رئیس جمهور مبنی بر اجباری نبودن حضور دانش آموزان در سرکلاس های درس و همچنین شیوع پیک دوم بیماری، می باشد‌. بخش دیگری از والدین ضمن نگرانی از سلامت فرزندان خود اعتقاد دارند که آموزش حضوری نقش مهم و تاثیر گذاری در یادگیری دانش آموزان دارد و با نگرانی و استرس آنها را به اجبار راهی مدارس می کنند. دلیل این طیف از خانواده ها، عدم آشنایی به فوت وفن، نبود یا نازل بودن استاندارد ویا فرهنگ مناسب یادگیری در سیستم آنلاین، عدم دسترسی بخش مهمی از جامعه به ابزارها و تجهیزات الکترونیکی مورد نیاز، و مهمتر از همه آماده نبودن برنامه آموزشی شاد، علیرغم وعده و وعید های مسئولان آموزش و پرورش ، میتوان جستجو کرد. از سوئی عدم حضور برخی از دانش آموزان در سرکلاس باعث ایجاد نوعی بی میلی در دیگر دانش آموزان شده است طوری که این تعداد از دانش آموزان نیز به خانواده های خود برای عدم حضور در مدرسه، فشار می آورند. حال با توجه به مطالب عنوان شده سوالی که در این مقطع زمانی مطرح میشود این است که بالاخره با این شرایط کرونایی، آموزش در کشور به جبر است یا به اختیار؟  سوالی که تاکنون جواب شفاف و روشنی به آن داده نشده است. پاسخ هرچه باشد، چرائی آن می بایست به روشنی و بدون هرگونه ابهامی در معرض واکاوی متخصصان امر و قضاوت مردم قرار گیرد.






تاریخ : دوشنبه 99/6/17 | 2:1 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

پرسش مهر 

روز بازگشایی مدارس در آق شهر کدخدا که به علت شیوع ویروس کرونا و قطع خطوط پروازهای هوائی موفق به بازگشت از سفر نوروزی خود نگردیده بود از ملانصرالدین به عنوان پیشکسوت مدیریت در شهرداری آق شهر خواست در مدرسه خانعلی، بزرگترین آموزشگاه آق شهر حاضر شود تا ضمن زدن زنگ مهر، برای دانش آموزان آن مدرسه سخنرانی نماید. ملانصرالدین تمامی شب را مشغول جستجو و یافتن موضوع مناسبی برای سخنرانی فردایش بود ، در نهایت بهتر دید که ذهن دانش آموزان را با طرح پرسش هائی چند به چالش بکشد، پس دست به قلم برد و آغاز به طرح پرسش نمود.  ملا روز اول مهر ساعت 8صبح در مدرسه خانعلی حاضر و بعد از زدن زنگ شروع بازگشایی مدارس و همچنین عرض تبریک آغاز سال تحصیلی نو برای کسب علم و دانش خطاب به دانش آموزان و والدین تماشگر حاضر چنین آغاز به سخن نمود : دانش آموزان مدرسه خانعلی من 10پرسش برای شما مطرح می کنم ، هر دانش آموزی که تا پایان سال تحصیلی به همه آنها جواب درست و قانع کننده ای بدهد، شهرداری آق شهر کلید یک دستگاه خودرو ملی تولید آق شهر را برایگان به او تحویل خواهد نمود.، و اما پرسش ها:

