چیستی پدافند غیر عامل
در خصوص پدافند غیرعامل تاکنون مطالب،کتاب ها و مقالات متنوع و مختلفی منتشر شده و اشخاص حقیقی و حقوقی از ابعاد و زوایای متفاوتی به مفهوم و چیستی این موضوع یعنی پدافند غیرعامل پرداخته اند که همهی آنها در جای خود ارزشمند و مفید است.بطور کلی دو مقوله پدافند غیرعامل و آینده پژوهی با دوراندیشی و شناخت تهدیدات درونی و بیرونی در اکثر حوزه های مختلف و با استفاده از ظرفیت موجود و حتی تولید دانش های جدید یک هدف خاص را که همانا بهروزی و سعادتمندی افراد جامعه است را دنبال میکنند. بعنوان مثال اگر با عینک ریز بین پدافند غیرعامل و آینده پژوهی بخواهیم به صنعت برق کشور و یا حتی منطقه محل سکونت خودمان در شرایط کنونی نگاه کنیم این سوال به ذهن متبادر میگردد که اگر صنعت برق کشور به دلایلی غیر جنگی و در زمان صلح دچار خرابکاری عمدی یا سهوی گردد به احتمال قوی برق رسانی به اماکن مسکونی،نظامی، تجاری و غیره برای چند ساعت و حتی چند روز مختل خواهد شد. آیا در چنین شرایط بحرانی برای پایدار نگهداشتن جریان برق در مدار ، تمهیدات و امکانات لازم از قبل پیش بینی و انجام شده است؟ اگر پاسخ به این سوال هرچند ساده ولی مهم و حیاتی مثبت باشد و از قبل برای این موضوع چاره اندیشی علمی و عملی صورت گرفته باشد که چطور رفتار کنیم تا در آینده در این خصوص کشور مورد تهدید قرار نگیرد می توان گفت اصول و قواعد پدافند غیر عامل رعایت شده و مقوله آینده پژوهی نیز همزمان مورد توجه متخصصان و مسئولین صنعت برق قرار گرفته است .با این اوصاف و مثال ساده فوق آیا عملا در راستای پدافند غیرعامل، دور اندیشی های لازم در حوزه های استراتژیک و حیاتی کشور اتفاق افتاده که در شرایط بحرانی، زندگی عادی مردم تهدید و مختل نگردد؟ پاسخ دادن به این سوال جرات خاصی را می طلبد ولی امیدواریم که دور اندیشی های لازم انجام شده باشد تا در بزنگاههای چالشی ناشی از تهدیدات بیرونی،دورنی و حتی بلایایی طبیعی حداقل ترین خسارات را کشور و مردم متحمل گردند.
هفته پدافند غیرعامل گرامی باد.
آیا "آق شهر"خواهد لرزید؟
ملانصرالدین زمان زلزله در دو مملکت عثمانی و شام، شهردار آق شهربود. ملا با دیدن تصاویر ویرانی خانه ها و تعداد کشته ها از عیال خود پرسید: زن به نظر شما آیا زلزله به خانه های "آق شهر" صدمه خواهد زد؟ زن ملا که از سوال نصرالدین مات و مبهوت مانده بود گفت: مرد تو شهردار این شهری از من می پرسی؟ بهتر است این سوال را از کدخدا و اعضای شورای شهر که مسئول ساخت و ساز خانه های "آق شهر" می باشند بپرسی؟ ملانصرالدین فلفور به کدخدا که با حفظ سمت رئیس شورای شهر "آق شهر"نیزبود تماس گرفت و از او خواست جلسه فوق العاده شورا را برای فردا تشکیل دهد. کدخدا که از زمین لرزه ترسیده بود قبول کرد و از شهردار خواست فردا ساعت صفر جلسه شورا را به اعضا اعلام کند. در جلسه شورا ملانصرالدین گفت:حضرات محترم از وقتی که زلزله در دولت عثمانی و شام اتفاق افتاده این سوال ذهن مرا به خود مشغول کرده که آیا اگر زلزله مشابه در "آق شهر" اتفاق بیافتد، به خانه های اهالی آسیب خواهد زد یا خیر؟ نتوانستم جوابی برای آن پیدا کنم. حال این سوال را از تک تک شما اعضای شورا می پرسم که آیا ساختمان های "آق شهر" توان و تحمل زلزله اتفاق افتاده در دو دولت عثمانی و شام را دارند یا خیر؟ اعضای شورای شهر که هنوز از شدت زمین لرزه به خود نیامده بودند به همدیگر نگاه کردند و نتوانستند جوابی حساب شده به پرسش ملانصرالدین بدهند. سکوت مطلق فضای جلسه را فرا گرفته بود که به ناگاه صدای خنده "خر" ملانصرالدین یخ جلسه را شکست. خنده "خر" ملا طوری بود که همه ی اعضای شورا را واداشت از جای خود بلند و راهی بیرون ساختمان شورا شوند. ملا که از این حرکت "خرش" تعجب کرده بود از او پرسید که چرا اینطوری شادی و خنده میکنی مگر نمی دانی چه اتفاق ناخوشایندی در دو کشور دوست و همسایه اتفاق افتاده است؟ نمی بینی که همه ما نگران هستیم که مبادا "آق شهر" نیز به لرزد. "خر" درجواب نصرالدین گفت: ملا چرا خوشحال نباشم وقتی که با شما بعنوان شهردار برای سرکشی به ساختمان سازی در شهر می رفتیم، میدیدم که:
-) عمله ها و فهله ها چه با انگیزه و استادانه سر ساختمان حاضرشده و کارمی کنند. انگار دارند برای خودشان خانه می سازند.
