قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا

 

اسکارغرب برای بدبختی هایمان

فرصتی پیش آمد تا فیلم فروشنده اصغر فرهادی که جایز اسکاربهترین فیلم خارجی زبان 2017را ازآن خود کرده است را ببینم. فروشنده نیز همانند دیگر ساخته های فرهادی،مسایل وچالش های اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران را با نگاهی دیگر به تصویر کشیده است.با رسانه ای شدن دریافت اسکار فروشنده،موجی ازشادی وتبریک فضای مجازی وشبکه های اجتماعی را فراگرفت.طوری که ظریف وزیر امور خارجه کشورمان نیز ازتوییتر خود برای فرهادی ودیگر عوامل سازنده وبازیکران این فیلم تبریک گفت.با تمام اوصاف وحواشی موجود در این ارتباط،آیا به عنوان یک ایرانی از اسکار فرهادی که پیام های ذیل را به مخاطبین خود به ویژه مخاطبین غرب از وضعیت ناخوش اقتصادی،اجتماعی وفرهنگی جامعه القاء می کند باید خوشحال بود:

1-آیا باید خوشحال بود که هرزگی بخصوص هرزگی مردان جامعه را فراگرفته است؟

2-آیا باید خوشحال بود که زنان،اکثر مردان را به چشم هرزه می بینند؟

3-آیا باید خوشحال بود که نظام آموزشی،پوچ وبی هدف دنبال میشود؟

4-آیا باید خوشحال بود که افراد جامعه به تن فروشی و روسپی گری زنان بی تفاوت شده وبه راحتی ازکنار آن میگذرند؟

5-آیا باید خوشحال بود که مردم دیگر به نظام دیوانسالاری اداری ازجمله پلیس ودادگستری بی اعتماد شده اند؟

6-آیا باید خوشحال بود که مردان ایرانی علیرغم همه ی مشکلات اقتصادی به روابط نامشروع جنسی به خصوص افراد ی که سن وسالی از آنها گذشته است، علاقمند هستند؟

7-آیا باید خوشحال بود که ظاهر وباطن افراد جامعه با هم متفاوت است؟

8-آیا باید خوشحال بود که به روسپی گری به عنوان شغل نگریسته میشود؟

9-آیا باید خوشحال بود که جوان ها با سیلی افراد مسن تر از خود را نصیحت می کنند؟

ودیگر سوال های که به دلیل پرهیز ازطولانی شدن یادداشت ازآنها فاکتور گرفته میشود.علی ایحال به نظر میرسد هرچند فیلم فروشنده از لحاظ فنی و البته سیاسی توانست، نظرداوران را جلب ومجسمه اسکار را ازآن خود کند.ولی اسکاری که در مقابل نشان دادن بدبختی های درون جامعه من وشما اهداء گردیده نیازمند تبریک ،خوشحالی ومانور سیاسی ندارد وباید برای آن گریست.یادداشت را با نوشته زیبای زنده یاد دکتر شریعتی از کتاب(پدرومادر،مامتهمیم)به پایان میرسانم:"ملتی که افتخارش فقرباشه؟هرگز،به چیزی جزفقر،نخواهد رسید."

 

 




تاریخ : دوشنبه 95/12/16 | 5:15 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

