سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم

 

ملاحظه کاری در اشتغال حادثه آفرید

باخبر شدیم که ساختمان 15طبقه پلاسکو تهران با بیش از 50 سال قدمت روز پنجشنبه مورخ 1395/10/30 اثر آتش سوزی در هم فرو ریخت ومتاسفانه تعدادی از ماموران جان برکف وفداکار آتش نشانی در این حادثه جان خود را از دست دادند که برای همه ی آنها از خداوند منان آرزوی مغفرت و برای بازماندگان آنها طلب صبر می نمائیم. نگاه جامعه شناختی به موضوع بیانگر این مطلب است که در ساختمان پلاسکو تعداد 600واحد تجاری در زمینه تولید پوشاک مشغول فعالیت بودند  اگر سرانه هر واحد تولیدی را بطور میانگین3نفر در نظر بگیریم تعداد 1800 کارگر در آن مکان مشغول بکار بوده اند.هر چند درخبرها ازسوی مسئولین امر شنیده شد که به دلیل نا ایمن بودن ساختمان به هیئت مدیره اخطار های کتبی و شفاهی داده شده بود ولی علیرغم آنها این حادثه دردناک اتفاق افتاد.حال این سوال مطرح میگردد چرا با علم و آگاهی متولیان امر به احتمال حادثه،جلوی آن گرفته نشده است. همه میدانیم که هرگونه پلمپ و جلوگیری از فعالیت یک صنف ،نیازمند دستور مرجع قضایی است در مورد ساختمان پلاسکو مرجع قضایی با رعایت جمیع جهات و تبعات اجتماعی و جامعه شناختی آن تنها به صدور اخطاریه بسنده کرده و چاره ای جزء این نداشته است چرا که در صورت صدور دستور پلمپ اولین کسی که به این امر اعتراض میکردد قطعا خود ما بودیم.چرا که درحال حاضر مسئله اشتغال وکاهش بیکاری جزء اولویت اول کشور قرار گرفته و اگر فرد و مسئولی بخواهد به صورت منطقی در این خصوص اعمال قانون کنند، قطعا مورد عتاب و اعتراض مافوق و افراد جامعه قرار خواهند گرفت. باید این واقعیت را پذیرفت که هرچند مسئله اشتغال و بیکاری به دلایل مختلف سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و کم کاری مسئولین در حال حاضر در راس همه ی امور کشور قرار گرفته ولی نباید با ملاحظه کاری و تن دادن به هر کاری جهت ایجاد اشتغال و حفظ آن،جان و سرمایه های مردم را به خطر بیاندازیم.قطعا این حادثه اولین و آخرین حادثه نخواهد بود. چراکه در سراسر کشور کارگاه های این چنینی، حتی بدتر از شرایط ساختمان پلاسکو وجود دارند که هیچگونه مسایل ایمنی در آنها رعایت نمی گردد و تنها به دلیل ملاحظه کاری در اشتغال به فعالیت خود ادامه میدهند.بنابر این ضروریست مقامات کشوری و استانی هر چقدر ستاد،کمیته و کارگروه میخواهند تشکیل دهند قبل از اتفاق افتادن حادثه تشکیل و اقدامات پیشگیرانه  جهت  جلوگیری از خسارت های جانی و مالی را اتخاذ نمایند. نه اینکه بعد از حادثه به تلاطم بیافتند که اثر بخش نخواهد بود. به امید روز های خوش                                                              

 

 

 

 

 

 




تاریخ : شنبه 95/11/2 | 12:12 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

