سفارش تبلیغ
صبا

انسان موجودی ناشناخته

این  روزها دوباره شاهد نسل کشی مسلمانان مظلوم و بی پناه منطقه روهینگیای کشور میانمار هستیم.هرچند وقت یکبار آرتش و بودائیان افراطی به دستور دولت میانمار،اقدام به قتل عام مسلمانان مظلوم و در عین حال فقیر روهینگیا آنهم بطور فجیع وغیرانسانی می کنند.طوری که مسلمانان را زنده زنده در خانه های خود آتش می زنند ویا با چماق و آلات تیز و برنده آنها را بطور وحشیانه می کشند. حتی در این بین به کودکان و سالمندان نیز رحم نمی کنند.گوشه های از این اعمال و جنایات تکان دهنده را درتلویزیون وفضای مجازی شاهد بوده و هستیم که جای تاسف دارد.هرچند که به نظر میآید همانند همه ی جنایاتی که در کره خاکی اتفاق افتاده و در آینده نیز اتفاق خواهد افتاد، جنایات در منطقه روهینگیا کشور میانمار نیز دلیل سیاسی اقتصادی داشته که قطعا ردپای دول اروپای و آمریکای در آن وجود دارد که تحولات بین المللی آینده آن را مشخص خواهد کرد.موضوعی که این یادداشت به دنبال آن نیست.با دیدن تصاویر نسل کشی مسلمانان روهینگیایی ناخوداگاه به یاد کتاب معروف انسان موجودی ناشناخته آلکسیس کارل افتادم که به زیبایی هرچه تمام تر ،انسان را ازابعاد مختلف مورد بررسی وتجزیه وتحلیل قرار داده است.کارل معتقد است تمامی افراد کره خاکی را نمی توان بنام انسان شناخت ومعرفی کرد.چرا که انسان زمانی انسان است که به هم نوع خود علیرغم تفاوت های نژادی،قومی ومذهبی محبت وعشق بورزد.با این توصیف آلکسیس کارل که بنظر بنده نیز منطقی ودرست می باشد.دولت میانمار وهمه ی افراد در هرمقام و منصبی که باشند اگر به هم نوع خودرحم نکنند،انسان نیستند و در واقع حیوانی هستند انسان نما.واقعا جهان را چه شده است و به کجا میرود که یک فرد، فرد دیگری را بطور وحشیانه می کشد و به این کار خود نیز افتخار می کند.نکته جالب این قضیه، نظارگر بودن افراد اعم از مسلمان وغیر مسلمان براین احوالات می باشد.آیا زمانی خواهد رسید که صلح و دوستی در جهان جاری و ساری گردد و همه ی افراد در کنار هم بدون مناقشه زندگی کنند.ضمن احترام به ذهن بیدار وآگاه خوانندگان عزیز،این موضوع محقق نخواهد شد وظلم وستم به افراد مظلوم و بی پناه فارغ از هرنوع دین و مذهب ادامه دار خواهد بود.مگرظهور انسانی که قول آن را خداوند درکتاب خود یعنی قران بشارت داده است. به امید آن روز بزرگ که همه ی انسان ها در آرامش کامل خواهند بود.




تاریخ : یکشنبه 96/6/19 | 4:28 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

اردوهای مرگ

15سال ازحادثه غرق شدن دختران دانش آموز قیام دشتی دراستخر پارک شهر میگذرد.آنچه درابتدا به عنوان دلیل حادثه مشخص شد،پرکردن قایق بیش ازظرفیت که داشت،بود.ظرفیت قایق 11نفر بود وقایقران حدود 17نفر را سوار و پس ازمدتی کنترل قایق را ازدست داده وتمام 17نفراز دانش اموزان با قایق واژگون شدند که   6 نفر از دانش اموزان در آن حادثه جان باختند.از آن سال به بعد ما شاهد حوادث بسیار زیادی ازقبیل وآژگونی اتوبوس حامل کودکان،دانش آموزان ودانشجویان وکشته شدن آنها در اردوهای مختلف بوده ایم. اما آنچه مشخص است هیچ کدام از نهادهای مربوطه به این موضوعات تا به امروز نتوانسته اند هیچ کاری در راستای بهبود وضع اردوها انجام دهند.چرا که اگر اینطور بود نباید امروزه شاهد کشته شدن 9نفر ازدانش آموزان هرمزگانی می بودیم.در این حادثه نیز همانند حوادث گذشته ، مسئولین تنها به عرض تسلیت و دستور بررسی ویژه حادثه بسنده کردند.قطعا این حادثه آخرین حادثه دانش آموزی در کشور نخواهد بود.چرا که کشور ما یکی از کشورهایی است که بالاترین آمار کشته شدگان را در سوانح رانندگی دارد. ناامن بودن جاده ها ،خودروها وبی توجهی رانندگان به علام رانندگی،منجر به بروز چنین حوادثی میگردد.موضوعی که با توجه به شرایط اجتماعی،فرهنگی واقتصادی به این زودی ها مرتفع نخواهد شد.هر چند که وزارت آموزش وپرورش موضوع اردوهای دانش آموزی را تعلیق کرده که تجربه آن در سالهای گذشته نیز وجود داشته است ولی بعد از مدتی بدون اینکه تغییراتی صورت پذیرد، دوباره اردوهای دآنش آموزی آغاز بکار کرده و متاسفانه حوادث دیگری نیز رخ داده است. لذا بهتر است تا رفع دلایل حوادث جاده ای یعنی ناامنی جاده ها،خودرو ها و عدم توجه رانندگان به علائم راهنمای و رانندگی،مقوله اردوهای دانش آموزی ودانشجویی کلا لغو گردد تا شاهد حوادث این چنینی در آینده نباشیم.