-) معمار سرخای بعنوان رئیس تشکل مدنی معماران "آق شهر" چه با دقت برکار معماران، عمله ها و فهله ها سرکشی میکرد تا مبادا جایی کم و کسی در حین خانه سازی باشد.
-) تاپدوق نجار و مشهدی عباس خشت ساز چه جانانه تلاش میکردند تا چوب های محکم و خشت های مناسب در اختیار معماران قرار گیرد تا خانه های با دوام در شهر ساخته شود.
-) از همه مهمتر عسگر آژان که مو را از ماست بیرون میکشید. بعد از تمام شدن خانه،معمار و خانواده او را برای مدت یکماه در خانه تازه ساخته شده زندانی میکرد و دستور می داد در این مدت، هر روز اسب های وحشی اطراف خانه تازه ساخته شده تاخت و تاز کنند. اگر برای خانه اتفاقی می افتاد معمار را جریمه و زندانی میکرد در غیر اینصورت خانه به صاحبش تحویل میشد.
دوست دیرینه ملا نصرالدین(خرملا) گفت: مگر میشود با این رویه اتخاذ شده از سوی شورای شهر،شهردار و کدخدا "آق شهر" به لرزد. قطعا نخواهد لرزید خیالتان راحت باشد بروید و به کارهای دیگر خودتان برسید. ملانصرالدین و اعضای شورای شهر که از این تحلیل ارائه شده خوشحال بودند جلسه را بعد از خوردن چای و نبات پایان داده و به خانه های خود بازگشتند.
امیدواریم که اینطور باشد. در هر صورت آینده همه چیز را روشن خواهد کرد. با این حال نباید فراموش کنیم که "زندگی پراز خداحافظی های غیرمنتظره است، قدر لحظات باهم بودن رو بدانیم".
دروصف مقام زن
زن یعنی: مظهر پاکیزگی و عفت در زندگی
زن یعنی: ذره ای از نور خدا در زندگی
زن یعنی: ناخدا و سکاندار کشتی در زندگی
زن یعنی: نیروی جذب اعضای خانواده در زندگی
زن یعنی: آینده ساز در زندگی
زن یعنی: تربیت کننده مردان و زنان بزرگ در زندگی
زن یعنی: همدم و یک دنیا هم صحبت در زندگی
زن یعنی: روح و کالبد در زندگی
زن یعنی: نماد آسودگی و آرامش در زندگی
زن یعنی: هم عاشق و هم معشوق در زندگی
زن یعنی: نعمت خدا برای مردان در زندگی
زن یعنی: تکمیل کننده پازل ناقص در زندگی
زن یعنی: غمخوار و تیماردار در زندگی
زن یعنی: تحمل کننده بی مهری ها در زندگی
زن یعنی: پرستار بدون پرستار در زندگی
زن یعنی: بالن آرزوهای مثبت در زندگی
زن یعنی: کلید در گنجینه های خداوند در زندگی
زن یعنی: صبر ایوب در زندگی
زن یعنی: خورشید و ماه درخشان و نورانی در زندگی
زن یعنی: سوختن و ساختن در زندگی
زن یعنی: فانوس نجات بخش در زندگی
زن یعنی: قطب نما در زندگی
زن یعنی: مظهر قناعت و رزق و روزی در زندگی
زن یعنی: سدی مستحکم در برابر مشکلات در زندگی
زن یعنی: چارلی چاپلین در زندگی( در ظاهر میخندد ولی در باطن اشک میریزد)
زن یعنی: خنثی کننده مین ها در زندگی
زن یعنی: اعتبار و هویت در زندگی
زن یعنی: ایثارگر بی نام و نشان در زندگی
زن یعنی: نویسنده بی نام و نشان کتاب عشق در زندگی
زن یعنی: پلیس قانون مدار در زندگی
زن یعنی: گنج قارون در زندگی
زن یعنی: عامل وصل کردن،نی فصل کردن در زندگی
زن یعنی: راوی و نقاله خوان حماسی در زندگی
زن یعنی: مادر،مرد و زن در زندگی
تقدیم به مادر آسمانیم و همسر عزیزم که همیشه و در همه جا همراه و یاریگر بنده می باشد.