                     اتحاد همانند تکه های چوب

در کتاب های درسی،برنامه های تلویزیونی و نصایح بزرگان برای نشان دادن اتحاد و باهم بودن ازتکه های به هم چسبیدن چوب استفاده می شود تا شنوندگان وبینندگان بهتر بر نقش واهمیت متحد بودن واقف شوند. موضوعی که این روزها کشور برای خروج از بن بست بوجوده آمده به شدت به آن نیازمند می باشد و تا زمانی که ان مهم اتفاق نیافتد هیچکدام از مسایل ومشکلات کلان وخرد کشور از جمله تولید،اشتغال،کاهش اسیب های اجتماعی،رفاه،بهداشت وغیره به سرانجام نخواهد رسید. درکشوری که قو مجریه،قضائیه ومقننه درجهت دهی به مسایل وچالشهای روبروی کشوربا هم متحد و به نوعی همسو نباشند و برعکس در تقابل هم باشند،نباید انتظاررشد وپیشرفت را داشت. زمانیکه جوانان وفارغ التحصیلان دانشگاهی نیازمند ازدواج،مسکن و اشتغال هستند،فضای سیاسی کشور روزبروز با بگومگوهای حزبی وسیاسی سنگین و مانند آلودگی هوای کلان شهرها غیرقابل تحمل شده است.علی ایحال تا وقتی که مسئولین وتصمیم گیران همانند تکه های چوب برای رشد وتعالی کشور باهم و درکنارقرار نگیرند،برنامه ها ونقشه های توسعه ای کشور هرچند با آخرین متد علمی وتوسط متخصصین امر نیز نوشته شده باشد،بطور قطع یقین در تحقق آن باید شک کرد. به امید روز های خوش.

 

 




تاریخ : یکشنبه 95/10/26 | 3:44 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

                                                    رحلتی بی جایگزین

روز یکشنبه مورخ 1395/10/19دی ماه،خبر ناگهانی ارتحال جانسوز پیر سیاست و انقلابی نستوه آیت ا.... اکبر هاشمی رفسنجانی به نظرم کل کشور را چه آنهایی که دل در نظام اسلامی دارند و چه آنهایی که از نظام بریده اند را در حیرت و بهت فرو برد. چرا که انگار این مرد خسته از حوادث و تلاطمات انقلاب به دلیل جایگاه و پایگاه اجتماعی بلند برای همیشه زنده خواهد ماند. ولی افسوس که مرگ حق است وشمول وغیر شمول نمی شناسد.در هرصورت کشور و نظام جمهوری اسلامی فردی سیاستمدار،استراتژیک،تئوریسین،تحلیل گر،آینده نگر و از همه مهمتر وفادار به اصل انقلاب اسلامی را از دست داد که نقش و تاثیرگذاری او بعنوان یکی از رکن های رکین کشور بعد از خودش رفته رفته بر همگان نمایان وآشکار خواهد شد.هر چند که در سالهای اخیر بویژه بعد از انتخابات سال 88 به دلایل مختلف سیاسی وحزبی ناجوانمردانه مورد هجمه سیاسی قرار گرفت و نااهلان و انقلابیون تازه به دوران رسیده او(هاشمی)را اهل فتنه،فراماسونر،خائن و..... نامیدند که جفا بود در حق آن مرد فقید. ولی وی همواره با این همه فشار و تهمت ها از اصول و شعار های بنیادین انقلاب بویژه تبعیت از رهبری و حفظ منافع ملی کشور دست برنداشت. در شان و تاثیرگذاری منطقه ای پیر وفادار انقلاب(هاشمی رفسنجانی)همین بس که قبرستان بقیع را با یک سفر به کشور عربستان سعودی بر روی زائران زن بازگشایی کرد. اقدامی که به جزء او به دلیل داشت خلاقیت و نواوری سیاسی از کسی ساخته نبود. بهبوهه ی جنگ تحمیلی در کثفت فرماندهی کل قوا در خصوص پایان جنگ و پذیرش قطعنامه سازمان ملل با جرات تمام با رهبری(امام خمینی ره) مذاکره کرد موضوعی که در آن روز های پر التهاب سیاسی و اجتماعی کسی جرات مطرح کردن آن را نداشت.جای تاسف دارد که برخی از افراد گمراه جامعه در فضای مجازی درگذشت و ارتحال او را به مسخره گرفته و تلاش کرده و دارند تا با تخریب چهره آن مرد بزرگ به نوعی جایگاه او را در کشور خدشه دار نمایند.قطعا این افراد ناآگاه نمی دانند که کشور از حیث سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و اجتماعی با رحلتی بی جایگزین روبروست  و موازنه سیاسی کشور نیز تغییر خواهد کرد که در آینده نه چندان دور شاهد اثرات آن خواهیم بود. روحش شاد و یادش گرامی باد.