 

 

 




تاریخ : یکشنبه 96/6/12 | 7:11 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

شایسته سالاری یا گزینه سالاری

حادث شدن جریان های سیاسی متنوع و مختلف در کشور باعث گردیده که هرجناح وگروهی سرکار بیاید ازهمان جناح وتفکر سیاسی،مدیر بخش های مختلف را بنام شایسته سالاری انتخاب کند.بعبارت دیگر ازطریق جریان های سیاسی افراد به جایگاه مدیریتی میرسند و این پدیده،سمی است که روند توسعه و بالندگی کشور را کند وگاها عقب گردد مسیر توسعه کشور را نیز فراهم میکند.متاسفانه این روند یعنی گزینه سالاری به جای شایسته سالاری،زنجیروار به عرف تبدیل و همچون دور باطل امتداد پیدا کرده است و در این بین افراد شایسته و متخصص بیرون از سیستم در مقام نظاره گر،نقش ایفا می کنند.نکته جالب اینکه درچنین شرایطی اداره کنندگان کشور از موضوع جلوگیری از پدیده مهاجرت متخصصان به کشورهای دیگر صحبت میکنند و انتظار دارند این افراد(افراد شایسته خارج از گود)با همه ی لیاقت و شایستگی درکشور بمانند وخدمت کنند.

بنظر میرسد فرصت آن رسیده در سیاستگذاری وتدوین استراتژی در این مقوله تجدید نظر گردد تا نیروهای که سالها درکشور خود آموزش دیده اند و از امکانات کشور خود استفاده کرده اند با فرایند شایسته سالاری نه گزینه سالاری با قرار گرفتن در جایگاه مدیریت، بتوانند منشاء خیر و برکت برای کشور خود باشند و ناچارا مجبور به فکر مهاجرت وقهر اجتماعی نیافتند.




تاریخ : شنبه 96/6/11 | 7:16 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 1-برخلاف دیدگاه عموم مردم که اغلب  وزیر اقتصادرا سکاندار  خروج ازرکود  و رونق اقتصادی می دانند . وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی نیز از طریق اعمال سیاست های درآمدی بر وضعیت اقتصادی کشور تاثیرمهم دارد . لطفاً در مورد اهمیت این وزارتخانه در ایجاد رونق اقتصادی صحبت کنید؟

قبل از پاسخ به سوال شما می خواهم به این موضوع اشاره کنم که همواره این سوال مطرح میشود که چه کسی مسئول ایجاد شغل در کشور است ؟ بنده معتقدم سوال باید به این شکل مطرح گردد که چه کسی مسئول و متولی ایجاد اشتغال در کشور نیست؟ در این حالت دیگر نمی توان فرد و دستگاه اجرایی را پیدا کرد که سهم و نقشی در ایجاد فرصت شغلی در کشور ندانسته باشد . در خصوص سوال شما نیز اعتقادم بر این است که همه ی وزارتخانه ها و دستگاه های اجرایی دولتی ، شبه دولتی و خصوصی به نوعی در تولید و رونق اقتصادی دخیل و درگیر هستند و نمی توان افراد حقیقی و حقوقی را پیدا کرد که در رونق تولید نقش نداشته باشند . البته برخی از وزارتخانه ها در خط مقدم رونق تولید قرار دارند از جمله وزارت صنعت ، معدن و تجارت واقتصاد و برخی از وزارتخانه ها بطور غیر مستقیم در رونق تولید و اقتصاد تاثیر گذار هستند. از جمله محیط زیست ، منابع طبیعی و امور اراضی. بنابراین می توان پاسخ این سوال شما را اینطور جمعبندی کرد که در کل کشور برخی دستگاه و وزارتخانه ها در رونق تولید و رشد اقتصادی به عنوان  وزارتخانه در سطح ملی و به عنوان دستگاههای اجرایی در سطح استانی  بطور مستقیم( بعنوان دستگاه اصلی) نقش دارند و برخی از دستگاههای اجرایی و وزارتخانه ها بطور غیر مستقیم( بعنوان دستگاه فرعی) در تولید و رونق اقتصادی تاثیرگذارند. وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی با توجه به رسالت و جایگاه قانونی خود و همچنین ابعاد فعالیت خود به اعتقاد بنده در رونق تولید و اقتصاد هم در جایگاه اصلی قرار دارد و هم در جایگاه فرعی .به عنوان مثال تعیین حداقل حقوق دستمزد سالانه البته در مسند شورای عالی کار، صدور پروانه کار اتباع خارجی و تائید نقشه های صنعتی بطور مستقیم در تولید و رونق اقتصادی نقش ایفاد می کند و در جایگاه صیانت از حقوق کارگران (حوزه روابط کار )، صیانت از نیروی کار و منابع سرمایه گذاری شده در واحدهای تولید ی، خدماتی و کشاورزی (حوزه بازرسی کار )، تلاش در جهت ارتقاء روحیه فرهنگ کار ، بهره وری نیروی کار و همچنین پیشگیری از آسیب های اجتماعی در بین کارگران (حوزه امور فرهنگی و اجتماعی )،سیاست گذاری در خصوص مبارزه با فقر و افزایش سطح معیشت نیروی کار(حوزه رفاه) بطور غیر مستقیم در رونق تولید و اقتصاد تاثیر گذار هست. البته ورود به تک تک حوزه های مورد اشاره وچگونگی نقش آنها در رونق تولید، مجال و فرصتی کافی نیازمند است که در صورت هماهنگی در آینده  بطور تخصصی تر در خدمت شما خواهم بود.