تلاش سیما برای تغییر فرهنگ جامعه

چندصباحی است سیمای جمهوری اسلامی ایران(تلویزیون)به کمک و همت برخی از نویسندگان وتهیه کنندگان،تلاش دارد از طریق سریال های تلویزیونی بر روی تفکرات و باورهای خانواده ها به تدریج تغییرات اساسی و عمده ای را ایجاد کند.به عبارت دیگر قالب های ذهنی کهنه بدون ریشه ومنطق خاص که ناشی از تعصبات و پیروی کورکورانه خانواده ها می باشند را تغییر دهد.ازجمله این سریال ها میتوان به آرام میگیریم،روزهای بیقراری،نفس گرم،میوه ممنوعه و دیگر سریال ها اشاره کرد.مهمترین موئلفه و پدیده اجتماعی و فرهنگی که جهت ایجاد تغییر توسط سریال ها مورد اشاره ،هدف قرار گرفت است،موضوع ازدواج مجدد در بین خانواده ها بویژه ازدواج مرد مجرد(قبلا ازدواج نکرده)با زن متعلقه است که در جای خود اقدامی شایسته و قابل تحسین می باشد. چرا که در سالهای نه چندان دور و گاها در حال حاضر نیز در اکثر شهرهای کشور،ازدواج با شرایط مورد اشاره،اقدامی قبیح و توهین به خانواده قلمداد میگردد و حتی به دلیل منطق و باور های نادرست، پیامدهای خونینی را نیز به دنبال داشته است.قطعا تعدای از خوانندگان که سن و سالی ازآنها گذشته  به عینه چنین موضوعات و تفکرات تعصبی را بیاد دارند.اخیرا از شبکه سه سیما سریالی با نام روزهای بیقراری در حال پخش است که بنوعی دنبال رو تغییر در ابعاد مختلف پدیده های اجتماعی از قبیل ازدواج مجدد و اهداء اعضای بیماران مرگ مغزی می باشد .این سریال متاسفانه کمی پا را فراتر گذاشته و ضمن هدف قرار دادن تغییر قالب های ذهنی غلط و رایج در بین خانواده ها،به عمد یا به اشتباه تغییر فرهنگ اصیل ایرانی،یعنی وفاداری به همسر در شرایط سخت از جمله بیماری را زیر سوال برده که حرکتی ناسازگار با تفکرات،اعتقادات و باورهای مردم ایران اسلامی می باشد.در سریال مورد بحث مرد خانواده که پژمان بازغی نقش آن را بازی می کند،برابر تحریک مادر خود و بدون لحاظ نمودن شرایط جسمانی زنش که در حالت کما در بیمارستان بستری است.قصد ازدواج  مجدد دارد و احتمالا در قسمت های بعدی این موضوع اتفاق نیز بیافتد،آن هم با دوست صمیمی زن خود.این نوع سریال ها با چنین مضامینی قطعا با توجه به نوع فرهنگ موجود در بین خانواده های ایرانی نه تنها اثربخش نخواهند بود، بلکه اثرات مثبت آن را نیز تحت شعاع قرار خواهد گرفت.بطوری که در سریال روز های بی قراری،ترویج اهداء اعضا بیماران مرگ مغزی به نوعی در سایه تخریب فرهنگ اصیل ایرانی(وفاداری به همسر) قرار گرفته است.

علی ایحال  ضمن تقدیر و تشکراز متولیان سیمای جمهوری اسلامی ایران در راستای اصلاح قالب های ذهنی نادرست و غلط در بین خانواده ها، انتظار میرود دوستان مسئول در سیما در انتخاب سریال ها برای پخش در رسانه فراگیر و همگانی، اهتمام بیشتری داشته تا مبادا فرهنگ اصیل که ما ایرانیان را در سراسر دنیا زبان زده خود کرده ،بنوعی تخریب گردد.انشاءا.....

 

 




تاریخ : شنبه 95/12/14 | 12:44 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

مهارتهای چندگانه زندگی

 