 




تاریخ : چهارشنبه 95/10/22 | 9:24 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

                                                  بسیجی بودن به چفیه نیست  

وقتی صحبت از بسیج وبسیجی بودن به میان می آید،کلمات وجملاتی در وصف این اصطلاح همانند موارد ذیل در جلسات و گفتمان سازی های عمومی وتخصصی در زبان ها جاری وساری میگردد:

-)بسیج یعنی مهربانی و محبت

-) بسیج یعنی عشق و وفاداری

-)بسیج یعنی آگاهی وبصیرت داشتن به محیط پیرامونی

-)بسیج یعنی دوست داشتن هم نوع

-)بسیج یعنی احترام گذاشتن به دیگران

-)بسیج یعنی شناخت خوب از بد

-)بسیج یعنی صادق بودن در عمل وگفتار

-)بسیج یعنی دفاع از مرز وبوم کشور

-)بسیج یعنی پرهیز از هرنوع دشنام ودروغ وخیانت

-)بسیج یعنی پرهیز از نگاه به نامحرم

-)بسیج یعنی تلاش برای خدمت به کشور

-)بسیج یعنی کمک به همنوع ونیازمندان جامعه

-)بسیج یعنی پایبند بودن به خانواده

-)بسیج یعنی منتقد وانتقاد پذیر بودن

و هزاران جمله زیبا و معنادار که در محافل اجتماعی وسیاسی بویژه در ایام هفته بسیج بیشتر درباره آن شنیده ایم  .حال این سوال در ذهن متبادر میگردد که چرا با اینهمه جمعیت بسیجی وگسترش آن دربین آحاد  و قشرهای مختلف جامعه، همه روزه شاهد افزایش و گسترش انواع مختلف آسیب های اجتماعی در جامعه خودمان هستیم!بطوریکه به راحتی به همدیگر دشنام وتهمت می زنیم وحق را ناحق میکنیم ودیگر رفتارها،گفتارها وناهنجاری که به نوعی با جامعه ای که بسیجی بودن را الگوی خود قرار داده است همگن و سازگار نمی باشد. بنظر میآید آن طور که باید وشاید نتوانسته ایم در جریان گفتمان سازی معنا ومفهوم بسیج در ذهن وباطن افراد،موفق عمل نمائیم و متاسفانه در این حوزه(ترویج فرهنگ بسیج)به ظاهر سازی وچفیه انداختن اکتفا کرده ایم.البته نباید طوری از این یادداشت برداشت شود که این موضوع به کلیات افراد شمولیت دارد که قطعا اینطور نیست وبسیجیان خالص و متدین در جامعه فراوان وجود دارند.

علی ایحال مسئولین امردرجریان فرهنگ سازی بسیج باید طوری عمل نمایند که قداست و کرامت معنا ومفهوم کلمه بسیج که یادگار رهبر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران است حفظ گردد وبسیجی بودن به اشخاصی اطلاق گردد که واقعا واجد کلیه موارد اشاره شده فوق بوده وحتی بیشتر از آنها در ذهن،رفتار و گفتار آنها عجین شده باشد در این صورت است که بسیج وبسیجی بودن،مانع رشد آسیب های اجتماعی وحتی کاهش آن در جامعه خواهد شد و زمینه ساز رشد وتوسعه کشور رانیز فراهم خواهد کرد.به امید روز های خوش

 

 




تاریخ : دوشنبه 95/10/20 | 12:40 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

                                                   مرهم دکتر نوبخت برای زخم ریلی استان

 

دکتر محمد نوبخت،معاون رئیس جمهور ورئیس سازمان برنامه وبودجه کشور در یک سفر غیره منتظره روز پنجشنبه مورخ 1395/9/25به استان اردبیل سفر و در جلسه ای با حضور مسئولین و نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه شهرستان اردبیل آخرین وضعیت پروژه راه آهن اردبیل که به نوعی به تاریخ پیوسته است  را بررسی کردند.درخصوص این سفر ذکر چند نکته به نظر الزامی میآید:

1- طوری دراین سفر مانور سیاسی دادند که به نوعی منت برسرمردم استان اردبیل گذاشتن که جناب دکتر رنج سفر تحمل کرده ودر شرایط برفی وکولاک به اردبیل سفر کرده است.واقعیت کدوم رنج سفر،با هواپیما وارد تبریز و از تبریز به قول رحمت سریال پایتخت، با شاسی بلند که داری امکانات سرمایشی وگرمایشی است وارد استان اردبیل شده است.کجای این رنج سفر تلقی میگردد که حتی ایشان نیز با این عنوان(لذت خدمت در این بود که با دشواری راه ها خدمت مردم استان برسم).در هر صورت خدا قوت دکتر.

