سفارش تبلیغ
صبا

ملا نصرالدین و ماجرای هزینه آبونمان

روزی ملا نصرالدین تصمیم گرفت به همراه زن والاغ باوفایش شام را بیرون از خانه بخورد.به همین منظور به کبابی مشهدی یداله رفت.ملا برای خود وزنش چند سیخ کباب و برای الاغ علوفه تازه شفارش داد.بعد از خوردن غذا ملا نصرالدین ازمشهدی یداله حساب خود را خواست.مشهدی یداله صورتحساب را به ملا داد.نصرالدین نگاهی به حساب انداخت و با تعجب دید در ریز صورتحساب مبلغی با عنوان آبونمان نوشته شده است.ملا نگاهی به آقا یداله انداخت وگفت:مشهدی هزینه آبونمان دیگه چه صیغه ایه قبلا چنین چیزی نبود.مشهدی یداله گفت:ملا وقتی همه دارن هزینه آبونمان وارزش افزوده با هر عنوانی می گیرند،منم تصمیم گرفتم منبعد از مشتریان هزینه آبونمان بگیرم.ملا برای اینکه جلوی زن و الاغش ضایع نشه، صورتحساب را پرداخت و فورا مغازه آقا یداله را ترک کرد.فردای آن روز ملا نصرالدین جهت شکایت از این موضوع پیش کدخدا رفت.کدخدا بعد ازشنیدن سخنان ملا،بخشنامه ای صادر کرد که منبعد هیچ مغازه داری حق نداره هزینه آبونمان بگیره.ملانصرالدین برای اینکه حال مشهدی یداله را بگیره دوباره به همراه زن والاغ خود جهت خوردن شام به مغازه او رفت.بعد ازخوردن غذا ملا ازآقا یداله صورتحساب خواست درکمال ناباوری دید که به جای کلمه آبونمان، کلمه هزینه خدمات مستمر نوشته شده است.ملا گفت:مشهدی مگه کدخدا بخشنامه نکرده پس این هزینه به جای آبونمان دیگه چیه.آقا یداله گفت:کدخدا گفته آبونمان نگیرم،نگفته هزینه خدمات مستمر نگیریم. ملا اگه بری پیش کدخدا و دوباره شکایت کنی و او مجددا بخشنامه کنه،بجای هزینه خدمات مستمر به طرق و اسم دیگه اینگونه هزینه های مشابه را به هرشکل ممکن اخذ خواهیم کرد. پس ملا خودت رو به زحمت ننداز. ملا نصرالدین گفت:مشهدی یداله حق با شماست ولی با توجه به اینکه شما می خواهید این هزینه را به هر طریقی بگیرید پیشنهاد می کنم عنوان این هزینه را پول سرگردنه بزارید تا به اجبار پرداخت کنیم چرا که چاره ای نیست.

 

 

                                                                               






تاریخ : شنبه 96/10/30 | 1:54 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

انتقاد ملا نصرالدین به رئیس بودجه ریزی کشور

ملانصرالدین درشب یلدا که به بلندترین شب  سال معروف هست درکانون گرم خانواده شامل عیال والاغش دور کرسی نشسته و مشغول صحبت وخوردن آجیل وهندوانه بود که ناگهان رئیس بودجه ریزی کشور درصفحه جعبه جادویی ظاهر و شروع به گزارش دخل وخرج کشور برای سال آینده کرد.رئیس بودجه ریزی دراین گزارش به موضوع بیکاری،یارانه وافزایش قیمت سوخت ها اشاره کرد.بعد ازپایان برنامه ملانصرالدین دهان به انتقاد گشود وتصمیم گرفت انتقاد خود را مکتوب به رئیس بودجه دولت بنویسد.زن والاغش این تصمیم ملا را تحسین کردند و او شروع به نوشتن کرد:

با سلام خدمت برادر ن_ب رئیس بودجه ریزی کشور من ملا نصرالدین هستم وشما استاد دانشگاه خدا رحمت کنه شهید آیت ا... مفتح را که تلاش کرد دانشگاه وحوزه را به هم وصل کند(وحدت حوزه ودانشگاه)ولی دردوران خود موفق نشد وامروز نیز این مقوله درحد شعارباقی مانده است.اگراین مهم اتفاق می افتاد قطعا بنده جای شما نشسته بودم ونشان میدادم که چطو ربودجه ریزی می کنند.از انتقادات سازنده بنده دلگیرنشوید.چرا که رئیستان خود گفته  شماها را نقد کنیم ومن هم به این شعار او لبیک گفته ام.