آرامش هوشمند ؟
اخیراً مطلبی کوتاه در پیج شخصی ام منتشر کردم در ارتباط با تلاش همه ی آحاد جامعه برای آرامش در کشور از نوع آرامش هوشمندانه . تعدادی از فرهیخته گان و دوستان عزیز با ارسال پیام ، خواستار این بودند که اصلا آرامش هوشمندانه به چه معنا و مفهومی هست . ضمن تشکر از همه ی بزرگواران که نسبت به بنده حقیر محبت داشته و مطالب و یادداشت های اینجانب را پی گیری میکنند ، عارض هستم که :
1-آرامش هوشمندانه ، یعنی آرامشی است که خط بطلان میکشد بر این جمله همیشگی " آرامش قبل از طوفان "
2-آرامش هوشمندانه ، یعنی آرامشی که همه ی آحاد جامعه آن را از اتمام وجود یا بعبارت عامیانه با پوست، گوشت و استخوان خود احساس و درک کنند .
3-آرامش هوشمندانه ، یعنی آرامشی که همه ی آحاد جامعه به آینده خود امیدوار باشند.
4-آرامش هوشمندانه ، یعنی آرامشی که با برنامه ریزی درست و اتخاذ حکمرانی مناسب از سوی حاکمیت بستر سازی و ایجاد گردد .
5-آرامش هوشمندانه ، یعنی آرامشی که دائمی و مستمر باشد .
6-آرامش هوشمندانه ، یعنی آرامشی که با مشارکت مردم و حکمرانان بوجود آید .
7-آرامش هوشمندانه ، یعنی آرامش در تمامی جوانب سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و امنیت عمومی جامعه
8- آرامش هوشمندانه ، یعنی آرامشی توام با احترام به حریم خصوص دیگران
9- آرامش هوشمندانه ،یعنی آرامشی توام با سرمایه اجتماعی بالا یا به عبارت دیگر آرامشی با چاشنی اعتماد بین خود مردم و بین مردم و حکمرانان جامعه
10- آرامش هوشمندانه ،یعنی آرامشی که روند شاخص های نگرانی ، استرس و نا امیدی به شدت نزولی و روند شاخص شادی و بهتر زیستن به شدت صعودی باشد .
البته گفتن و نوشتن موارد فوق خیلی آسان و راحت و در عوض بستر سازی و ایجاد چنین فضای در جامعه بسیار سخت و دشوار ولی جای بسی خوشحالی است که غیر ممکن نیست . به نظر حقیر در شرایط کنونی با رشد پر سرعت جوامع بشری از حیث سخت افزاری و نرم افزاری ، دیگر چیز غیر ممکنی وجود ندارد بجز موارد خاص که از قوه و درک بشر خارج است . برای رسیدن به چنین آرامشی (آرامش هوشمندانه ) مهمترین نکته افزایش سرمایه اجتماعی در جامعه است . به عبارت دیگر افزایش اعتماد بین مردم با خودشان و افزایش اعتماد بین مردم و حکمرانان و این محقق نخواهد شد مگر این که مشارکت مردم در مدیریت امور مربوط به خودشان افزایش یابد . یعنی مردم در تصمیم گیری و اجرای تصمیمات در مقیاس های کوچکتر بتوانند نقش آفرینی کنند. دیگر با رویگرد مدیریت تماما دولتی نمی توان چالش های موجود کشور در حوزه های مختلف را مدیریت و به سرانجام رسانید و آرامش هوشمند و مداوم را در جامعه ایجاد کرد . باید طوری حکمرانی کرد که مردم دولت را از خود و دولت نیز مردم را همراه و کنار خود ببیند و همواره حضورشان را درک و احساس کنند . به امید روزهای پر از امید و آرامش مطمئن و پایدار
چند نکته درخصوص اتفاقات اخیر
1- بعنوان یک شهروند ایرانی فوت تاسف بار وغم انگیز مرحومه مهسا امینی را خدمت خانواده محترم امینی و مردم ایران بویژه مردمان با تعصب،خون گرم و با غیرت کردستان تسلیت گفته و برای آن مرحومه ازخداوند منان آرزوی بخشش و علو درجات عالیه را آرزومندیم.