2- همه به خوبی میدانند که با تزریق قطره چکانی اعتبار سالانه 160میلیارد تومان ،آنهم اگه بطور کامل تخصیص یابد.پروژه راه آهن اردبیل به این زودی ها تکمیل و به بهره برداری نخواهد رسید.تنها راه آن با لحاظ نمودن محدودیت منابع مالی دولت ،جذب سرمایه گذار خارجی(فاینانس)می باشد.

علی ایحال این سفر را میتوان به نوعی مرهم سیاسی دکتر نوبخت برای زخم چرک کرده راه آهن اردبیل  آنهم به خاطر اعتراض برخی از نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی در خصوص گنجانده نشدن پروژه ریلی استان از سوی سازمان برنامه و بودجه در برنامه ششم توسعه وهمچنین کاهش بار روانی تاخیر چندین ساله آن از ساکنین استان قلمداد کرد.از سوی با تزریق سالانه 160میلیارد تومان به راه آهن اردبیل،این پروژه در 10سال آینده با تکنولوژی ریلی 10سال گذشته افتتاح خواهد شد!!!بنظر میرسد به این زودی ها نباید منتظر شنیدن سوت قطار در اردبیل باشیم.این سفر پرزحمت دکتر نوبخت و دیگر سفرهای مسئولین رده بالای کشوری هیچ فایده ای برای راه ریلی استان نخواهد داشت.چرا که راه آهن استان اردبیل به منابع مالی نیاز دارد، نه سفر های مکرر مسئولین امر.

                                                                                                                                                                     به امید روزهای خوش

 




تاریخ : جمعه 95/9/26 | 3:2 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

                                                                             استعفای قابل تعمل    

 

در روزهای اخیر در اقصی نقاط کشور شاهد حوادث تلخی بودیم که از مرگبارترین و ناگوارترین آن می توان به تصادف قطارهای تبریز مشهد و سمنان مشهد اشاره کرد که متاسفانه تعدادی از هموطنان عزیزمان به فجیع ترین شکل جان خود را از دست دادند که برای همه ی آن عزیزان کمال بخشش و برای بازماندگان آنها آرزوی صبر و تحمل این مصیبت بزرگ را دارم . آنچه در این اتفاق مهم در ذهن و افکار بیدار مردم عجیب و غیره منتظره آمد ، استعفای مدیر عامل شرکت راه آهن جمهوری اسلامی ایران بود. غیر منتظره از این لحاظ که این شیوه ی استعفا در کشور بی سابقه بود و تا آنجا که بنده سراغ دارم مورد مشابه این چنینی تاکنون اتفاق نیفتاده است. بنظر می آید استعفای مدیر عامل به نوعی از روی اجبار و علیرغم میل باطنی صورت گرفته و ایشان علاقه ای به چنین کاری نداشته اند. چرا که اگر اینطور بود اولاً : این اتفاق اگر از روی میل و اراده باطنی شخص مدیر عامل بود ، قطعاً باید در همان ساعات و روزهای اولیه اتفاق می افتاد. ثانیاً : این استعفا بعد از مصاحبه مطبوعاتی و تلویزیونی معاون اول رئیس جمهور که گفتند باید در بین مدیران ما نیز همانند کشور های دیگر، فرهنگ استعفا در چنین مواقعی وجود داشته باشد و راساً اقدام به چنین کار کنند ، اتفاق افتاد . ثالثاً : با توجه به اینکه مهمترین علت حادثه عامل انسانی تعیین و معرفی گردید به جهت کاهش بار روانی حادثه از جامعه و خانواده های مصیبت دیده ، به نوعی تصمیم گرفته شده یکی از مسئولین امر خود را قربانی کند و از بد حادثه، قرعه بنام مدیر عامل راه اهن افتاد . ولی در اصل اگر به طور تمام و کمال اراده بر اجرایی فرهنگ کشورهای دیگر در این زمینه بود، این وزیر راه و شهرسازی بود که باید استعفا میداد نه مدیر عامل راه آهن .