1-آقای دکترجنابعالی درتلویزیون خانه ما گفتید که درحال حاضردرهرخانه ای  3نفربیکار وجود دارد.اگر اینطور باشه با یک حساب سرانگشتی یعنی درکشور 72میلیون نفر بیکار وجود دارد(24میلیون خانوار ضربدر3).حال اگراز 80میلیون نفر جمعیت کشورتعداد 72میلیون نفربیکار را کم کنیم می ماند 8میلیون نفربه عبارتی 8میلیون شاغل درکشور داریم.حال این سئوال را ازشما می پرسم آیا واقعا 8میلیون شاغل درکشور داریم؟دکتر جان با این تز شما بهتراست در کشور برای تعیین تعداد بیکاران،تعداد شاغلین را شمارش کنیم که تعدادشان کم می باشد.اقای رئیس درکشور یک آمار درست و حسابی درتمامی حوزه ها که قابل استناد باشد وجود ندارد.اگرباور ندارید همین حالا که نامه را می خوانید زنگی به وزیر و معاونان آموزش وپرورش بزنید وتعداد دانش آموزان کشور را از آنها بپرسید.خواهید دید که آمارهای متفاوتی به شما خواهند گفت.این بیماری بودجه ریزی کشور ماست.

2-درارتباط با یارانه، نکته جالب این است که بنده،عیال والاغ نگون بختم ازگرفتن یارانه با رضایت انصراف دادیم ولی هرماه یارانه هرسه ی ما واریز میشود. درعوض یارانه مشهدی یداله همسایه دیوار به دیوارمان که آه نداره با ناله سودا کنه، قطع شده وکسی پاسخگو نیست.جناب دکتر بنده درسفری که به دیار همسایه داشتم ازصاحب خانه درخصوص کم وکیف یارانه پرسیدم. اوجواب داد که دراین دیار قبل ازقطع یارانه هر شهروندی، دلایل ومستندات را کتبا به او ابلاغ  و زمانی برای پاسخ تعیین می کنند.اگر شهروند مورد نظر بتواند با مستندات ودلایل کافی ازخود دفاع کنه پرداخت یارانه او ادامه خواهد یافت در غیر اینصورت واریز یارانه او قطع خواهد شد.ولی شما یارانه افراد را با دلایلی و اطلاعاتی که دراختیارشماست قطع می کنید بعد از او میخواهید که از خود دفاع کند.آیا این شیوه شما با حقوق شهروندی که اخیرا توسط رئیس شما ابلاغ شده، مغایر نمی باشد.فردی که یارانه اش قطع شده انقدر به آن اداره واین اداره برای پی گیری میرود وآخر خسته شده وبه قول معروف عطایش را به لقایش می بخشد.لطفا یارانه من،عیال والاغم را قطع کنید و بدید به مشهدی یداله مگر نه از شما به عنوان یک شهروند به سازمان ملل شکایت خواهم کرد.

3-آقای دکتر بنده همیشه با اهل منزل والاغم سراین موضوع که همواره لبخند می زنید وبا آرامش صحبت می کنید،جروبحث دارم.آنها می گویند ملا تو وقتی صحبت می کنی همیشه دعوا داری وتندخو هستی از آقای دکتر یاد بگیر که همیشه ودر همه حال آروم هستند.جناب رئیس نکنه این سیاست روانشناسی شماست که نشان بدید همه چیز آرومه وهیچ مشکلی درکشور وجود نداره.اگر اینطوره بهتر بدانید با توجه به گسترش اینترنت و فضای مجازی هرچند که در روستای ما دریافت آنها با مشکل مواجهه،دیگر جواب نمی ده ومردم از همه چیز خبر دارند حتی قبل از اتفاق افتادن آن.عالی جناب، کشور برای اداره شدن نیازمند آرامش در همه ی ابعاد اعم از اقتصادی،سیاسی ،اجتماعی وفرهنگی می باشد.اگراین آرامش بوجود آید قطعا سرمایه گذاری،تولید ورفاه را به دنبال خواهد داشت.بهتره به دنبال ایجاد چنین فضای در کشور باشید نه اینکه برای اداره کشور چشم به جیب مردم دوخته باشید.