1) چرا ویروس کرونا تا به حال به آق شهر نفوذ نکرده است؟

2) چرا تاکنون از آق شهر کسی به کانادا فرار نکرده است؟

3) به چه دلیل در آق شهر قیمت اجناس برای چندین سال متوالی همچنان ثابت مانده است؟

4) چرا رضایت مندی مردم آق شهر از شهرداری و سایر ،،،بالا است؟

5) چرا همه از بلاد دیگر مشتاق اند در آق شهر سرمایه گذاری کنند.؟

6) چرا شهر حکیم باشی که بالای شهر ما قرار دارد ،از آق شهر خوشش نمی آید؟

7) چرا در آق شهر هیچ بانکی وجود ندارد؟

8) چرا در آق شهر هیچ پلی نیمه تمام و هیچ پروژه عمرانی ناتمامی نداریم؟

9) چرا جام ما با جام فوتبال تفاوت می کند؟

10) چرا در آق شهر یک نوع مدرسه داریم نه انواع و اقسام و الوان مدرسه ها؟

بعد از اینکه سوال های ملا تمام شد. یکی از والدین دانش آموزان گفت: آقای شهردار سوال های شما برای دانش آموزان ابتدایی این مدرسه سنگین است و اینها نمی توانند به آنها جواب بدهند. ملا گفت: عزیزم عیب ندارند همه مجازند حتی وقتی رفتند به کلاس های بالاتر به آنها جواب بدهند. یکی دیگر از والدین پرسید.  ملا ! آیا تا آن زمان شما همچنان در پست شهرداری خواهی ماند؟ ملا در جواب گفت: خانم شما نگران نباشید، مگر تاکنون مشاهده نکرده اید که شهرداری سکوی پرتاب است، بنده اگر شهردار نباشم بالاخره مدیر جای  دیگر خواهم بود و به قول خود عمل خواهم کرد. بعد از گفتن این جمله همه به ملا نصرالدین کف زدند و جلسه تمام شد و دانش آموزان رفتند سر کلاس های خود، در حالیکه ذهن و حواس شان به تمامی معطوف به وعده ملا بود.






تاریخ : یکشنبه 99/6/16 | 2:19 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

بازگشایی مدارس 

بعد از کش و قوس های فراوان، در نهایت مقرر شد  مدارس با در نظر گرفتن شرایط شهرها از بابت شیوع ویروس کرونا،از تاریخ 15شهریور ماه جاری بازگشایی گردد. با توجه به اینکه تقریبا اکثریت قریب به اتفاق استانها و شهرها در سرتاسر کشور به نوعی درگیر  با ویروس کرونا و مبارزه با آن هستند. ضروری است مسئولان آموزشی بویژه مدیران مدارس با حساسیت ویژه نسبت به رعایت موازین بهداشتی و پروتکل هائی که مختص مدارس است و از سوی ستاد ملی کرونا مصوب گردیده ،اهتمام جدی داشته و هیچگونه اهمال ، کوتاهی، و غفلتی را در رعایت آنها مجاز نشمارند.

چرا که کوچکترین بی توجهی و عدم رعایت  پروتکل های  بهداشتی باعث انتقال گسترده ویروس کرونا در بین دانش آموزان ، خانواده ها، و سپس جامعه خواهد بود و چنین سیکلی  شروع پیک سوم کووید 19در کشور را بدنبال خواهد داشت. حال که قرار شده مدارس بازگشایی شود مسئولان وزارت آموزش و پرورش می بایست چند نکته مهم را مد نظر قرار دهند:

-) تجهیز سرویس های مدارس و آموزش نحوه? صحیح استفاده از آن توسط دانش آموزان

-)  توجه به مدارس روستایی و مدارس مناطق محروم در ارتباط با تامین مواد ضد عفونی و ماسک برای دانش آموزان

-) ضد عفونی سرویس های بهداشتی مدارس بطور روزانه و مرتب

-)  کنترل ورود و خروج دانش آموزان هنگام ورود و خروج از مدرسه متناسب با پروتکل های بهداشتی ابلاغی

-) برگزاری جلسات ( ولو آنلاین) با خانواده ها در خصوص توجیه آنها و هماهنگ شدن در خصوص کیفیت برگزاری برنامه های درسی

-) توجه جدی به مدارس استثنایی به جهت شرایط ویژه دانش آموزان مدارس مذکور

-) رصد مرتب برنامه اجتماعی و آموزشی آنلاین و رفع اشکالات آن چرا که معمولا برنامه های اینترنتی در کشور در شروع با اشکالات و ایرادات فراوانی روبرو  می باشد.

-) توجه جدی به دانش آموزان ابتدایی، چرا که آنها  به دلیل سن پائین خود چندان توجهی به رعایت دقیق موازین بهداشتی ندارند. لذا می طلبد در این خصوص بطور مرتب مورد توجه و تشویق قرار گیرند.

در پایان امیدواریم شاهد هیچگونه اتفاق خاص در پی بازگشایی مدارس در کشور نباشیم. و این مهم قابل تحقق است  آنگاه که والدین و مدیران مدارس همکاری و هماهنگی مجدانه و تنگاتنگی در این خصوص داشته باشند.






تاریخ : شنبه 99/6/15 | 7:59 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

سردرگمی،دلواپسی و واقعیتی تلخ! 