انسان ها در طول زندگی خود دوره های مختلفی را اعم از نوزادی ، کودکی ، نوجوانی ، جوانی ، بزرگسالی و نهایتا پیری و سالخوردگی را سپری می کنند. برای گذراندن هر کدام از مراحل مورد اشاره بطور صحیح و مناسب ، طوری که مشکلات و خطرات آنها به حداقل ممکن خود برسد نیازمند این مقوله مهم است که فرد و خانواده او از مهارت های مختص آن دوره ، مطلع و آگاه باشند تا بتوانند با استفاده از دانش اندوخته خود و به کمک اطرافیان مرحله ای را که در آن قرار گرفته اند را سپری و با نشاط و روحیه مضاعف وارد دوره های دیگری از زندگی خود شوند. به عنوان مثال زمانی فرد چه بخواهد و چه نخواهد به مرحله ای از زندگی خود می رسد که می بایست شغلی را برای خود دست و پا کند تا بتواند از طریق عایدات آن ، اقتصاد زندگی خود را بچرخاند. برای اینکه فرد در این برهه از زندگی خود بتواند نقش آفرینی کند و شغل مناسبی را متناسب با روحیات خود انتخاب یا ایجاد نماید، مستلزم داشتن اطلاعات در خصوص شرایط استخدام ، شیوه های شغل یابی ، زمینه های کسب و کار ، فرایند ایجاد کسب و کار و سایر اطلاعات دیگر می باشد که قبل از ورود به این مرحله از زندگی می بایست از آنها مطلع گردد تا بتوانند با بکارگیری آنها فرصت شغل مناسبی را انتخاب یا ایجاد و در آن مشغول بکار گردد. البته ذکر این نکته مهم ضروری است که ارائه آموزش و مهارت های چندگانه زندگی می بایست مدت ها قبل با برنامه ریزی اصولی و از طریق آموزش های رسمی و غیررسمی به فرد یا افراد جامعه منتقل گردد تا به نتیجه مثبت و اثربخش منجر شود. نمونه دیگری که در حال حاضر ضروری به نظر میرسد افراد جامعه قبل از ورود به آن از مهارت لازم و کافی برخوردار باشند ، دوران سالخوردگی و پیری است، با توجه به وضعیت سنی جامعه که رو به پیری است، در سالهای پیش رو با انبوهی از افراد سالخورده در جامعه روبرو خواهیم بود که نه تنها می طلبد فرد و اطرافیان او مهارت های مربوط به این مقطع سنی را فرا بگیرند بلکه ضرورت دارد جامعه از الان و شاید پیش تر از اینها زیرساختهایی جهت حمایت از افراد سالخورده آماده میکرد، تا افراد بتوانند این دوران حساس را بدون نگرانی سپری کنند، حساس از این باب که این مرحله از زندگی را به مثابه بازگشت فرد به دوران کودکی از لحاظ رفتار و خلق و خوی نام می برند. لذا برای گذراندن مناسب و مطلوب این دوران نیز می بایست فرد و اعضای خانواده از مهارت ها و دانش لازم در خصوص شیوه تغذیه ، ارائه کمک های اولیه به بیمار ، نحوه و چگونگی برخورد با یک سالمند ، بیمه های درمانی و ... قبل از ورود به این دوره تجهیز گردند، و نهایتاً در صورت عدم ناتوانی افراد خانواده در نگهداری از سالمندان، جامعه امکان نگهداری بدون مشکل این افراد را داشته باشد.

رصد شرایط موجود در جامعه ( ارائه آموزش ها و مهارت های چندگانه ، زیرساختها و امکانات رفاهی)در سطوح مختلف بیانگر این موضوع است که در این باب خوب عمل نکرد ه ایم. چرا که در حال حاضر افراد جامعه در سپری کردن دوران حیاتی و حساس زندگی خود از جمله ازدواج، تحصیل، شغل یابی، دوست یابی، دروان کاری، میانسالی و پیری با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کنند و با توجه به شرایط سنی پیش رو در جامعه در آینده ای نزدیک هم در دوران جوانی و اشتغال و هم در پیری این مشکلات بیشتر خواهد بود. که بخش عمده ای از آن به عدم ارائه آموزش های مهارتی و همچنین عدم وجود انگیزه در افراد برای کسب مهارت های چندگانه زندگی در سطوح مختلف، بر میگردد.

علی ایحال به منظور داشتن جامعه ی سالم و با نشاط ارائه مهارت های چند منظوره به افراد جامعه از طرق رسمی و غیر رسمی از ضروریات می باشد که امید است متولیان امر با جدیت هر چه تمام تر در این حوزه با برنامه ریزی اصولی، مستمر و عملیاتی وارد عمل شوند. هرچند که تاکنون در این راستا به طور سیستماتیک رفتار نشده ولی بقول معروف (( ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است)) به امید آن روز.

 

 




تاریخ : شنبه 95/12/7 | 7:19 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

استیضاح یا نمایش

سرانجام پس ازهیاهوهای فراوان در رسانه ها،فضای مجازی و تریبون های مختلف ،استیضاح وزیر راه وشهرسازی انجام پذیرفت.برای استیضاح آخوندی ازسوی استیضاح کنندگان 13محور مطرح شده بود که اهم محورها عبارت بودند از:

-)نبود ایمنی درراههای ریلی.

-)سوانح مرگبار ریلی وجاده ای.

-)استخدام نیروهای بازنشسته علیرغم مخالفت وزارت اطلاعات.

-)توسعه فعالیت های اقتصادی وبنگاه داری در حوزه وزارتی با همراهی فرزندان و معاونان.