تاریخ : شنبه 96/10/2 | 5:58 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

ملانصرالدین و فیلم های هالیوودی

ملانصرالدین بعد ازدیدن چند فیلم گانگستری هالیوودی،روزی هوس کرد با بازی نقش رامبو معروف به راکی آمریکایی برای پولدار شدن از بانک سرکوچه خودشان پول سرقت کند.بعد از چند روز بررسی نقشه سرقت، ملا در روز موعد با اسلحه ای که از صابون ساخته بود سراغ بانک محله خود بنام فروردین رفت.زمان ورود به بانک جمعیت زیادی جلوی بانک صف کشیده بودند.نصرالدین خوشحال شد که این شلوغی بهترین فرصت برای اجرای نقشه است.ملا نصرالدین بعد از ورود به بانک مستقیم به سمت مدیر بانک رفت. قبل ازاستفاده از اسلحه ی قلابی خود،مدیر بانک فورا ازجای خود برخاست وملا را جای خود نشاند وگفت ازاین به بعد شما(نصرالدین)مدیر بانک هستی وهمه ی پول های بانک متعلق به شماست.کلید بانک را به ملا نصرالدین داد و فورا از بانک خارج شد.ملا درحال وهوای پولدار شدن بود که یکدفعه دید مردم جلوی بانک به همراه پلیس به داخل بانک حمله ور شدند و فریاد میزدند که ای مدیر فاسد پول ما را پس بده. ملا گفت: منم مثل شما ها به دنبال پول به اینجا اومدم.مالباخته ها گفتند:ای دروغ گو تو هم همانند مدیران قبلی این بانک دروغ میگی وسرما کلاه گذاشتین. تا ریال آخر پول ما را باید پس بدین.بالاخره بعد از کش و قوس های فراوان ملا نصرالدین را به دادگاه محله منتقل کردند.ملا در بازداشت تازه متوجه شد که چه کلاه بزرگی سرش رفته و ناخواسته مدیر بانکی شده که مدیران قبلی سر تمامی ساکنین شهر با وعده های دروغین کلاه گذاشته وپول های آنها را بالا کشیده اند.نهایتا ملا برای خلاصی از این شرایط خانه،گاری،الاغ معروف خود و زمین به ارث رسیده را فروخت تا پول سپرده گذاران را پرداخت کند.ملا بعد از خروج از بازداشت دوباره فیلم را چند بار دید که ببیند کجا اشتباه کرده ولی موفق نشد به ناچار به رامبو هنرپیشه پیام داد که رامبو تو چرا در داخل بانک بازداشت نشدی. رامبو جواب داد که نصرالدین بانکی که من تو فیلم از آن سرقت کردم دارای مجوز از بانک مرکزی بود تو سراغ بانکی رفتی که فاقد مجوز بوده وهمچنین مدیران آن دو تابعیتی بودند. ملا دفعه بعد دقت کن و قبل از هرسرقتی با من هماهنگ کن.






تاریخ : یکشنبه 96/9/26 | 6:8 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

دانشگاه یا مدرسه بزرگ

در حال حاضربا توجه به شرایط آموزشی موجود دراکثر دانشگاهها وهمچنین رشد کمی آن دردهه های اخیر باعث شده تا دانشگاه به مثابه یک مدرسه بزرگ تلقی گردد. علت این قیاس به عدم توجه جدی به موضوع تحقیق و پژوهش در سطوح آموزشی دانشگاهها وهمچنین عدم تمایل اکثریت دانشجو یان به این امر برمیگردد. بنظر می آید تا این رویه در نظام آموزش عالی تغییر نکند نمی توان به آینده و برون داد دانشگاه امیدوار بود.






تاریخ : شنبه 96/9/18 | 6:30 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

واقعیت چیست!