2-بنظر شما مهمترین مشکلات موجود درباره رابطه بین کارگر و کارفرما در وضعیت کنونی اقتصاد ایران چیست؟

رابطه بین کارگر و کارفرما تحت تاثیر شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه است از جمله تحریم های خارجی و رکود بازار و عدم آشنایی هر دو طیف به حق وحقوق قانونی خود که گاهاً برخی از آنها خارج از حیطه و اختیار کارفرما هست، باعث گردید بین رابطه کارگر و کارفرما اختلاف و مشکلاتی حادث شود . در حال حاضر از مهمترین چالش های بین کارگر و کارفرما می توان به قرارداد سفید امضاء ، نبود امنیت شغلی ، اخراج ، تعدیل نیرو ، عدم پرداخت قانونی دستمزد  و عدم واریز حق بیمه اشاره کرد. نگاه و اعتقاد وزارت ، تعاون کار و رفاه اجتماعی در حل معضلات مورد اشاره ، نگاه  سه جانبه گرایی است و تلاش دارد همگام با شرکای اجتماعی خود نسبت به رفع معضلات مورد اشاره اقدام کند. از جمله محورهای گفتگوی سه جانبه گرایی برای برون رفت از این معضلات، میتوان به اصلاح بخشی از مواد  قانون کار ، تدوین سند کار شایسته و همچنین تدوین مدلی برای رسیدگی به روابط کار بین کارگر و کارفرما اشاره کرد. قطعا با پیاده سازی این برنامه در سالهای آینده شاهد کاهش اختلافات بین کارگر و کارفرما خواهیم بود. البته برخی از موارد اختلافی بین کارگر و کارفرما از جمله پایین بودن فرهنگ کار در بین کارگران و عدم شناسایی کارفرمایان با شیوه و سبک مدیریت منابع انسانی در محیط کار به شرایط بد و خوب اوضاع اقتصادی کشور ربطی ندارد و می طلبد که در این خصوص نیز فرهنگ سازی از طریق همه متولیان امر صورت پذیرد و وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی به تنهایی قادر بر حل این معضلات فرهنگی و آموزشی بین کارگران و کارفرمایان نخواهد بود. به عبارت دیگر زمان مدیریت واحدهای تولیدی به سبک و شیوه ی سنتی به پایان رسیده است و باید این رویکرد مدیریتی در بخش خصوصی تغییرکند در غیر این صورت در شرایط ایده ال اقتصادی کشور باز هم شاهد اختلافتی بین کارگر وکارفرما خواهیم بود.

3-یکی از مهمترین مشکلات اقتصاد ایران پایین بودن بهره وری نیروی کار و کم کاری است . بنظر شما دراین مورد عامل مقصر هست یا ساختار و یا هر دو؟

اولاً باید به این نکته مهم اشاره کرد که بهره وری پایین و کم کاری صرفاً مختص واحدهای تولیدی، خدماتی و کشاورزی نیست بلکه در حال حاضر در بخش های دولتی نیز بشدت با این پدیده مواجه هستیم . دوماً صرفاً با تکیه بر تزریق مشوق های مالی نمی توان با کم کاری مقابله کرد این دو نکته مهم باید در ارتباط با این موضوع و راهکار مقابله با آن لحاظ گردد.