همه ی این موارد به نوعی گویای این مطلب است که جناب آقایی (مدیر عامل راه آهن) به زور استعفا داده و جناب وزیر راه و شهرسازی از خدا خواسته سریعاً با استعفای وی موافقت تا به نوعی پرونده حادثه با قربانی کردن یکی از مسئولین رده بالا بسته شود. در خاتمه بنظر می آید مدیران و وزیران کشورمان هنوز به آن جایگاه فرهنگی و اخلاقی نرسیده اند که در چنین موارد مشابه راساً و بی درنگ اقدام به استعفا کنند. چرا که در کشور، قرار گرفتند در پست مدیریت مهم است و عملکرد  هیچ جایگاهی دران قرار ندارد .  به امید روز های بدون حادثه ی تلخ و ناگوار                                        

                                                                   

                                                                   

 




تاریخ : سه شنبه 95/9/9 | 6:13 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

درارتباط با لایحه 1/5 میلیارد دلاری اشتغال

 

در روزهای گذشته موضوع اقدام مشترک میان مجلس و دولت تحت عنوان لایحه 1/5میلیارد دلاری اشتغال ،تیترخبر رسانه ها قرار گرفته است. در خصوص لایحه مزبور  موارد کارشناسی ذیل ارائه میگردد.

-)باید این نکته مهم را مد نظر قرار داد که هر نوع طرحی باعث اشتغال جدید و پایدار نمی شود و گاهی فقط برای اخذ وام در پوشش اشتغال به ویژه در مناطق روستایی می باشد.

-)روستائیان اگر در باز پرداخت وام دچار مشکل شوند وام را دولتی تلقی و انتظار استمهال وام را خواهند داشت و دولت ناچار است در مقابل این انتظار اجتماعی تمکین کند که نمونه آن را در برخی از تسهیلات روستایی شاهد بود و هستیم .

-)طبق این لایحه 5/1 میلیارد دلار از منابع صندوق توسعه ملی برداشت و توسط بانک مرکزی به ریال تبدیل خواهد شد که امر منجر به افزایش نقدینگی و کاهش ارزش پول (تورم زایی)میگردد.

-)نحوه تشخیص اینکه متقاضی روستایی است یا خیر و یا اهالی شهر هم می توانند برای توسعه روستایی وام بگیرند ،محل بحث است.

-)کارکرد این وام کاملا شبیه وامهایی است که دولت قبل برای اشتغال و طرحهای زود بازده پرداخت ولی به نتیجه مطلوب نرسید.

نتیجه گیری :

نباید با پرداخت تسهیلات ، روستائیان بیکار را بدهکار کنیم . مشکل رکود و بیکاری کلا نقدینگی نیست، بلکه تصمیم واحد و یکپارچه برای حمایت از تولید وجود ندارد. و از طرفی در حال حاضر حدود 3000 طرح تایید شده درنوبت دریافت تسهیلات ازصندوق توسعه ملی هستند اما بازپرداخت تسهیلات 10 تا 12 میلیون تومانی به روستائیان به نحوی این صندوق خالی خواهد شد .بهترین راهکار کاهش بیکاری ، حفظ وضع موجود واحدهای تولیدی وکمک به آنها جهت خروج از رکود می باشد .منطقی نیست در چنین شرایطی منابع صندوق را به جای ترمیم واحدهای زخم خورده و نیازمند سرمایه درگردش به طرحهای جدید آن هم درروستاها که انواع طرحهای اشتغالزایی را در سنوات گذشته در این مناطق تجربه کرده و حتی در حال تجربه کردن هستیم   ولی از اثر بخش کافی برخوردار نبوده اند را دوباره امتحان کنیم.