از یکی از دوستانم در تلگرام فایل تصویری در خصوص اظهار نظر رئیس جمهور سابق در ارتباط با فضای حاکم بر قوه قضائیه بویژه رئیس قوه مزبور دریافت کردم.دراین فایل تصویری،رئیس جمهور پیشین به صراحت کامل در خصوص تضییع حقوق مردم و سوء استفاده مسئولین دستگاه قضا ازمقام خود، سخن میراند. او در این مصاحبه با آنچنان حرارتی صحبت می کند که هر شنونده ای را تحت تاثیر خود قرار میدهد. سوالاتی که بعد از دیدن آن فایل تصویری در ذهن بیدار هر بیننده  آگاهی ایجاد میگردد این است که آیا چنین مواضعی صحت دارد یا خیر؟آیا در بدنه نظام خبری هست که این چنین برخی مقامات قبلی وفعلی در رده های بالای کشوری ولشگری،همدیگر را متهم به بی قانونی وسوءاستفاده از مقام وجایگاه خود،میکند.واقعیت چیست که تعدادی ازمقامات سیاسی واجتماعی به محض تحت فشار قرار گرفتن از ناحیه ی دیگران، تهدید به افشاگری طرف مقابل خود میکند وگاها این امر نیز اتفاق می افتد.واقعیت این است که چنین رفتارها وگفتارها صرف نظر از درستی و دروغ بودن آن،باعث ایجاد سوالات متعدد و البته  بدون پاسخ در ذهن افراد جامعه میگردد که استمرار چنین شرایطی در فضای سیاسی موجود کشور، میتواند منجر به تشدید شکاف بین مردم ونظام گردد . با توجه به شرایط سیاسی داخلی و از همه مهمتر فضای منطقه ای وبین المللی،بیش از پیش می طلبد مسئولین نظام، علی الخصوص روسای قوای سه گانه با همدلی وهم افزایی بیشتری در خصوص مسایل مربوط به منافع ملی کشور با همدیگر همسو باشند .واقعیت این است کشور برای مبارزه با فقر وبیکاری که به قول معروف هر دو مقوله آتش زیر خاکستر هستند، نیازمند همکاری همه جانبه ی بدنه نظام می باشد و در صورت عدم توجه به آنها بنیان وشاکله هر نظامی از جمله نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که با خون هزاران زن ومرد این کشور به ثمر نشسته،خدشه دار خواهد شد. انتظار میرود سران سه قوه در اجلاس های سه جانبه خود به موضوعاتی همچون چکونگی افزایش هم افزایی و همکاری بین خودشان توجه کنند که کشور بیش از هر زمانی نیازمند آن میباشد. به امید آن روز






تاریخ : شنبه 96/9/4 | 6:47 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

بکارگیری افراد دیوانه تاکتیکی برای رسیدن به اهداف

بخوبی یاد دارم که درایام نوجوانی در فصل زمستان البته زمستان های قدیم نه حال،برف زیادی که می بارید بعد ازمساعد شدن هوا،برف بازی یکی از بازی های کودکان، نوجوانان وحتی جوانان شهر بود.بدین شکل که جوانان ونوجوانان یک محله با همسالان خود که در کوچه های مختلف  آن  محله زندگی میکردند با گلوله های برف به جنگ هم میرفتند.هرچند که بازی خطرناکی بود ولی هیجان بیشتری داشت.نکته قابل تامل این بازی این موضوع بود که درمحله ما فردی بنام بشیر زندگی میکرد.اوبه خواست وقدرت خدا، عقب مانده ذهنی بود که ما آن زمان از واژه دیوانه استفاده می کردیم. بشیر در زمانی که به قول معروف سیم هایش قاطی میکرد،بسیارخشن وغیرقابل کنترل میشد ولی با ترفندهای امکان  کنترل وبه کارگیری او وجود داشت. در گلوله بازی (برف بازی) هرکوچه ای که میتوانست با سیاستی بشیر را جلب وجذب کند بی شک پیروز بازی بود.چرا که او بی محابا حمله میکرد وطرف مقابل وقتی بشیر را میدید نه بخاطر گلوله های برف بلکه بخاطر اینکه از دست بشیر کتک نخورند پا به فرار می گذاشت.در فضای بین المللی نیز اکثر ابر قدرت ها برای تضعیف وسرنگونی دولت های که به نوعی با آنها همسو نیستند از چنین شیوه وتاکتیکی استفاده کرده و می کند.از جمله آن  میتوان به صدام حسین،ابوبکر البغدادی،بن لادن، خانم سوچی وغیره که به نوعی نقش بشیر محله ما را بازی کرده و می کنند، اشاره کرد. اخیرا نیز لابی صهیونیستی با بکارگیری دیوانه ای بنام ترامپ در حال پیشبر اهداف خود که همانا مبارزه با اسلام و در راس آن ایران است،می باشد. البته بشیر قصه ما ندانسته وبی اختیار اقدام به حمله میکرد ولی بشیرهای کنونی دانسته و بخاطر حفظ قدرت ومقام دنیوی خود دست به چنین اقدامات وحشیانه ای می زنند.بنظر میرسد ما نیز با اتخاذ ترفندهای موجود در عالم سیاست با جلب وجذب برخی از کشورهای منطقه که به نوعی با آنها دارای اشتراکاتی هرچند جزئی هستیم، میتوانیم نسبت به ایمن سازی کشور وبازگرداندن آرامش و ثبات به منطقه کمک کنیم.