 

به اعتقاد بنده هم عامل و هم ساختار در پدیده کم کاری تاثیر گذار هستند . چطور می توان از کارفرمایی که هیچگونه اطلاع ودانشی از شیوه و سبک مدیریتی بویژه مدیریت منابع انسانی  ندارد ،انتظار داشته باشیم در حیطه مدیریت خود بتواند با استفاده از راهکارهای علمی با پدیده کم کاری و بهره وری پایین مقابله کند . موضوع که در حال حاضر در اکثر واحدهای بخش خصوصی با آن مواجه هستیم این پدیده است که کارفرما فکر می کند می تواند هم چرخه ی تولید را بچرخاند و هم مدیریت منابع انسانی را به نحو احسن انجام دهد هم تولید خود را بفروشد. این مدل با توجه به تغییرات گسترده در عرصه فعالیت های اقتصادی و ایجاد رقابت با شیب تند، دیگر جوابگو نیست .  در مورد ساختار، واقعیت این است در تدوین وطراحی ساختارهای تولید و طرح های طبقه بندی مشاغل و شرایط ارتقاء نیروی کار به پست های بالاتر، هم در بخش های خصوصی وهم بخش های دولتی  درحال حاضر در اکثر موارد بصورت علمی حرکت میشود. ولی آنچه در  این بین باعث ایجاد بی انگیزه گی در بین نیروی کار میشود عدم توجه به شرایط احراز افراد در ارتقاء می باشد. بدین شکل که  فردی که به تازگی وارد سیستم سازمانی شده با ملاحظات مدیریتی وسفارش های بیرونی انهم بدون داشتند شرایط احراز فوراً ارتقاء می یابد در مقابل فردی که دارای سابقه کار و عملکرد خوبی در آن حوزه می باشد و ارتقاء حق او ست نظاره گر این بی عدالتی است . ایا با این شرایط میتوان به ارتقاء بهروری در نیروی کار و کاهش کم کاری امید وار بود. به عقیده بنده این آفتی است که ریشه بهره وری را در ایران خشکانده است.




تاریخ : پنج شنبه 96/5/26 | 6:47 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

کابینه دوازدهم وعیار مجلس برای رای اعتماد

با همه ی فرازو نشیب های فراوان چند روزی از عمر دولت یازدهم نمانده است وکشور میرود فصل جدیدی را با دولت دوازدهم تجربه کند.البته با توجه به گمانه زنی ها و لیست های ارائه شده در فضای مجازی و رسانه ها درخصوص اعضاء کابینه دوازدهم بنظرمیرسد کابینه جدید در صورت صحت اخبارهای اعلامی ترمیم یافته ی کابینه یازدهم است و تغییر آنچنانی در دولت جدید صورت نگرفته است.موضوعی که در روزهای آینده بطور کامل مشخص خواهد شد.فارغ ازاینکه کابینه دولت بطورکامل تغییر یا ترمیم یابد.کشوردر حال حاضر با 20چالش اساسی و مهم روبرو است و چند سالی است این مشکلات نفس اقتصاد کشور و افراد جامعه را بریده است وعلیرغم اقدامات و برنامه های انجام یافته که در جای خود نقد های کارشناسی برآنها وارد بوده  و هست،تاکنون نتایج اثر بخش وملموسی در ارتباط با اکثریت چالشها حاصل نشده است.چالشهای پیش روی دولت دوازدهم عبارتند از:

1-نرخ بالای بیکاری بویژه بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی.

2-فقروکاهش قدرت خرید مردم.

3-فساد سیستمی و شفافیت پائین اقتصاد.

4-توزیع ناعادلانه ثروت و نظام ناکارامد تخصیص یارانه ها.

5- بروکراسی بازدارنده در نظام اداری.

6-بسته بودن فضای کسب وکار برای فعالان اقتصادی بخش خصوصی.

7-نظام ناکارامد مالیاتی.

8-ناکارامدی نظام گمرکی.

9-رانت خورای اقتصادی

10-بحران بانک ها و موسسات اعتباری.

11-ناپایداری ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی.

12-نرخ سود درنظام بانکی.

13-بحران صندوق های بازنشستگی.

14-فربگی اقتصاد زیرزمینی وقاچاق.

15-حضور گسترده دولت ونهادهای شبه دولتی دراقتصاد.

16-قوانین و ساختارهای ناکارامد وضد تولید.

17-پائین بودن نرخ سرمایه گذاری بخش خصوصی در تولید.

18-نوسانات قیمت نفت و بازارهای جهانی آن.

19-بدست آوردن سهم از بازار بزرگ گردشگری خارجی.

20-مشکلات بانکی بجا مانده از تحریم های اقتصادی.

شاید این سوال در ذهن خوانندگان محترم متبادر گردد که آیا کشور فاقد مشکلات و بحران های فرهنگی و اجتماعی است.بنظر نگارنده تا زمانی که چالش ها و مشکلات اقتصادی بطور عام وخاص از جمله بیکاری ومعیشت اکثریت افراد جامعه از اقتصاد کشور برطرف نگردد،صحبت،اقدام و عمل در خصوص مسایل اجتماعی و فرهنگی کارایی واثربخشی لازم را نخواهد داشت و کلیه فعالیت ها و راهکارها در این ارتباط،صرفا در حد آمار و ارقام خلاصه خواهد شد. باید پذیرفت که عمده دلایل آسیب های فرهنگی واجتماعی،ریشه در ناکارامدی اقتصاد کشور دارد.چه خوب فرموده حضرت علی (ع):"ازدری که فقر وارد شود ازدر دیگر دین وایمان خارج خواهد شد."