 




تاریخ : سه شنبه 95/9/9 | 7:59 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

استرس های ناشی ازفیش های حاملهای انرژی

این روزها شاهد هستیم که در بین افراد جامعه بویژه در طبقه متوسط و تا حدودی متوسط  به بالا نوعی استرس جدید ناشی از فیش های نامتعارف حامل های انرژی بوجود آمده است. مهمترین علت آن نیز افزایش قیمت تمام شده برق و گاز برای خانوار ها آنهم نه به خاطر مصرف زیاد بلکه به خاطر وجود عناوین و آیتم های متنوع دهان پر کن از جمله آبونمان ، بهره وری ، ارزش افزوده و ... می باشد. این موارد هر سال در حال افزایش و زیاد شدن می باشند طوری که نوع و ابعاد فیش های صادره در حال تغییر هستند که نمونه آن فیش گاز در استان بنده می باشد(اردبیل) که همانند عکس های موبایلی ، یهویی بعد از خواندن کنتور توسط مامور صادره و فی المجلس تحویل میگردد و افتخار میکنیم با این اقدام که در راستای اقتصاد مقاومتی گام برداشته ایم . با توجه به اینکه حقوق و درآمد افرادی که در طبقه مزبور قرار گرفته اند افزایش چندانی نیافته و در صورت افزایش نیز متناسب با تورم موجود نبوده، باعث ایجاد فشار روانی بر سرپرست خانوار ها گردیده و این فشار نهایتا منجر به ایجاد  استرس های تنش زا در آنها شده است . به عنوان مثال کارمندی را در نظر بگیرید که علیرغم افزایش ضریب سالانه به دلیل کاهش اضافه کاری و سایر مزایای رفاهی نه تنها حقوقش نسبت به سال قبل افزایش نیافته بلکه کاهش نیز داشته است. جالب اینکه در این شرایط فیش های نامتعارف آب ، برق ، گاز و تلفن امان و نفس کارمند نگون بخت را بریده است . با این اوصاف چطور می توان انتظار داشت که طبقات مورد اشاره به ویژه کارمندان به فکر رفاه، گردش و سلامت خود باشند طوریکه برخی از کارمندان به حذف بیمه های تکمیلی خود فکر می کنند . البته این شرایط اقتصادی علیرغم ایجاد فشارهای روانی بر افراد مورد اشاره ، مزایایی نیز داشته چرا که در خواب و بیداری معادلات پیچیده ریاضی چند مجهولی را که چطور با اندک پول باقی مانده از حقوق باید اجاره خانه ، اقساط متنوع بانکی و غیر بانکی ، آب ، برق ، گاز و غیره را پرداخت کنند . نکته جالب تر اینکه در بعضی از زمانها نیز موفق شده اند معادلات مزبور را حل و فصل نمایند که بزرگترین ریاضی دان های جهان تاکنون موفق به حل آن نشده اند و نخواهد شد که این خود جای بسی خوشحالی دارد. به امید روزهای خوش

 

 




تاریخ : یکشنبه 95/9/7 | 1:25 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

سنگ فرش هر خیابان از طلاست

فرصتی پیش آمد که کتاب سنگفرش هر خیابان از طلا به قلم ( کیم- وو- چونگ ) موسس تشکیلات       « دیوو » را بخوانم. با توجه به اینکه نویسنده، آنچه را بیان و راهنمایی میکند خود شخصاً تجربه کرده است و در اثر سعی و تلاش به آن رسیده و از طرفی در این کتاب امیدها و نویدهایی فراروی خوانندگان و بخصوص جوانان قرار میدهد که بسیار طبیعی ، قابل دسترس و صادقانه است. لذا ضمن اینکه همه جوانان بویژه دانشجویان را جهت مطالعه کل کتاب دعوت میکنم بر آن شدم ده نکته مهم و آموزنده کتاب را خدمت خوانندگان محترم وبلاگم عرضه نمایم. امیدوارم که تاثیرگذار در مراحل زندگی دوستان بویژه جوانان و دانشجویان آینده ساز کشور باشد.

1-                تاریخ ازآن کسی است که آمال و هدف داشته باشد:

جوامعی که دارای هدف هستند ، ملتهایی که برنامه دارند سرانجام اهدافشان به واقعیت منتهی میشود. کشوری که برای رسیدن به اهدافش همه مردم را به مشارکت بگیرد قهرمان تاریخ جهان خواهد شد. تمام کسانی که امروز سرنوشت جهان را شکل میدهند کسانی هستند که دیروز در دوران جوانی برای زندگیشان هدف داشته اند. جوان بی هدف جوان نیست.