 برابر خبر منتشر شده در فضای مجازی از قول معاون یکی از وزارتخانه ها در حال حاضر،63درصد درآمد خانوارها از محل کار و فعالیت نیست !!! به گفته ایشان این رقم در سال 90 معادل 57 درصد  و در سال 96 معادل 49 درصد بوده است.آمار ها و درصد های مورد اشاره بیانگر این واقعیت است که به دلیل گرانی و تورم بالا در اقتصاد کشور، سرپرستان خانوار برای گذران زندگی خود،به کسب درآمد از راههای غیرمولد  مختلفی از قبیل خرید و فروش ارز و سکه، معاملات در بورس، خرید و فروش مستغلات و دارائیها اعم از خانه و ماشین و یا سپرده گذاری در بانک های خصوصی و اخذ سود بانکی و غیره روی آورده اند.اگر از منظر روانشناسی به این موضوع نگاه کنیم یعنی 63درصد خانوارها همواره تحت فشار و استرس می باشند و آرامش روانی ندارند که در صورت استمرار این شرایط، بهداشت روانی این مجموعه یا خانوارها در معرض خطر می باشد. اگر از منظر بهره وری در محیط کار به این اتفاق نامیمون بنگریم بدان معنا است که نیروی کاری که جزء این 63درصد می باشند در محل کار خود اعم از اینکه محل کار خصوصی باشد یا دولتی، با حداقل بهره وری کار می کنند. چرا که فکر و ذهنشان مشغول و دلواپس کسب درآمدشان از محل هائی غیر از منبع حقوق و دستمزد مستمر ثابت شان(محلی که بطور رسمی درآن اشتغال دارند).  بایستی توجه داشت که تا اقتصاد کشور سامان نیابد وتورم و گرانی مهار یا کنترل نشود، این درصد ها همچنان  روند صعودی خود را حفظ خواهند کرد و بالا و بالاتر خواهند رفت و این امر بواقع آفتی است که از ابعاد مختلف اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی خانواده ها را تهدید می کند.






تاریخ : شنبه 99/6/15 | 7:55 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

"جایگاه رفیع "

زمانیکه ملا نصرالدین شهردار آق شهر بود در شورای شهر برسر موضوع پراهمیت "جایگاه رفیع" با کدخدا مشغول مباحثه و مجادله بود. ملانصرالدین می گفت: کدخدا "جایگاه رفیع" برازنده افراد خردمند، مجرب و شایسته ترفیع است، چه اصراری هست که می خواهید فلان آقا را که هیچگونه شایستگی و تجربه کاری ندارد را در پست به این مهمی بگمارید؟ از ملا گفتن و اصرار و از کدخدا نشنیدن و نپذیرفتن و انکار،،،. ملا برای اینکه برای کدخدا ثابت کند "جایگاه رفیع" شایسته افراد صاحب دانش و با تجربه است، نه افراد جاهل و بی تجربه، به کدخدا پیشنهاد نمود که : اگر اجازه بدهید من با یک مثال عینی و عملی این موضوع مورد مناقشه را به شما و سایر اعضای شورای شهر آق شهر،ثابت کنم. کدخدا که بر گمانِ خود هیچگونه شک و تردیدی روا نمی‌داشت ومثل همیشه نظر خود را برحق می‌دانست بخاطر اینکه او را خجل و بی اعتبار سازد گفت: نصرالدین اشکالی ندارد ما با اشتیاق منتظر مثال عملی شما هستیم. ملا به چند مامور شهرداری دستور داد تا الاغش را به بالای پشت بام شورای شهر،ببرند. کدخدا که شاهد این حرکت عجیب او بود حیرت زده گفت: ملا معلوم است داری چکار می کنی؟ نصرالدین در جواب گفت: رئیس جان اجازه بدهید وقتی الاغ به پشت بام رسید علت این کارم را به شما توضیح خواهم داد.بالاخره ماموران نگون بخت با هزار زحمت الاغ را کشان کشان به بالای پشت بام رساندند. سپس ملانصرالدین به ماموران دستور داد تا الاغ را به سرِ جای اول خود برگردانند (پائین بیاورند.)، آنها هرچه قدر تلاش کردند الاغ را نتوانستند به پائین بکشند. ماموران خسته و نفس زنان به سالن جلسه آمدند. ملا گفت: پس الاغ کو؟ ماموران گفتند: شهردار هرچه تلاش کردیم الاغ پائین نیامد. جناب شهردار او در حال پایکوبی در پشت بام است و اصلا به فرمان ما نیست. در این هیر ویر بود که از شدت پایکوبی و بالا و پائین پریدن الاغ به یکدفعه، سقف شورا فرو ریخت. شهردار رو کرد به کدخدا و گفت: جناب رئیس! مشاهده فرمودید که اگر خری را به "جایگاه رفیع" برسانید، هم آن جایگاه را خراب می کند و هم خود را در معرض هلاکت قرار می دهد؟ پس از تصمیم خود مبنی بر دادن "جایگاه های رفیع" به افراد ناشایست،فاقد دانش، کم ظرفیت و بی درایت لطفاً پرهیز نمائید. چرا که ضرب المثل نیاکان ما نیز میگوید:«دشمن دانا، به از نادان دوست».






تاریخ : پنج شنبه 99/6/13 | 6:23 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()
<   <<   16   17   18   19   20   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • وب میوه ها
  • وب دختر تهرونی
  • وب دو دی ال
  • وب وب آنلاین