علی ایحال با توجه به چالش های عنوان شده در متن های فوق،انتظار میرود نمایندگان مجلس شورای اسلامی با حساسیت بالا و مد نظر قراردادن هریک از موارد 20گانه مورد اشاره،نسبت به تجزیه وتحلیل برنامه های،اقدامات وسوابق هرکدام از وزراء بویژه تیم اقتصادی کابینه دوازدهم به وظیفه قانونی و شرعی خود عمل کنند و در این بین مصالح کشور،مردم و منافع ملی را در نظر بگیرند نه منافع حزبی وجناحی را .واقعیت امر این است که شرایط بحرانی کشور بویژه در حوزه اقتصادی دیگر زمانی برای آزمایش و خطا  نگذاشته است. نمایندگان مجلس شورای اسلامی می بایست حل چالش های که در این یادداشت به آنها اشاره شد را عیار وترازوی رای اعتماد خود به وزراء قرار دهند وبعد از شروع کار دولت از آنها مطالبه نمایند. در غیراینصورت مائیم وچالش ها و مشکلات حل نشده کشور.




تاریخ : شنبه 96/5/14 | 1:34 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

به فکرآتناهای دیگر باشیم

قتل آتنا اصلانی دل همه ی انسانهای پاک نیت و انسان دوست درداخل وخارج ازکشور را آزرده خاطرکرد.گواه این سخن بازتاب همدلی،همراهی و تسلیت تمامی قشرهای جامعه اعم از هنرمندان،سیاست مداران،تجار،کارمندان،ورزشکاران و غیره درفضای مجازی و فضای واقعی می باشد.ضمن تسلیت به خانواده محترم اصلانی و همشهری های اردبیلی بویژه مردم غیور و با غیرت پارس آباد که انصافا در طول 20روز فضای بحرانی خانواده اصلانی با ایجاد کمپین های مختلف در فضای مجازی با این خانواده همراه بودند.واقعیت این است که این حادثه دلخراش و غم انگیز اولین و آخرین جنایت بی رحمانه در کشور نخواهد بود. چرا که در سال گذشته نیز  شاهد قتل ستایش در همدان بودیم که این جنایت نیز شبیه قتل آتنا بود.با این اوصاف و رشد فزاینده آسیب های اجتماعی،می طلبد متولیان امر ازجمله سازمان بهزیستی،قوه قضائیه ونیروی انتظامی با جدیت و با برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلند مدت در حوزه پیشگیری به صورت عملی وارد میدان مبارزه شوند و نسبت به آگاه سازی کودکان،نوجوانان و خانواده آنها در خصوص شکل و سیاق ارتباط با افراد مختلف جامعه اقدام نمایند.از نیروی انتظامی وقوه قضائیه با توجه به شرایط اجتماعی جامعه و جلوگیری از وقوع چنین جنایات های انتظار میرود،طوری عمل کنند که افراد دارای سابقه شرارت،زورگیری وادم ربایی برای همه ی افراد جامعه آن شهر ومنطقه شناخته شده باشند تا فضای عمومی جامعه برای آنها ناامن گردد تا جرات خطا و تکرار جرم گذشته ی خود را نداشته باشند.بطور قطع یقین اگر در مورد این قاتل بی رحم به این شکل و ترتیب عمل میشد،شاید آتنا معصوم و بی گناه حالا پیش خانواده خود بود و فضای عمومی جامعه این چنین ملتهب وداغدار نمیشد و آرامش روانی جامعه بهم نمی ریخت.ضمن پاس داشت تمامی زحمات نیروهای انتظامی،امنیتی وقضایی در ایجاد نظم وآرامش جامعه و برخورد قاطع با ارآزل و اوباش جامعه،انتظار میرود همانگونه که بعد ازوقوع جنایت با جدیت واهتمام بالا عمل می کنند در حوزه پیشگیری و قبل از وقوع جرم،بیش از پیش با همت و قاطعیت با برنامه ریزی کارشناسی شده اقدام نمایند.چرا که همواره پیشگیری بهتر از درمان است.       روحش شاد و یادش گرامی

                                                                    

 

 

 




تاریخ : شنبه 96/4/24 | 7:50 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