2-               تصمیم گیری:

در اثر مطالعه باید قدرت تصمیم گیری خود را تقویت کنید و این دلیل اصلی تحصیل علم است. تصمیم گیری بین غلط و صحیح ، سره از ناسره ، حق از باطل ، خوب از بد ، مضر از مفید و توانمندیهایی که بتوان چنین تصمیماتی را به نحو مطلوب اتخاذ کرد فقط از طریق تحصیل علم امکان پذیر است. شما ممکن است فرصتهای مختلفی را بدست آورید ، اما یک تصمیم غلط میتواند همه این فرصتها را نابود کند. هیچکس نمیتواند برای شما تصمیم بگیرد ، این خود شما هستید که باید برای خودتان تصمیم بگیرید.

 

3-              گامی فراتر از عارضه انجام کار در حد رفع تکلیف:

مردمی که تمام سعی و کوششان بر این است که وقتشان بیهوده تلف نشود و برای کار خود حد و مرز نمیشناسند قطعاًموفق ترند از کسانی که در حد انجام وظیفه کار میکنند. از زمان شروع فعالیت تجاری شرکت « دیوو» من ( کیم وو چونگ ) نتوانسته ام کارکنانی را که فقط برای رفع تکلیف انجام وظیفه میکنند، تحمل کنم. این طرز فکر نه سودی برای خود شخص و نه برای جامعه دارد.

4-              اهمیت ابداع و نوآوری:

نوآوری ، ابداعات و اختراعات نقش بزرگی در تاریخ بشریت بازی کرده است ، نوآوری و ابداعات با عزم ، تصمیم و اراده یک شخص خلاق شروع میشود که سعی میکند با درهم شکستن ایده های معمولی و موجود در این عرصه و زمان ، چیز جدیدی ارائه دهد یا بسازد.

5-              کار به عنوان سرگرمی:

جوانان امروز به جای اینکه کار و حرفه را یک هدف اصلی بشناسند آنرا تنها وسیله ای برای دستیابی به سایر خواسته های خود میبینند. به نظر من ( کیم وو چونگ ) بسیار غم انگیز است انسانهایی که از هر لحاظ به یکدیگر وابسته اند کار و حرفه را تنها وسیله ای برای پر کردن شکم خو بدانند و از این تاسف بارتر وظیفه افرادی است که در عنفوان جوانی به جای اینکه سرشار از روحیه ، نشاط و آرزو باشند به کار و فعالیتشان احساس ملال و خستگی میکنند.

6-               تجلیات ذهن:

فراموشتان نشود که هرچه امروز داریم ، روزی غیر ممکن تصور میشد. بعبارت دیگر شما با قدرت فکری میتوانیدآینده خودتان را بسازید.

7-              جهان ازآن شماست:

غرق در دوران گذشته و زمان حال نشوید و خود را در مرزهای جغرافیایی کشورتان محبوس نکنید آینده و جهان آینده ، هردو ازآن شماست.

8-              پول هیچکاره است:

پول به تنهایی نه خوب است نه بد نحوه استفاده از آن نقش پول را مشخص میکند. پول بایستی در جائیکه نیاز به آن است استفاده شود تا فایده داشته باشد. یعنی هم برای خود شما و هم برای سایرین باشد. ماحصل اینکه استفاده عقلانی از پول از تحصیل پول بهتراست.

9-               خوشبختی:

خشبختی را میتوان در محبت جستجو کرد زیرا خوشبختی از محبت منشاء میگیرد. بنظرم ما مردم دنیا همگی یک خواسته مشترک داریم ، یعنی همه خواهان خوشبختی هستیم اما نمی دانیم چگونه خوشبختی را بدست آوریم. ولی یک چیز را مسلم میدانم که به محض اینکه برای دیگران زندگی کنید و به دیگران مهر ورزید خوشبختی به شما روی میاورد.

10-           سخن آخر:

مسئولیت فرد نسبت به جامعه اش با افزایش دارائیش بالا میرود. هرچیزی که ما داریم از طریق جامعه به ما رسیده است. این موضوع در مورد دارائی ، شهرت و قدرت نیز صادق است. جامعه ثروت را برای تشکیل قصر و بارگاه فرعونی به ما عطا نکرده ، بلکه آنرا در اختیار ما گذارده تا به طرز مطلوبی همه را دوباره به او بازگردانیم.