2-باتوجه به شرایط اقتصادی،اجتماعی و سیاسی حاکم برجامعه و گستردگی ابعاد و ابزارهای مختلف خبررسانی درشرایط کنونی نسبت به سالهای گذشته،انتظاربراین است حوادث و اتفاقاتی که بنوعی اذهان عمومی را تحت تاثیر قرارمیدهد و بواسطه آن اکثریت آحاد جامعه تشنه دریافت اخبار واطلاعات درباره علل و عوامل حادثه هستند می طلبد تا قبل از ورود رسانه های متخاصم و معاند داخلی و خارجی، موضوع توسط خبرگزاری ها و در راس آنها صدا و سیما بدون تاخیرشفاف سازی و اخبار دقیق با جزئیات کامل لحظه به لحظه به مردم اطلاع رسانی گردد. متاسفانه دراین خصوص بطور حرفه ای عمل نمیشود در حوادث افزایش قیمت بنزین و ماجرای سقوط هواپیمای اکراینی به عینه شاهد خلاء اطلاع رسانی شفاف و بموقع بودیم و نتیجه آنها نیز همانند ماجرای مرحومه مهسا امینی فرصتی شد برای فرصت طلبان و دشمنان برای موج سواری و ایجاد آشوب و بلوا در کشور.
3- بین اعتراض مدنی و اغتشاش می بایست تفاوت قائل شد. اعتراض مدنی حرکتی است درچارچوب قانون ولی اغتشاش فعلی است غیرقانونی و مخل نظم و امنیت شهروندان و حتی منافع ملی کشورها. اغتشاش همواره محکوم است و در همه ی کشورهای دنیا با اغتشاش و اغتشاشگران بدون اغماض برخورد میشود و ایران نیز از این قضیه مستثنی نیست و برخود با مخلان نظم و امنیت مردم را برای خود محفوظ میدارد.چه بهتر است برای افراد یا گروههایی که میخواهند با حفظ نظم وآرامش و بدون ایجاد ناامنی در جامعه نظر، ایده ها و حتی اعتراض مدنی خود را مطرح کنند فرصتی برای این رویکرد مدنی بوجود آید تا قشرهای مورد اشاره بتوانند اعتراض مدنی و مطالبه بحق خود را به گوش مسئولین برسانند. موضوعی که دراصل 27 قانون اساسی( تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها،بدون حمل سلاح،به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است) به آن اشاره شده است. اثرات چنین اقدامات مدنی در ارائه مجوزها و ایجاد مکان های امن و تامین امنیت معترضین مدنی از سوی فراجا، قطع به یقین در شرایط بحرانی و آشوب، گرایش به اغتشاش و کاستن از دامنه اغتشاشات موثر خواهد بود . چرا که معترضین مدنی وقتی ببینند که به شکل قانونی میتوانند مطالبات خود را در فضای آرام و مسالمت آمیز مطرح کنند،دلیلی برای پیوست به اغتشاشات غیر قانونی را در خود احساس نخواهند کرد.
4- گشت امنیت اخلاقی یا همان گشت ارشاد اگرمیخواهد به فعالیت خود ادامه دهد می بایست تغییرات اساسی در روند اجرایی آن بوجود آید. گشت امنیت اخلاقی در ادامه باید طوری عمل کند که شان و منزلت مخاطبین آن بویژه بانوان ایرانی هرچند که از پوشش مناسب برخوردار نباشند حفظ گردد. باید تمامی رفتارهای کارکنان امنیت اخلاقی بدور از برخوردهای فیزیکی و غیرقابل قبول که گاها نمونه های چنین رفتارهای نادرست در فضای مجازی دست به دست میگردد،باشد. چنین رفتارهای غیرحرفه ای ایجاد نگرانی و بدبینی در بین مردم نسبت به گشت ارشاد و دست اندرکاران آن را بدنبال دارد. استفاده از نیروهای کاردان،متعهد، دلسوز،مهربان و با سعه صدر و روابط عمومی بالا از الزامات کارکنان گشت امنیت اخلاقی هست، اگر ادامه دار باشد. نکته مهم دیگر که در دستور کار متولیان این موضوع باید قراربگیرید برخورد جدی با کارکنانی است که به جای ارشاد و راهنمایی لسانی از زور بازو برای ارشاد و هدایت هموطنان استفاده میکنند که به هیچ وجه قابل قبول و حتی توجیه پذیرهم نیست.