دولت ها به نقش مادرانه خود بموقع عمل کنند

همانگونه که همه ی ما می دانیم و به نوعی آن را تجربه کرده ایم،اکثریت قریب به اتفاق،مادران تلاش میکنند بعد از دوسالگی،کودک شیر خوار خود را با استفاده از شیوه ها و ابزارهای مختلف از شیر خوردن چه از طریق سینه مادر وچه از طریق  شیشه شیر جدا کنند. البته از شیر گرفتن کودکان برابر اظهارات روانشناسان بویژه روانشناسان کودک از قائده وقوانین خاصی تبعیت می کند که اگر طبق آن عمل ورفتار نگردد،میتواند اثرات منفی از حیث عاطفی وروانی بر روی ذهن و روان کودک از جمله وسواس،پرخاشگری،گاز گرفتن وغیره داشته باشد.بنابرین ضروریست مادران دراین مسیر طبق توصیه های علمی وعملی کارشناسان اقدام نمایند.ازشیر گرفتن کودک را میتوان اولین قدم در اجتماعی کردن و ایجاد حس مسئولیت پذیری در کودکان برشمرد که در شکل گیری شخصیت او نقش بسزای ایفا می کند.بنظر میآید دولت ها چه قبل ازپیروزی انقلاب اسلامی وچه بعد از آن،نتوانسته اند همانند شیوه اشاره شده در متن فوق، نقش مادرانه خود را درقبال افراد جامعه بویژه در خصوص تعیین حدود وثغور انتظارات مردم از دولت و برعکس انتظارات دولت از مردم فارغ از قوانین و مقررات موجود در این زمینه، به خوبی ایفا کنند.در حال حاضر همه ی مردم به نوعی انتظار دارند که دولت ها باید کلیه ی حوایج و احتیاجات آنها را در همه ی زمینه ها از جمله آموزش،بهداشت،شغل و....،برطرف واگر چنین نباشد از سوی منتخبین خود دولتی  ناکارآمد و ضعیف شناخته و ارزیابی می گردند. حتی گاها شاهد چالش های میدانی نیزدر این ارتباط هستیم. دلایل اینگونه رفتارها و نگرش های مردم به دولت،برمی گردد به خود عملکرد دولت مردان که نتوانسته اند، همانند مادری که کودک خود را در زمان مناسب از شیر خوردن می گیرد تا  زمینه اجتماعی شدن او مهیا گردد،نسبت به آکاه سازی و مطلع نمودن آحاد جامعه در ارتباط با انتظارات معقول به همدیگر(انتظارات مردم از دولت،انتظارات دولت از مردم) اقدام کنند.شاید دولت ها نتوانسته اند یا به دلایل سیاسی نخواسته اند، مثل مادری که علیرغم ناله و گریه های کودک تنها به خاطر اینکه کودک به استقلال فکری وعملی برسد او را بعد از دوسالگی از شیر خوردن محروم می کند،عمل نمایند.نتیجه عدم به موقع ایفای نقش مادرانه از سوی دولت میشود شرایط فعلی اقتصاد جامعه از جمله انتظارات بوجود امده در خصوص یارانه،عدم حضور مردم در صحنه اقتصاد یا به قول معروف مردمی کردن اقتصاد،نرخ بالای بیکاری وغیره.مگر میشود از مردم و افراد تحصیل کرده دانشگاهی که شاکله ی فکری آنها در طول زندگی خود تا انتخاب نوع زندگی شغلی، چه از طرف خانواده و چه از طرف دولت، استخدام در دوایر دولتی، ساخته و پرداخته شده که نمونه ی آن را به دفعات در مراجعات ومشاوره های شغلی شاهد بوده ایم،انتظار داشت در مردمی کردن اقتصاد مشارکت کنند.

 

علی ایحال می بایست دولت ها  نقش مادرانه خود در قبال افراد جامعه در ارتباط با تعیین  حدود و دامنه انتظارات منطقی و معقول متناسب با شرایط و متقتضیات کشور در تمامی حوزه ها به طور شفاف و روشن اقدام و  بستر های لازم را برای استقلال فکری و عملی افراد جامعه بویژه خانواده ها و جوانان فراهم نمایند که هرگونه تاخیر در این روشنگری ظلم است در حق مردم کشور.




تاریخ : یکشنبه 96/4/11 | 5:29 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

مگه میشه،مگه داریم!

 