-)عدم توجه به مشکلات مسکن مهر وجایگزینی مسکن اجتماعی که هرگز رونمایی نشد.

-)مخفی کردن قراردادهای خرید هواپیما .

-)عدم شفافیت قراردادهای شرکت های فرودگاهی کشور.

-)متوقف کردن بررسی سانحه ی 149تهران-طبس.

-)کشته شدن سربازان راکب اتوبوس در استان فارس.

-)جایگزین شدن کریدور بین المللی در کشور های مجاور.

این یادداشت مختصر به دنبال درستی و اشتباه بودن یا به عبارت دیگر جهت گیری در خصوص استیضاح یا عدم استیضاح نمی باشد.ولی بدنبال یافتن پاسخ به این شبهه است که اگر محورهای استیضاح که ازسوی موافق آن مطرح شدند،اگرمستند وقابل اثبات نبودند اصلا چرا مطرح شدند که عین تهمت است و اگر قابل اثبات و مستند بودند،پس چرا  نمایندگان مجددا به وزیر رای اعتماد دادند  که  این رفتار و حرکت در راستا و اهداف نظام و منافع ملی کشورنمی باشد. با این اوصاف به نظر میرسد جلسه استیضاح وزیر راه وشهرسازی بیشتر شبیه نمایش بود تا جلسه پاسخگویی به موارد مطروحه استیضاح، چراکه شیوه برخورد نمایندگان با این موضوع باعث گردید اکثر سئوال های مردم و دوست داران کشور بدون پاسخ بماند و این یعنی ضعف در نظام نظارتی کشور.

 

 




تاریخ : سه شنبه 95/12/3 | 9:8 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

آفت سریالی تعطیلی مدارس

همه ساله با فرا رسیدن فصل زمستان، زمزمه های تعطیلی مدارس در بین کودکان شروع میشود. بطوریکه آنها بطور مرتب اخبار استانی سبلان را علی رغم خواب آلوده بودن چشمانشان دنبال می کنند تا بعد از شنیدن تعطیلی مدرسه با خیال آسوده به خواب زمستانی فرو بروند. امسال نیز همانند سالهای گذشته شاهد تعطیلی سریالی مدارس استان و گاها سایر استانها بودیم. واقعیت امر این است این شرایط (تعطیلی مدارس به صورت طولانی ) مغایر با سیاست های ایجاد روحیه تلاش و قبول مسئولیت و درگیر کردن کودکان با مشکلات پیش روی خود می باشد. حال حاضر در درون خانواده نیز این فرهنگ و باور غلط وجود دارد که پدر و مادر باید تلاش کنند تا زمینه رفاه و آسایش کودکان خود را فراهم نمایند. به عبارت ساده تر والدین از رفاه آسایش خود می زنند تا فرزندانشان دست به هیچ کاری نزنند، خرید نروند، با سرویس جابجا شوند و در کارهای خانه به پدر و مادر کمک نکنند به قول معروف دست به سیاه و سفید نزنند و صرفا کارشان خواندن درس و نوشتن تکالیف درسی باشد. این تفکر غلط و تعطیلی سریالی مدارس باعث شده اکثریت کودکان جامعه امروزی ما به نوعی به سمت تنبلی سوق پیدا کنند و با شنیدن تعطیلی مدرسه در پوست خود نگنجند. در حال حاضر با توجه به تغییرات به وجود آمده در شرایط اقتصادی کشور و منطقه بویژه در حوزه کارآفرینی و ایجاد کسب و کار توسط افراد جامعه، کشور نیازمند افراد تلاشگر، ریسک پذیر، خلاق و ... می باشد. قطعا با این اوصاف و شرایط موجود در فرزند پروری خانواده ها، شیوه های آموزش و پرورش در مدارس دولتی و غیر انتفاعی که امکان تبدیل کردن یک دانش آموز ضعیف و متوسط به یک دانش آموز قوی را ندارند و مهمتر از همه اینکه با تعطیل کردن مداوم مدارس اجازه نمی دهیم کودکان منطقه سردسیر در فصل زمستان مشکلات پیش روی خود را خودش حل و فصل کنند، نمیتوان انتظار داشت خروجی تربیت در خانواده و نظام آموزشی کشور افراد خلاق و تلاشگر به قول متخصصان اقتصادی کارآفرین باشند. بنابراین باید چشم ها شست و جور دیگر نگاه کرد.