5- دیگر زمان اشتباه کردن و رفتار و گفتار از هیچ مسئولی پذیرفتنی نیست. دیگر زمان حرکات ناشایست از سوی عوامل اجرایی در ساختارهایی که بطور مستقیم با مردم سروکاردارند نیست. کشور برای رشد وتوسعه به آرامش نیاز دارد. اگر قرارباشد با اشتباه یک فرد یا یک ساختار، کشور به جهت شرایط خاص سیاسی و اجتماعی و داشتن دشمنان کینه توز داخلی و خارجی دچار آشوب و اغتشاش گردد در مسیرحرکت توسعه و رشد خود، نفس کم می آورد.فلذا جا دارد قوه قضائیه در چنین مواردی که قصور یک فرد یا یک گروه زمینه وبستری میشود برای آشوب و بلوا در کشور با مسببان آن برخورد قاطع نماید. موضوعی که مطالبه اکثریت آحاد جامعه برآن است. برخورد سریع،قاطع با اطلاع رسانی به موقع از زمینه سازان اغتشاش و اغتشاشگران.
پاینده باد وطنم، ایران
قلم های خسته
باز14تیرماه روز قلم فرا رسید.هرچه چقدرتلاش کردم درخصوص این روز با اهمیت و بزرگ اجتماعی مطلبی بنویسم، این قلم بود که همراه همیشگی نبود و همانند کودکی که بالاجبار توسط مادرش برای رفتن بجایی که دوست ندارد روی زمین کشیده میشود،قلم نیز روی کاغذ توسط انگشتانم کشیده میشد ولی اثری روی کاغذ نمی گذاشت. گویی قلم نیزهمانند اکثر افراد از حال و هوای جامعه خسته شده است. خسته ازاینکه هرچه می نویسد،هرچه با زبان بی زبانی فریاد و فغان می زند. انگار گوش شنوایی برای اجابت آنها نیست. حال از او (قلم) می خواستم دوباره جملات تکراری را بنویسد. برای امتحان قلم که صرفا از جملات تکرای خسته شده است یا موضوع دیگری درمیان است. شروع کردم به نوشتن جملات مثبت و امیدآفرین از جمله مسکن ارزان قیمت به وفور برای جوانان ساخته شده،فرصت شغلی فراوان ایجاد شده،نشاط اجتماعی درجامعه بالا رفته،بهداشت روانی بهبود یافته، اعتیاد کاهش چشمگیری داشته،روند جرم و جنایت رو به افول گذاشته و اعتماد عمومی افزایش داشته،قلم چنان بی تابانه همانند یک سرباز باانگیزه که روبروی دشمن جولان می دهد، روی کاغذ می رقصید طوریکه انگشتانم توان یاری با سرعت قلم را نداشت. آری قلم ها نیز امروزه خسته اند. خسته از جملات منفی و ناملایمات زندگی که روی کاغذها می نویسند. به امید روزهای خوش که توسط قلم ها روی کاغذ ثبت گردد.
روز قلم مبارک.
آیا متروپل آخرین حادثه ساختمانی خواهد بود؟
حادثه متروپل و حوادث مشابه آن در هرکجای دنیا که اتفاق بیافتد جزء غم انگیزترین و تلخ ترین حوادث انسانی است. چرا که در یک آن ساختمانی به دلایل معلوم و یا گاها نامعلوم فرو میریزد و تعدادی از انسان زیر تلی از خاک و آهن مدفون میشوند. بخشی از مدفون شدگان در دم جان خود را از دست میدهند و تعدادی از افراد محبوس شده در زیرآوار بعد از چندین ساعت کمک خواستن و ضجه زدن به جهت عدم امداد رسانی به دلایل مختلف از جمله ترس از ریزش مابقی ساختمان، وسعت خرابی و عدم وجود امکانات، تجهیزات و نیروی انسانی حرفه ای، متاسفانه جان خود را از دست میدهند. ضمن تسلیت به مردم با غیرت و وطن پرست خوزستان بویژه مردم خون گرم آبادان، یادآور میشویم غم شما،غم همه ی مردم ایران است. جای بسی افتخار است همانند جنگ تحمیلی، خالق صحنه هایی همچون روزهای مقاومت در این حادثه تلخ نیز بودیم که قطع به یقین این سرمایه اجتماعی تحمل داغ از دست دادن عزیزان را برای همه ایران بخصوص خانواده های داغدار آبادان راحت خواهد کرد. حال سوالی که در اذهان متبادر میگردد این است که آیا بعد از چند صباحی باز شاهد حوادث این چنینی در گوشه و کنار کشور خواهیم بود؟ پاسخ این پرسش بسیار مهم را به ذهن بیدار خوانندگان عزیز بویژه مسئولین عمرانی و ناظران پروژه های ساختمانی وامیگذاریم؟ ولی نباید فراموش کرد که در جایجای کشورمان وقتی با کنکاش به بافت شهری اطرافمان نگاه می کنیم می بینیم که کم نیستند ساختمان ها ی غیر استاندار اعم از قدیمی و حتی جدید که افراد یا در آنها زندگی می کنند یا به کسب و کار مشغولند و هرآن احتمال میرود در آنها حادثه ای اتفاق بیافتد. انتظار عمومی بر این باور بود که بعد از حادثه پلاسکو، اقدامات فنی و بازدارنده جدی در خصوص ساختمان ها ناایمن و یا ساختمان هایی که به نوعی طبق دستوالعمل ها و آئین نامه های نظام مهندسی ساختمان، ساخته نشده اند و احتمال حادثه در آنها میرفت به صورت سیستمی صورت گیرد، که حادثه متروپل نشان داد نه تنها انتظار عمومی افراد جامعه محقق نشده، بلکه امکان تکرار چنین حوادث تلخ دیگر دور از انتظار نیست. اکر بخواهیم در ادامه شاهد تکرار متروپل های دیگر نباشیم، باید ساختار نظارتی در امر ساخت و ساز و همچنین شناسایی ساختمان های بحرانی در کشور بطور جدی در دستور کار قرار گیرد و در صورت نیاز رویه های قبلی بازنگری و رویه های جدید تصویب گردد. با نظارت های کنونی اعم از فردی ، گروهی و حتی از سوی نهاد های مرتبط در حوزه ساخت و ساز کشور در امر کاهش حوادث ساختمانی، ره بجای نخواهیم برد.
آیا آرزوهایمان تغییر خواهند کرد؟
در سال جدید(14.1) امیداوریم که تمامی آرزوهایمان از هر جنس و نوعی اعم از اقتصادی،اجتماعی،سیاسی و فرهنگی در آینده نه چندان دور تبدیل به خاطره گردند و از لیست آرزوهایمان یکبار برای همیشه حذف شوند. تا کی آرزو کنیم که گرانی و تورم ریشه کن شود. تاکی آرزو کنیم که همه خوشحال و شاد زندگی کنند. تاکی آرزو کنیم که غم و ناراحتی در دل کسی نباشد. تاکی آرزو کنیم که جوانان صاحب شغل و مسکن شوند. تاکی آرزو کنیم که امکان ازدواج جوانان سهل و آسان گردد و دیگر آرزوهایی که هرسال از سوی اعضای خانواده ها به نوعی تکرار میشود.آیا روزی فرا خواهد رسید که شاهد تغییر و تحول در نوع آرزوها بویژه درساعت تحویل سال به جهت اجابت شدن آرزوهای قبلی باشیم؟ بعنوان مثال آرزو کنیم که دانشگاهها متناسب با ظرفیت و شرایط اقتصادی بازار کار دانشجو پذیرش کنند. آرزو کنیم که کنکور حذف و شیوه های جدید جایگزین آن گردد. آرزو کنیم که کشور به رشد اقتصادی پایدار دست یابد. آرزو کنیم که شایسته سالاری در کشور حرف اول و آخر مدیران ارشد کشور باشد.آرزو کنیم اعتماد عمومی در جامعه افزایش یابد. آرزو کنیم که وفاق ملی در کشور بوجود آید. آرزو کنیم که منافع ملی در تمامی تصمیمات خط قرمز باشد و دیگر آرزوهای نو و جدید. کلام آخر امیدواریم که هرچه زودتر همه آرزو های قدیمی و تکرای به خاطره تبدیل شوند و آرزو های نو و جدید جایگزین آنها گردند و این چرخه به همین منوال ادامه یابد. انشاءا...
امیدواریم!!!
با افزایش 57/4درصدی حداقل دستمزد حقوق کارگران در سال 1401،دریافتی کارگران مشمول قانون کار در سال آینده کمتر از 5میلیون و 679 هزار تومان نخواهد بود.هرچند که تعیین حداقل دستمزد کارگران امسال بیشتر از نرخ تورم توسط شورای عالی کار تصویب و تعیین گردید با این حال امیدواریم:
1- همه ی کارگران مشمول قانون کار بویژه آنهایی که در کارگاههای بخش خصوصی و اصناف فعالیت می کنند، حداقل مصوب شده را دریافت کنند.
2- شاهد ریزش و تعدیل نیروی کار از سوی کارفرمایان به دلیل شرایط اقتصادی حاکم برتولید نباشیم.
3- تمامی کارفرمایان توان پرداخت حداقل تعیین شده را با توجه به فضای کسب وکار داشته باشند.