هفته گذشته میهمان ضیافت افطاری اتاق بازرگانی،صنایع ومعادن وکشاورزی  که همه ساله به مناسبت شبهای قدر برگزار میشود،بودم.با توجه به اینکه اکثریت دعوت شده گان به افطاری مزبور به نوعی شاغلین دولتی هستند همواره تلاش میکنم دوره میزی بشینم که با بقیه افراد آن میز قبلا به واسطه کاری،ارتباط دوستی داشته و دارم.امسال نیز طبق روال گذشته سر میزی که تعدادی از دوستان اداری در آن نشسته بودند،نشستم. همینطور که با دوستان سرگرم گفتگو در خصوص مسائل مختلف جامعه بودیم ناگهان فردی رعنا و خوش طیب به واسطه آشنایی با یکی از دوستان بنده در صندلی خالی میز ما قرارگرفت.چهره آن مرد خوش قیافه برایم خلی آشنا بود ولی هرچه به ذهنم فشار آوردم که او را کجا دیده ام ،موفق نشدم والبته زیاد نیز کنجکاوی نشان ندادم. او در برخی از مباحث به ما ملحق میشد و اظهار نظر میکرد.بطور تصادفی یکی از دوستان در ارتباط با قانون کار از من سوالی پرسید و من نیز برابر دانسته های اداری به او جواب دادم.مرد خوش طیب قصه ما وقتی که متوجه شد بنده در اداره تعاون، کار ورفاه اجتماعی مشغول کار می باشم، شروع به درد دل و شرح واقعه زندگی کاری خود کرد  طوری که محوریت بحث میز ما به سمت  اتفاقات و داستان فرد مورد نظر این یادداشت سوق پیدا کرد.او اتفاقات کاری خود را جوری با احساس توضیح و تعریف  و مسئولین جعبه جادویی را به بی قانونی وعدم حمایت از نیروهای که بدون قرار داد در انجا مشغول هستند،متهم می کرد که کم کم افراد دور میز نیز با او همراهی می کردند.من به فوریت صحبت های مرد جوان را قطع و شروع به طرح چند سوال کردم . پرسیدم که چطور امکان دارد که شما با چندین سال سابقه در جعبه جادویی تاکنون فاقد قرارداد و بیمه تامین اجتماعی می باشید. مگر میشود که شما به ماموریت بروید و برگ ماموریت صادر نگردد.از او اصرار بر بی قانونی در جعبه جادویی در حق نیرو ها و منکر شدن از طرف بنده که کلیه این موارد صرفا حرف های بی اساس و غیر مستند می باشد. دلیل بنده این بود که مگه میشود،جعبه جادویی که در روز های خاص ازجمله تامین اجتماعی و کار وکارگر برنامه های مبنی بر تشویق کارفرمایان به تامین رفاه وامنیت شغلی کارگران تهیه و پخش می کند. خودش،تهیه کننده و مجریان این چنین برنامه ها ی را بیمه نکند.نهایتا بعد از اینکه صاحبان مجلس افطاری دیدن که صحبت های ما به مجادله و از عرف معمول خارج میشود و نظم ضیافت افطاری را بهم می زند آن مرد جوان را به سر میز دیگری هدایت کردند.با این حرکت میزبان، آرامش برسر میز ما بازگشت. در این بین صدایی اذان فضای محفل را بطور کلی عوض و میهمانان شروع به افطاری کردند.در پایان مراسم هنگامی که خواستم از دوستان جدا شوم،سوالی مطرح کردم که نکند همه ی حرف ها وگفته های آن مرد جوان و خوش سیمای قصه ما واقعیت داشته باشد و او در جعبه جادویی که ترویج دهنده چنین مقوله های در جامعه می باشد بدون بیمه و با حداقل ترین دریافتی کار کرده وبه واسطه اعتراض به شرایط کاری اخراج شده باشد.یکی از دوستان پاسخ داد که آینده همه چیز را مشخص خواهد کرد. پاسخ دادم امید وارم درآینده اصطلاح معروف مگه میشه،مگه داریم سریال پایتخت به آره داریم،آره میشه تبدیل نگردد.  




تاریخ : پنج شنبه 96/4/1 | 3:21 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

مفهوم واقعی و باطنی اصطلاح آتش به اختیار رهبری

غروب چهارشنبه،17خرداد ماه 1396،رهبری در دیدار با دانشجویان از اصطلاحی استفاده کردند که در رسانه ها ومحیط ها ی مجازی بازتاب بسیار گسترده ای داشته است.ایشان فرمودند:(گاهی دستگاههای مرکزی فکر،فرهنگ وسیاست،دچار اختلال وتعطیلی می شوند که در این وضعیت،باید افسران جنگ نرم،با شناخت وظیفه خود،به صورت آتش به اختیار،تصمیم گیری واقدام کنند) پس از این اظهار نظر تفسیرها وبرداشت های مختلف ومتعددی از این گفته رهبری ایران آغاز شد.

معنای لغوی وعملی آتش به اختیار چیست.

آتش به اختیار در واقع یک اصطلاح نظامی است و بدین معنی است که در زمانی که فرمانده ومافوق دچار بی کفایتی باشند،سربازان بدون دستور گرفتن ازمافوق خود وبنابر صلاحدید خود می توانند هر جا که خواستند شلیک کنند. با توجه به تفسیرها وبرداشت های متنوع،هدف این یادداشت کوتاه اشاره ونقد به آنها نیست.منظور رهبری ازآتش به اختیار به افسران جنگ نرم (دانشجویان و تشکلات) به طور قطع یقین:

 

ایجاد هرج ومرج توسط افراد تندرو در تمامی گروه های سیاسی نیست که با اتکا به این سخن رهبری،شروع به اقدامات عملی وفیزکی در سطح جامعه نمایند.به عبارت دیگر مقوله آتش به اختیار به معنای مجوزی برای هرکاری در سطح جامعه نیست.مفهوم واقعی و باطنی آتش به اختیار،ایجاد فضای گفتمان انقلابی است تا دانشجویان وتشکلات و تمامی افراد حقیقی وحقوقی  بتوانند نظرات و نقد های خودشان را در تمامی مسایل اساسی کشور بویژه چالش های فرهنگی و اجتماعی آنهم درچارچوب منطقی وکارشناسی شده بدون احساسات وتعلقات حزبی ،گروهی مطرح و هیچگونه نگرانی از تبعات آن نداشته باشند و نتیجه آن را از مسئولین و متولیان امر مطالبه نمایند.نمونه بارز آتش به اختیار،سند آموزشی 2030بود که پس از نقد های ارائه شده از سوی همه نهاد ها و تشکلات بویژه از سوی مقام معظم رهبری نهایتا از سوی دولت لغو گردید. امیدوارم این موضوع دستاویزی برای بعضی ها برای کارهای نمایشی وانتقام گیری سیاسی نباشد.