 




تاریخ : یکشنبه 95/12/1 | 4:51 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

آژیرقرمز برای طلاق به صدا درآمده است!!!

چند روز پیش درفضای مجازی بطور تصادفی با اینفوگرافیک آمار طلاق کشوردر سال 1394مواجه شدم که بیانگر وضعیت تکان دهنده ای از واقعه حیاتی طلاق بود.باتوجه به عدم شفافیت وهمچنین عدم اعتماد به آمارهای منتشرشده درفضای مجازی،برآن شدم بررسی کتابخانه ای درخصوص موضوع داشته باشم.بنابراین سری به سایت سازمان ثبت احوال کشور و استان اردبیل زده وآمارهای موجود در این خصوص را بررسی کردم که گزارش توصیفی آن به شرح ذیل جهت قضاوت خوانندگان محترم وفیهم کانال به سوی فردا و وبلاگ فردای دیگر ارائه میشود:

-)برابرآمار درج شده در سامانه ثبت واحوال کشور،در سال 1394ونه ماهه ی سال 1395به ترتیب 163765و125667واقعه طلاق به ثبت رسیده است.سهم استان اردبیل،2699و2446واقعه طلاق می باشد.

-)درسال 1394ونه ماهه ی سال 1395،نسبت ازدواج به طلاق در کشور برابر است با عدد 4/2و3/9به عبارت ساده تر این آمار بیانگر این امر است که در سال 1394از تعداد 4ازدواج 1مورد ودر نه ماهه ی سال 1395از تعداد 3مورد ازدواج ا مورد به طلاق منجر شده است.این شاخص در استان اردبیل به ترتیب سال برابر است با عدد5/4 و4/6می باشد.

-)بیشترین ترکیب سنی طلاق ثبت شده در سال 1394ونه ماهه ی سال 1395درکشورو استان اردبیل برای آقایان 34-30و برای خانم ها 29-25 بوده است.

-)جالب است بدانید به ترتیب در سال 1394و نه ماهه ی سال 1395در هر روز تعداد 449و457واقعه طلاق ثبت شده است.این امار برای استان اردبیل به ترتیب سال 7و 9 واقعه طلاق در هرروز بوده است.

علی ایحال با توجه به آمارو اطلاعات ارائه شده درمتن فوق وهمچنین لحاظ نمودن طلاق های عاطفی بین زوج ها به راحتی میتوان به این نتیجه رسیده که آژیره قرمز برای طلاق در کشور به صدا درآمده است.بنابرین مقوله طلاق نیازمند توجه جدی وکارشناسی شده ازسوی مسئولین و متولیان امر می باشد.چراکه مسئله طلاق فقط یک موضوع فردی نیست بلکه آسیب اجتماعی زیادی درپی دارد.گسترش فساد و افزایش بچه های خیابانی وبزهکاری مهمترین آسیب های اجتماعی طلاق است.اگر فرصتی پیش بیاید قطعا در یادداشت های بعدی به علت طلاق و راهکارهای برون رفت از این معضل اجتماعی  پرداخت خواهد شد. به امید روز های خوش و شاد

 

 

 




تاریخ : شنبه 95/11/30 | 1:37 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

اعتماد عمومی خدشه دار شده است!