نباید فراموش کرد که بهترین راهکار در کنار تعیین ضریب افزایش سالانه سطح دستمزد حقوق بگیران ثابت اعم از کارگران و کارمندان، کنترل تورم لجام کسیخته در کشور از طریق کنترل نقدینگی و اتخاذ سیاست های پولی و بانکی و همچنین بهبود فضای کسب و کار برای تسهیل و تسریع در شکل گیری واحدهای تولیدی و استمرار فعالیت آنهاست. به سخن دیگر، هرگونه افزایش در سطح دستمزدها متناسب یا بالاتر از نرخ تورم بدون توجه به کنترل اصولی تورم در جامعه و بهبود شاخص های کسب و کار، اثر بخشی لازم را در افزایش سطح رفاهیات حقوق بگیران ثابت بویژه کارگران نخواهد داشت.
ضرورت تغییر در سیاست های اشتغالزایی
یکی از چالش های اساسی کشور ایجاد فرصت های شغلی جدید وحفظ اشتغال موجود می باشد. برای رفع مشکل مزبور چندین دهه است اقدامات و سیاست های مختلفی بکار گرفته شده است که از جمله آن میتوان به پرداخت تسهیلات با عناوینی همچون تسهیلات ماده 56،تسهیلات تبصره ای قوانین بودجه سنواتی، تسهیلات بنگاههای زودبازده، تسهیلات مشاغل خانگی، تسهیلات بند الف تبصره 18، تسهیلات روستایی و عشایری و سایر تسهیلات در اختیار دستگاههای اجرایی متولی ایجاد اشتغال و همچنین به اعمال سیاست های حمایتی یارانه ای و بیمه ای اشاره کرد. آنچه در این بین مهم بنظر میرسد این نکته است که علیرغم بکارگیری راهکارهای تسهیلاتی و حمایتی مورد اشاره، کشور نتوانسته شعله های زبانه کشیده بیکاری را متناسب با عرضه نیروی کار کنترل نماید.این موضوع بیانگر این نکته مهم است که سیاست های تسهیلاتی و حمایتی اعمال شده به دلیل تحولات اقتصادی و اجتماعی داخلی و خارجی در کاهش نرخ بیکاری موثر و کارساز نبوده و شرایط اقتصادی - اجتماعی و اعداد کمی شاخص های تخصصی اقتصادی(نرخ بیکاری و نرخ رشد اقتصادی) حال حاضر جامعه خود گواهی بر این موضوع است. به عبارتی دیگرسیاست ها و راهکارهای اتخاذ شده سالهای گذشته برای رفع معضل بیکاری در کوتاه مدت و بلند مدت موفق نبوده و می بایست طرحی نو درانداخت و چاره ای دیگر کرد.چرا که ادامه دار بودن سیاست های اشتغالزایی سالهای گذشته عین ضرب المثل " آب در هاون کوبیدن است". در ادامه یادداشت به تعدادی از اهم مواردی که منبعد در سیاست ها و راهکارهای مبارزه با غول بیکاری در کشور می بایست بصورت عملیاتی مد نظر برنامه ریزان و متولیان امر قرار بگیرد به اختصار اشاره میگردد:
1- ایجاد فرصت های شغلی در کشور نتیجه سرمایه گذاری که منجر به تولید میگردد می باشد ولاغیر. اگر به دنبال ایجاد شغل پایدار در کشور هستیم باید به این تابع خطی که اشتغال نتیجه تولید و تولید درقبال سرمایه گذاری حادث میشود معتقد باشیم. بدون سرمایه گذاری بویژه سرمایه گذاری خارجی چرا که در شرایط فعلی کشور با محدودیت شدید منابع مالی مواجه می باشد، تولید جان نخواهد گرفت. تا کی میخواهیم سیاست تامین مالی بنگاههای اقتصادی را به منابع مالی موجود در نظام بانکی که در شرایط موجود خود زیان ده می باشندگره بزنیم. باید به فکر اعمال سیاست های تامین منابع مالی از سایر شیوه های موجود به غیر از نظام بانکی از جمله بورس، سرمایه گذاری خارجی، شرکت های سرمایه گذاری و صنعت بیمه بود.