تاریخ : یکشنبه 96/3/28 | 10:37 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

نقدی بریادداشت نگاهی به مفهوم تقلیل یافته امنیت،نوشته سلمان کدیور

درکانال تلگرامی نویسندگان بخش تعاملی الف،مطلبی با عنوان نگاهی به مفهوم تقلیل یافته امنیت به قلم آقای سلمان کدیور منتشرگردیده که دراین ارتباط ذکر چند نکته ضروری به نظر میرسد:

1-جناب کدیور در این یادداشت امنیت پایدار را در سطوح مختلف اقتصادی،شغلی،غذایی،قضایی،رفاهی و..... دسته بندی و امنیت جانی را حداقل ترین وبدیهی ترین نوع امنیت که هرحکومت باید برای شهروندان خود تامین کند،دانسته و معتقد است برقراری آن منت وافتخاری آنچنانی برای نظام وحکومت ندارد.نوع نگاه ایشان به مقوله امنیت،نظریه معروف سلسله مراتب نیازهای آبراهام مزلو،روانشناس معروف را در ذهن متبادر می سازد.طبق تعریف مزلو،پنج سطح مختلف درسلسله مراتب نیازهای انسان وجود دارد:

-)نیازهای فیزیولوژی

-)نیازهای امنیت

-)نیازهای اجتماعی

-)نیازهای احترام

-)نیازهای خودشکوفایی

طبق این تقسیم بندی نیازهای فیزیولوژی،ابتدایی ترین واساسی ترین نیازها هستند که برای ادامه بقا ضرورت دارند،مثل آب،غذا،هوا وغیره.مزلو عقیده داشت که این ها اساسی ترین وغریزی ترین نیازها در سلسله مراتب نیازها هستند.زیرا تا این ها برآورده نشوند بقیه نیازها در اولویت قرار نمی گیرند.وی نیازهای خود شکوفایی را بالاترین سطح نیازها معرفی میکند. حال سوال اینجاست که آیا فردی که در ابتدایی ترین نیاز خود یعنی غذا درمانده وناتوان است،میتواند به سایر نیازها فکر کند.هرچند که به نظر آقای کدیور امنیت آنهم از نوع امنیت جانی در ابتدایی ترین سطح نوع امنیت قرار دارد ولی همانند سطوح سلسله نیازهای مزلو تا آن(امنیت جانی) برآورده نشود،سایر سطوح امنیت اعم از اقتصادی،قضایی،غذایی و غیره به عینیت نخواهد رسید.

2-اقای کدیور،آیا به نظر جنابعالی کشورهای همسایه ودیگر کشورها که بواسطه تروریسم افراطی در حال حاضر دچار جنگ داخلی هستند ومقامات آنها تمام تلاش وهمت خود را صرف تامین امنیت جانی مردم خود  که شما آن را حداقل ترین نوع امنیت میدانید گذاشته اند و گاها در تامین آن نیز عاجز هستند، میتوانند به طور تمام عیار به فکر سایر سطوح امنیت نیز  باشند.شاید شما برای اینگونه از کشورها سناریوی مدیریتی خاصی دارید که بنظر زمان خوبی برای ارائه آن بوجود آمده است که ازآن رونمایی کنید.

3-جناب کدیور انتظار می رفت به عنوان یک شهروند ایرانی نه به عنوان یک فرد سیاسی،تلاش واقدامات نیروهای امنیتی چه درداخل وچه در خارج کشورکه برای امنیت شما وبنده با چشمان بیدار فعالیت می کنند تا ماها به راحتی وبدون دغدغه ونگرانی بتوانیم نظرات همدیگر را نقد کنیم،ارزش قائل می شدید و این تلاش ها را کوچک نمی شمردید.شاید شما اخبار  دستگیری ها تیم های تروریستی ماههای گذشته وماههای اخیردر اقصی نقاط کشور را  دنبال نکرده اید که اگر آنها کشف وخنثی نمی شدند چه اتفاقات ناخوشایندی که نمی افتاد.

 

درپایان معتقدم تا زمانی که امنیت آنهم از نوع امنیت جانی هرچند که از حداقل ترین نوع آن نیز باشد ایجاد نگردد.سایر سطوح امنیت به معنای واقعی کلمه محقق نخواهد شد.هرچند که روی کاغذ وصحبت ها در ارتباط با شرایط سایر سطوح امنیت کشور طور دیگری بیان گردد که قابل تامل می باشد.




تاریخ : چهارشنبه 96/3/24 | 3:25 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

  • paper | وبلاگ شخصی | بن تن