روزجمعه مورخ1395/11/22،سی وهشتمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران جشن گرفته شد .در طول دهه ی فجر سال جاری همانند سالهای گذشته وقتی از تلویزیون وقایع واتفاقات آن روز کشور نشان داده میشد،شاهد حضور پرشور و باهیجان مردم ایران درخیابان های بودیم.مردمی که با تمام وجود خود به خیابان ها آمده وشعار انقلابی وآزادگی سر میدادند.گویی درون آنها درحال منفجر شدن بود.این هیجان،اعتماد واطاعت ازامام امت ومعمار انقلاب،باعث پیروزی این نهضت برخواسته از بطن مردم گردید.دردوران جنگ تحمیلی نیز ویژگیهای موجود درجامعه اعم از اطاعت صرف از رهبری،اعتماد بین مردم ویک رنگی میان مردم ومسئولین وسایر شاخصهای مثبت دیگر،باعث شد کشور هجمه نظامی را نیز با پیروزی قاطع پشت سر بگذارد.بعد از پایان جنگ تحمیلی و شروع دوران سازندگی،میل به اشرافی گری وتجمل گرایی به تدریج در کشور رواج و نتیجه آن ایجاد فاصله طبقاتی بین افراد جامعه و مسئولین اجرایی گردید وعلیرغم تاکید مقام معظم رهبری مبنی بر پرهیز از این امر وصدور فرمان هشت ماده ای درارتباط با مبارزه باپدیده شوم اشرافی گری وفساد،متاسفانه رفته رفته این پدیده زشت در جامعه رواج یافت،طوریکه دامن مدیران نظام اداری را فرا گرفت که مصادیق آن را در سالهای اخیر شاهد و ناظر هستیم.واقعیت امر این است که بروز چنین پدیده های ناهنجار اقتصادی و جامعه شناختی و رشد قارچ گونه آن در بین ارکان اجرایی کشور،باعث خدشه دار شدن اعتماد عمومی شده است که جبران کردن آن نیازمند زمان های طولانی وگاها ترمیم کردن اعتماد از دست رفته نیز غیر ممکن می باشد.بعنوان مثال در مورد قضیه حقوق های نجومی اکثر افراد جامعه اعم از عوام وخواص علیرغم اقدامات وگزارشات متنوع،هنوز هم که هنوزه به جواب قانع کننده  نرسیده اند. ازطرفی مسایل ومشکلات فعلی در جامعه اعم از بیکاری،رکود،پائین بودن سطح درامد مردم وغیره به نوعی از اثار ناکارامدی وفساد لجام گسیخته در لایه های مختلف نظام اجرایی کشور می باشد.به نظر میرسد تا زمانی که عاملان آنها(فساد های اقتصادی)به پای میزه محاکمه آورده نشوند وپاسخگویی این ناکارامدی نباشند،بزرکترین سرمایه که اعتماد عمومی است بازسازی نخواهد شد.به امید روزهای خوش وشاد.

 

 

 

 

 

 




تاریخ : یکشنبه 95/11/24 | 11:29 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

روز انسان های سفید پوش

پنجم جمادی الاول سال پنجم وششم هجری روز ولادت با سعادت بانوی قهرمان کربلا وپرچمدار نهضت حسین(ع)،حضرت زینب کبری سلام ا... علیها است.این روز را روز پرستار نامیده اند وعلت آن است که حضرت زینب پرستار امام زمانش،حضرت سجاد(ع) و دیگر بیماران ومصیبت زدگان اهل بیت را بر عهده داشت وضمن انجام رسالت مهم وتبلیغ نهضت حسینی،از پرستاری بیماران کربلا،با تحمل آن همه سختیها وناملایمات غافل نبود.نامگذاری این روز بنام پرستار درواقع وظیفه ونقش پرستاران،این انسان های سفید پوش را در مقابل بیماران و مسایل و مشکلات آنها دو چندان کرده است.ولی واقعیت موجود در جامعه علیرغم وجود شعار های احساسی در ایام گرامیداشت روز پرستار، بیانگر این مهم است که حقوق بیماران وهمراهان آنها در حال حاضر از سوی اکثریت پرستاران رعایت نمی گردد.جواب ندادن شفاف،تند خویی،عصبانیت،بی محلی،بد اخلاقی و غیره از جمله مصادیق عدم رعایت حقوق بیماران و همراهان آنها توسط برخی از پرستاران می باشد.البته خود این پدیده ناهنجار اجتماعی علل و دلایل گوناگونی دارد که در جای خود توسط مسئولین امر قابل بررسی وبا ارائه راهکار های عملیاتی قابل مرتفع شدن می باشدکه از جمله ان میتوان به عدم تناسب بین تعداد پرستار به تعداد بیماران اشاره کرد که به نوعی از استاندارد بین المللی(یک پرستار به چهار بیمار) در حد پائینی(یک پرستار به 15 بیمار) قرار دارد .ولی با وجود همه ی مشکلات موجود،پرستارانی وجود دارند که با عشق و با ایمان به اینکه شان وجایگاه شغل پرستاری منتسب به حضرت زینب (س)است صادقانه در حال خدمت به بیماران و همراهان انها می باشند. نمونه آن فرشته سفید پوشی است که در بیمارستان امام خمینی(ره) استان اردبیل در حال خدمت می باشد.فرشته یادداشت ما همراهان بیمار خود را که از اتباع کشور جمهوری اذربایجان بوده اند را به دلیل نداشتن مکان برای اسکان در این روز های سرد زمستان  در منزل شخصی خود اسکان داده تا  در بخشی از مصیبت آنها سهیم وتا حدودی  مرحم درد انها باشد.به واقع باید این روز میمون ومبارک را به او  و دیگر پرستاران که با این نیت و خصوصیات خدمت می کنند تبریک و تهنیت گفت.به امید روز های خوش و شفای همه ی بیماران بستری در بیمار ستان ها