تاریخ : چهارشنبه 96/9/1 | 6:34 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

شهرداری ملا نصرالدین

بعد ازکش وقوس های فراوان،فرازو نشیب های سیاسی و میانجی گری دوستان وآشنایان شهر،ملا نصرالدین به عنوان شهردار آق شهر از توابع قونیه،انتخاب میشه.ملا بعد از انتصاب  برای اینکه خودی نشون بده و همچنین ثابت کنه که متفاوت از شهرداران قبلی خوده، تصمیم می گیره سوار بر استر خود دوری در شهر بزنه.هنگام چرخیدن در شهر، ملا متوجه میدانی میشه که به صورت نیمه کاره رها شده.ملا نصرالدین به استر خود میگه: ای رفیق دیرین بایست تا موضوع را کنکاش کنم.شهردار(ملا) از استر خود پیاده میشه و از کارگرانی که دور میدان منتظر کار بودند،می پرسه که این میدان از چه زمانی به این شکل مانده .کارگران که نمی دانستند ملا شهردار شده،گفتند: ملا شهردارشدی، ملا گفت شما از کجا فهمیدید. آنها(کارگران) جواب دادند که همه ساله این موقع ها فردی مثل شما میاد و این سوال را از ما می پرسه و بعدا متوجه میشیم که او شهردار شده. حتما تو هم شهردار شدی که همان سوال را می پرسی.ملا گفت: فرض کنید من شهردار شده ام به نظر شما این میدان چه زمانی تموم میشه. کارگران جواب دادند زمانی که بعد از حرف گفتن، پشت سر آن عمل باشه که آنهم نیست.اگر عمل به حرف ها بود دیگر ما بیکار نبودیم ومشغول کار در این میدان بودیم.ملا نصرالدین در جواب آنها گفت:پس حرف زدن شهردار بهتر از عمل اوست.چرا که اگرعمل کنه به حرفاش و شما بیکار نباشید، شهردار بعد از او، سوال های خود را از چه کسی بپرسه!






تاریخ : یکشنبه 96/8/28 | 4:27 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

از کار خدا در عجب ام

چند روزی از زلزله 7/3ریشتری استان کرمانشاه می گذرد.ضمن تاسف از این فاجعه بزرگ وغم انگیز برای همه ی کشته شدگان آرزوی رحمت ومغفرت از درگاه خداوند منان مسئلت دارم.واقعا تحمل این موضوع سخت است که در عرض چند دقیقه زحمات چندین ساله یک فرد با خاک یکسان شود. زندگی که با هزاران زحمت وبا وام های بانکی و حتی فروش طلا و جواهرات اعضائ خانواده شکل گرفته بود،اینطور از بین برود. هرچند که مسئولین پای کار هستند و اخیرا نیز هیات دولت مصوبه ای برای کمک به خانه دار کردن مردم کرمانشاه و سایر مناطق زلزله زده  تصویب کرد که در جای خود قابل بررسی است. در این خصوص همین نکته بس که با 35میلیون تومان وام و 5میلیون تومان کمک بلا عوض با شرایط اقتصادی موجود در جامعه و فضای حاکم بر بانک ها، نمیتوان زندگی از دسته رفته را همانند گذشته بازسازی کرد.آلام و درد بی سرپناهی واز همه ی مهمتر از دست دادن اعضائ خانواده سالیان سال با اعضائ باقی مانده از این حادثه ی تلخ، خواهد بود.اگر یک لحظه خودمان را جای آنها بگذاریم قطعا خواهیم دید که تحمل آن برای یک لحظه نیز غیر ممکن است.پس بیائید هرچه در توان داریم در طبق اخلاص تقدیم کنیم هر چند که ناچیز باشد. در این بین از کار خداوند در عجب ام که به این شکل افراد را امتحان می کند وقدرت خود را به بندگان خود نشان میدهد تا عبرت بگیرند. امیدوارم خداوند بزرگ به بزرگی خود جان هیچ انسانی اعم از مسلمان وغیر مسلمان را به این شکل مطالبه نکند که واقعا سخت و غیر قابل تحمل است. اگر این بزرگی را از او شاهد باشیم بازهم در کار او در عجب ام.