 

 




تاریخ : دوشنبه 95/5/11 | 5:59 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

حجاب و عفاف به کجا میرود !

بیست و یکم تیر ماه، سالروز قیام مردم مشهد علیه کشف حجاب به عنوان شروع هفته عفاف و حجاب در کشور نامگذاری شده است. هفته ای که با برگزاری مراسمات در آن تلاش میشود نقش و شان توجه به حجاب وعفاف در پایداری و استحکام اخلاقیات در خانواده ها و جلوگیری از رشد و گسترش بی بندوباری درجامعه را نشان دهد. حال این سوال پیش می آید که چرا بعد از گذشت اینهمه سال و گرامیداشت هفته های حجاب و عفاف در آن سالها ، روز بروز بی حجابی و مهمتر از آن بد حجابی در جامعه اسلامی رو به افزایش میرود، طوریکه حتی زنان با حجاب سالهای گذشته نیز به نوعی به ترک چادر که یکی از فرمهای معروف و مهم حجاب در کشور تلقی میشود ، روی آورده اند.

در باره افزایش بی حجابی و بد حجابی در کشور تاکنون مقالات و پژوهشهای دانشگاهی مختلفی انجام شده و نتایج آن نیز بارها و بارها در محافل علمی و غیر علمی مطرح شده است. آنچه در این بین مهم است درک این نکته است که دیگر با توجه به رشد و گسترش فضای مجازی ، ارتباطات غیر مستقیم افراد و تغییرات بوجود آمده فرهنگی و اجتماعی شدید در سبک زندگی خانواده ها دیگر نمیتوان با برنامه های کلیشه ای سالانه هفته حجاب و عفاف که ازجمله آن میتوان به برگزاری مراسمات ورزشی، برگزاری سمینارهای سطح پائین، سخنرانیهای غیر کارشناسی در مدارس و همچنین ساختار و نهادسازی دولتی و غیر دولتی (شورای فرهنگ عمومی ، شورای انقلاب فرهنگی و ... )، با بی حجابی مقابله و موضوع حجاب را در جامعه ترویج و گسترش داد. چراکه همه ساله با توجه به برگزاری چنین مراسمات و برنامه های، شاهد گسترش مدلهای عجیب و غریب در پوشش زنان و مردان در جامعه که نمونه بارز آن در ماههای اخیر، مانتوها با پشت نوشته هایی به زبان انگلیسی که استفاده کنندگان از آن حتی معنای آن را نیز نمی داند، هستیم. واقعیت این است وضعیت حجاب و عفاف در کشور با توجه به موضوع ولنگاری عمیق که در حوزه فرهنگی کشور بوجود آمده و هر کس خود را متولی و تصمیم گیر در این حوزه میداند و برای آن نسخه ای می پیچد، به کجا میرود معلوم نیست. باید با شجاعت پذیرفت که تحمیل کردن حجاب نتیجه اش میشود این که یک دختر چادری که فقط از خانه درآمدنی چادر داره ، سر کوچه چادر میره تو کیفش و وسط خیابان یا توی ماشین غریبه آرایش  میکنه، چیزی که امروز در جامعه خیلی دیده میشود. عل ایحال بنظر می آید راهکار این معضل فرهنگی اجتماعی را در سخن زیبا و معنا دار مرحوم دکترعلی شریعتی باید جستجو کرد ولاغیر:

" نمیخواهد لباس بدوزید و بر تن زن امروز نمائید، فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست" یعنی همان آگاهی دادن ، مشاوره دادن و بصیرت افزایی در بین مردان و زنان جامعه ، نه راه انداختن گشت ارشاد و غیره که متولیان آن نه فنون مذاکره و مجادله را میدانند و نه شناختی از روحیه و نگرش جوانان دارند، در نهایت وضعیت میشود همین. به قول مرحوم سپهری؛ چشمها را باید شست ، جور دیگر باید دید. به امید آن روز

 

 




تاریخ : دوشنبه 95/4/28 | 6:1 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

  • paper | وبلاگ شخصی | بن تن