 

 

 




تاریخ : شنبه 95/11/16 | 11:55 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

اقتصاد به زبان ساده

این روزها شاید بیشترین کلمه ای که درمطبوعات،صداوسیما ومحافل دانشگاهی وحتی بین مردم عوام در مورد اقتصاد وشرایط اقتصادی کشور به گوش میرسد،رکود وتورم یا  به اصطلاح رکود- تورمی میباشد.دراین ارتباط مطالب،مقاله ها ونظرات مختلف اقتصادی ازسوی اقتصاددانان کشور مطرح شده است.با توجه به اینکه تخصص و دانش بنده درحوزه علم اقتصاد نمی باشد بنابراین درآن مقام وجایگاه علمی نیستم که بتوانم نظرات ارائه شده در این خصوص را نقد نمایم.چرا که نقد منصفانه یک موضوع نیازمند داشتن علم واطلاعات کافی در آن حوزه می باشد. ولی باتوجه به تجربیات،مطالعات ومذاکره با برخی از اساتید اقتصادی،تلاش شده در این یادداشت،تعریف ساده وعام پسند در خصوص رکود وتورم ارائه گردد.برای روشن شدن ذهن بیدار خوانندگان محترم، داستان اقتصادی زیر بیان میشود:

"روزی گردشگری وارد شهر کوچکی شد وجهت اسکان به تنها هتل آن شهر مراجعه کرد.توریست داستان ما هزینه یک هفته ای اتاق را پیش پیش پرداخت می نماید.مدیر هتل با توجه به بدهی هتل به شهرداری،سریعا همان مبلغ را در وجه شهرداری پرداخت می کند.شهردار شهر نیز خوشحال از این قضیه ی،دستور پرداخت بدهی شهرداری به اداره مالیاتی را میدهد.اداره مالیاتی نیز همان مبلغ را به جهت بدهی اداره اش به حساب هتل شهر واریزمیکند."این بده بستان اقتصادی بین مدیرهتل،شهرداری و اداره مالیاتی بطور میانگین 2ساعت بطول می انجامد.بمحض برگشت پول به حساب هتل،گردشگر داستان ما از اقامت خود منصرف میشود و مبلغی را که 2ساعت پیش به مدیر هتل داده بود را مطالبه و شهررا ترک می کند."

هدف وپیام اقتصادی این داستان کوتاه این است که برای خروج از رکود در یک منطقه وکشور نیازمند چرخش پول بین افراد جامعه و بنگاه های اقتصادی چه خصوصی و دولتی هستیم و تا زمانی که این مهم اتفاق نیافتد خروج ازرکود با چالش جدی مواجه خواهد بود.به عبارت دیگر تا زمانی که درآمد افراد جامعه بویژه در طبقات متوسط ومیانی در حد قابل قبول و بالاتر از خط فقر نباشد،نباید انتظار خروج از رکود را داشته باشیم.چرا که در حال حاضر خالص دریافتی اکثریت افراد جامعه پائین تر از خط فقرمی باشد وتنها با درآمد دریافتی خود در طول یکماه صرفا مایحتاج ضروری و نیاز های اولیه خود را آنهم نه به صورت کامل،تامین میکنند وبرای سایر نیازمندی ها در حوزه پوشاک،بهداشت،رفاه وسایر موارد قدرت مانور و خرید را ندارند.این یعنی پائین آمدن سطح تولیدات واحدهای تولیدی و خدماتی فعال در یک منطقه به دلیل نبود تقاضا ی داخلی می باشد.بنابرین ضروریست دولت مردان ومتولیان امردر کشور نسبت به اتخاذ راهکارهای منطقی و مناسب، متناسب با شرایط اقتصادی کشوربرای افزایش قدرت خرید افراد جامعه بخصوص طبقات متوسط و میانی اقدام نمایند.علی ایحال تا این موضوع(افزایش توان درامدی افراد جامعه)در سطح کشور جاری و ساری نگردد،واحد های تولیدی و خدماتی به جهت نبود تقاضا داخلی ، عدم رقابت پذیری بین المللی و استمرار تحریم های خارجی به این زودی ها از رکود خارج نخواهند شد.     به امید روز های خوش