تاریخ : پنج شنبه 96/8/25 | 6:7 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

توجه به محتوای نامه ابراهام لینکلن به معلم فرزندش

نامه آبراهام لینکلن شانزدهمین رئیس جمهور آمریکا به معلم فرزندش، فارغ ازهرنوع برداشت ها وتعصبات سیاسی و اینکه اصلا این نامه را آبراهام نوشته است یا خیر؟یا اینکه اصلا چنین نامه ای صحت دارد یا خیر؟ محتوای نامه،واقعیت های را بازگو میکند که اگر مورد توجه برنامه ریزان وگردانندگان سیستم آموزشی هر کشوری از جمله کشور خودمان قرار گیرد ،میتواند در تحول وتغییر آموزش وپرورش موثر واقع گردد. مهمترین مواردی که آبراهام لینکلن به نوعی ازمعلم فرزندش در این نامه مطالبه می کند در مفاهیم ذیل جمعبندی شده است:

(صداقت، راستی،پرهیز ازدروغ گفتن،اعتماد به نفس،لذت بردن از زندگی،توجه به اطراف خود،مطالبه گر بودن،مقاومت وایستادگی در مقابل زور،مهرورزی ومهربانی به دیگران،وجود افرادخوب و بد در جامعه،مشارکت وهمکاری،شناخت انسانها،تحقیق وتفحص).حال سوال اینجاست که تا چه حد در سیستم آموزشی ما به این مفاهیم در کتب درسی و از همه مهمتر در جریان آموزشی توجه شده و میشود. واقعیت این است نظام آموزشی کشورمان آن طور که انتظار میرفت و میرود نتوانسته است افراد توانمند وتاثیرگذار که باعث تغییر وتحول درکشور شوند را تحویل جامعه دهد.آموزش وپرورش ما زمانی متحول خواهد شد که بتواند بردو چالش اساسی ومهم یعنی محتوا آموزش وعامل انتقال دهنده محتوا(معلم)با برنامه ای جهان شمول غلب نماید.

باور کنید اگربچه های ما ندانند که فلان سلسه پادشاهی کی آمد وکی رفت و ندانند که حاصل ضرب 20در20چه میشود،و ندانند که با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست وارد شوند،هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.اما اگرآنها صداقت،مهربانی وعشق ورزیدن وتحمل کردن را آموزش ببینند،زندگی شان بی محتوا نخواهد بود.عامل انتقال دهنده محتوا(معلم)که از خود محتوا نیز مهمتر می باشد در حال حاضر به دلیل شرایط اقتصادی کشور ازحیث معیشتی از وضعیت مناسبی برخوردار نمی باشد و عدم تحقق کامل وعده های دولت در این خصوص و همچنین وضعیت نامناسب معلمان بازنشسته، موضوع بی انگیزگی معلمان در حال تدریس را دو چندان کرده است.با این شرایط نباید از نظام آموزشی انتظار معجزه در تربیت نیروی انسانی توانمند و تاثیرگذار را داشت.نظام آموزشی ما یک نظام مکانیکی فرسوده و زنگ زده است که مدام پیچ ومهره آن را روغن کاری میکنند تا چند گام دیگر دوام بیاورد.واقعیت امر این است تا زمانی که نظام آموزشی کشور جزء اولویت اول وآخر دولت ها قرار نگیرد، سیستم آموزشی ما بروز و نو نخواهد شد تا از خروجی های آن انتظار تغییر جامعه را داشته باشیم .