2- توجه به مقوله آینده پژوهی از الزامات در امر تولید در شرایط فعلی است. آینده پژوهی به زبان ساده یعنی ساختن حال با اتکاء به تحولات آینده است. بعنوان مثال صنعت خودرو سازی در 30 سال آینده خواه ناخواه در فرایند طراحی و تولید، متحول خواهد شد و قطع به یقین ربات ها جانشین نیروی کار شده و ماشین های برقی و هوشمند جایگزین ماشین های بنزینی و دیزلی خواهند شد. با این شیوه و نگاه دوراندیشانه، کارآفرینان و افراد خلاق شروع به ایده پردازی کرده و زمینه اختراع و تجاری سازی الزامات چنین تحولی را در اقتصاد کشور رقم خواهند زد. عصر حاضر، عصر دیجیتال و هوش مصنوعی است و تاریخ مصرف تولید و ارائه خدمات به شکل سنتی در اکثر کشورها به جهت تحولات و تغییر الگوی مصرف افراد جامعه و کمبود مواد اولیه پایان یافته است. نمونه تولیدات و ارائه خدمات برپایه هوش مصنوعی و دیجیتال را روزانه در فضای مجازی شاهد هستیم. باید پذیرفت طراحی و فرایند تولید در عصر کنونی بدون توجه به الزامات ورود به عصر دیجیتال و فناوری اطلاعات و ارتباطات در دراز مدت محکوم به شکست است.
3- برای حرکت در مسیر آینده پژوهی و داشتند تولیدات دانش محورنیازمند دانشگاههای هوشمند و خلاق برای پرورش نیروی انسانی هوشمند و خلاق هستیم. دانشگاههای کشور برای قرار گرفتن در این مسیر نیازمند پوست اندازی در فرایند تعیین اهداف، پذیرش و آموزش دانشجویان خود هستند. دانشگاهها برای ایفای نقش در عصر موجود(عصر دیجیتال و هوش مصنوعی) می بایست به سه سطح تقسیم بندی گردند:1- دانشگاههای پژوهش محور2- دانشگاههای مهارت محور 3- دانشگاههای فرد محور تا بتوانند نیروهای انسانی کارآمد و ماهر را براساس نیازمندیهای مختلف ارکان جامعه پرورش دهند. باشرایط موجود در امر پذیرش و آموزش دانشجویان، تولید هوشمند و رقابت پذیر و نهایتا اشتغال پایدار شکل نخواهد گرفت.
4- بهبود شاخص های فضای کسب وکار یکی دیگر از سیاست های است که باید بصورت عملی مورد توجه جدی قرار بگیرد. در حال حاضر با توجه به گزارش بانک جهانی که هر سال در خصوص شاخص های فضای کسب وکار منتشر میگردد ایران علیرغم اقدامات صورت گرفته در این خصوص از وضعیت مطلوب و مناسبی برخوردار نمی باشد. اگر اراده ای برای جلب و جذب سرمایه گذار خارجی در کشور باشد ابتدا باید شاخص های بهبود فضای کسب وکار ترمیم گردد. چرا که سرمایه گذاران خارجی در تحلیل های خود جهت سرمایه گذاری گزارش های بانک جهانی را مد نظر قرار میدهند.(علاقه مندان میتوانند جهت آشنا شدن با شاخص های فضای کسب وکار به سایت بانک جهانی مراجعه نمایند) بهبود فضای کسب وکار در کشور امکان پذیر است اگر دولت تصمیم به چابک سازی در ارکان و ساختار خدمات رسان خود را بگیرید و از همه مهمتر آن را عملیاتی نماید.
5- توجه به علم مارکتینگ( بازاریابی حرفه ای) که بدون آن تولید معنا و مفهوم ندارد. موضوعی که در کشور به صورت علمی از سوی صاحبان تولید و خدمات به آن نگاه نمی شود. زمان تولید بدون داشتن بازار مصرف داخلی و خارجی به سر آمده و محکوم به شکست است. ایجاد ارتباطات مثبت بین المللی در راستای بازاریابی، صادرات تولیدات و دانش فنی و مهندسی از سیاست هایی است که باید در دستور کار دولت قرار گیرد.
6- پیوست زیست محیطی ضامن ساختار تولید و سلامت نیروی انسانی است. از بین بردن خاک ، زمین و هدر دادن انرژی ها بدون محاسبات زیست محیطی و صرفا با نگاه اشتغالزایی مغایر با توسعه پایدار است. چرا که با تخریب غیراصولی طبیعت به بهانه تولید و اشتغالزایی دیگر برای تولیدات آینده زمین و خاکی وجود نخواهد داشت.
درپایان خاطر نشان میگردد بدون دولت کارآفرین و کارآمد، بدون دانشگاه و مراکز آموزشی کارآفرین و کارآمد و بدون نیروی انسانی کارآفرین و کارآمد ، سرمایه گذاری، تولید و اشتغالزایی پایدار و رقابت پذیر اتفاق نخواهد افتاد.
به قول مولوی: طبع چیزی نو به نو خواهد همی--- چیز نو، نو راهرو خواهد همی