 

 

 




تاریخ : شنبه 95/11/9 | 9:45 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

ملاحظه کاری در اشتغال حادثه آفرید

باخبر شدیم که ساختمان 15طبقه پلاسکو تهران با بیش از 50 سال قدمت روز پنجشنبه مورخ 1395/10/30 اثر آتش سوزی در هم فرو ریخت ومتاسفانه تعدادی از ماموران جان برکف وفداکار آتش نشانی در این حادثه جان خود را از دست دادند که برای همه ی آنها از خداوند منان آرزوی مغفرت و برای بازماندگان آنها طلب صبر می نمائیم. نگاه جامعه شناختی به موضوع بیانگر این مطلب است که در ساختمان پلاسکو تعداد 600واحد تجاری در زمینه تولید پوشاک مشغول فعالیت بودند  اگر سرانه هر واحد تولیدی را بطور میانگین3نفر در نظر بگیریم تعداد 1800 کارگر در آن مکان مشغول بکار بوده اند.هر چند درخبرها ازسوی مسئولین امر شنیده شد که به دلیل نا ایمن بودن ساختمان به هیئت مدیره اخطار های کتبی و شفاهی داده شده بود ولی علیرغم آنها این حادثه دردناک اتفاق افتاد.حال این سوال مطرح میگردد چرا با علم و آگاهی متولیان امر به احتمال حادثه،جلوی آن گرفته نشده است. همه میدانیم که هرگونه پلمپ و جلوگیری از فعالیت یک صنف ،نیازمند دستور مرجع قضایی است در مورد ساختمان پلاسکو مرجع قضایی با رعایت جمیع جهات و تبعات اجتماعی و جامعه شناختی آن تنها به صدور اخطاریه بسنده کرده و چاره ای جزء این نداشته است چرا که در صورت صدور دستور پلمپ اولین کسی که به این امر اعتراض میکردد قطعا خود ما بودیم.چرا که درحال حاضر مسئله اشتغال وکاهش بیکاری جزء اولویت اول کشور قرار گرفته و اگر فرد و مسئولی بخواهد به صورت منطقی در این خصوص اعمال قانون کنند، قطعا مورد عتاب و اعتراض مافوق و افراد جامعه قرار خواهند گرفت. باید این واقعیت را پذیرفت که هرچند مسئله اشتغال و بیکاری به دلایل مختلف سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و کم کاری مسئولین در حال حاضر در راس همه ی امور کشور قرار گرفته ولی نباید با ملاحظه کاری و تن دادن به هر کاری جهت ایجاد اشتغال و حفظ آن،جان و سرمایه های مردم را به خطر بیاندازیم.قطعا این حادثه اولین و آخرین حادثه نخواهد بود. چراکه در سراسر کشور کارگاه های این چنینی، حتی بدتر از شرایط ساختمان پلاسکو وجود دارند که هیچگونه مسایل ایمنی در آنها رعایت نمی گردد و تنها به دلیل ملاحظه کاری در اشتغال به فعالیت خود ادامه میدهند.بنابر این ضروریست مقامات کشوری و استانی هر چقدر ستاد،کمیته و کارگروه میخواهند تشکیل دهند قبل از اتفاق افتادن حادثه تشکیل و اقدامات پیشگیرانه  جهت  جلوگیری از خسارت های جانی و مالی را اتخاذ نمایند. نه اینکه بعد از حادثه به تلاطم بیافتند که اثر بخش نخواهد بود. به امید روز های خوش                                                              

 

 

 

 

 

 




تاریخ : شنبه 95/11/2 | 12:12 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر


  • paper | وبلاگ شخصی | بن تن