 






تاریخ : دوشنبه 96/7/10 | 6:48 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

برجام،فرجام،نقض برجام،روح برجام،فرجام برجام

با روی کارآمدن ترامپ رئیس جمهور آمریکا و استقرار دولت جدید و لابی صهیونیستی درمجالس نمایندگان و سنا،دوباره فشار بر روی ایران از حیث تفاهم نامه بین المللی یعنی برجام شدت گرفته است.طوری که هر روز هم در اخبار رسانه های داخلی و هم اخبار رسانه های خارجی و از همه مهمتردر فضای مجازی به کرات کلمات برجام،روح برجام،فرجام برجام،نقض برجام وکلماتی ازاین دست را درقالب سخنرانی ها وتحلیلها کارشناسی،شنیده و می شنویم.آن طرف برجام(آمریکا)از نقض برجام و روح برجام سخن می راند واین طرف برجام(ایران) از پایبندی خود به مفاد برجام به استناد آژانس بین المللی انرژی اتمی سخن میگوید. در این میان اتحادیه اروپا و آژانس بین المللی انرژی اتمی،مواضع دو پهلو با چاشنی تمایل به سمت آن طرف(آمریکا)اتخاذ کرده و می کند.به واقع این وضعیت بغرنج سیاسی و بین المللی دیگر برای افکار عمومی و از همه مهمتر فعالین بخش خصوصی اعم از داخلی و خارجی که تمایل به سرمایه گذاری در ایران دارند،گیج و خسته کننده شده است. چرا که نتایج این بحران سیاسی برای سرمایه گذاران بویژه سرمایه گذاران خارجی از اهمیت خاصی برخوردار هست .قطعا طولانی شده این موضوع به نفع کشورمان نخواهد بود و می بایست هرچه زودتر با اتخاذ راهبردی مناسب وضعیت موجود  مدیریت گردد.در این ارتباط ذکر چند نکته مفید به فایده خواهد بود:

1-واقعیت این است که برجام دو طرف بازی دارد،ایران و آمریکا و مابقی کشورها، سیاهی لشگری برای این دوئل سیاسی وبین المللی هستند.چرا که همه ی کشورهای اروپای وغیر اروپای بویژه امضاء کنندگان سند برجام به نوعی تلاش می کنند امریکا را از خروج از برجام منصرف نمایند. از طرفی ایران نیز در همه ی مواضع خود امریکا نه اتحادیه اروپا را خطاب قرار داده و میدهد.پرواضح است به محض خروج آمریکا از برجام،این سند بین المللی از درجه اعتبار ساقط و از ضمانت اجرایی لازم برخوردار نخواهد بود.امیدواریم این اتفاق نیافتد.

2-اکثریت تحریم های صورت گرفته علیه ایران چه قبل از برجام وچه بعد ازآن چه از حیت تعداد و چه از حیث محتوای آن مربوط به دولت آمریکاست.به عبارت دیگر تحریم های آمریکاست که مشکلاتی در مبادلات اقتصادی و سیاسی برای کشور بوجود آورده است.لذا تفکر و سیاست نزدیکی به اتحادیه اروپا به منظور کاهش اثرات وتبعات خروج آمریکا از برجام با توجه به بد عهدی های اروپای ها که مسبوق به سابقه نیز می باشد،راهبردی خطرناک بنظر میرسد.

3-آنچه میتواند در این فضای سنگین بین المللی کمک حال کشور باشد تعیین استراتژی خاص و واحد انهم با صدای واحد در کشور می باشد. راهبردی که کشورهای اروپای را نیز همراهی کند در راستای فشار برروی دولت آمریکا در راستای باقی ماندن در برجام و جلوگیری از خروج از برجام.چرا که در صورت خروج آمریکا از برجام هر چند که تاکید میگردد آمریکا یکی از کشورهای امضاء کننده برجام هست نه همه ی آن ولی با توجه به دلایلی که ذکر شد،برجام به فرجام نخواهد رسید.به امید روزهای بهتر برای کشور

 






تاریخ : شنبه 96/7/1 | 2:59 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()
<      1   2   3   4   5      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • وب میوه ها
  • وب دختر تهرونی
  • وب دو دی ال
  • وب وب آنلاین