سفارش تبلیغ
صبا ویژن

 

جناب قالیباف

بهتر نبود قبل از تبدیل شدن ماجرای جنجالی اخیر جنابعالی مبنی بر خرید سیسمونی به:

-) کتاب سیسمونی

-) شعر سیسمونی

-) فیلم سیسمونی

-) سریال سیسمونی

-) کارتون سیسمونی

-) قصه سیسمونی

-) هواپیمای سیسمونی

-) خیابان سیسمونی

-) انگشتر سیسمونی

-) استوری سیسمونی

-) کاریکاتور سیسمونی

-)طنز سیسمونی

-) شعار اعتراضات صنفی و مدنی سیسمونی

با استناد به مدارک و مستندات متقن از بلوای بوجود آمده از خود دفاع می کردید و یا با عذرخواهی از مردم مانع ایجاد مسائل حاشیه ای بیشتر که آفت اعتماد عمومی است، میشدید. هرچند که دیر شده ولی باز میشود کاری کرد. جناب دکتر سکوت چاره کار نیست. بسم ا.....  






تاریخ : جمعه 101/2/2 | 11:55 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

آیا آرزوهایمان تغییر خواهند کرد؟

در سال جدید(14.1) امیداوریم که تمامی آرزوهایمان از هر جنس و نوعی اعم از اقتصادی،اجتماعی،سیاسی و فرهنگی در آینده نه چندان دور تبدیل به خاطره گردند و از لیست آرزوهایمان یکبار برای همیشه حذف شوند. تا کی آرزو کنیم که گرانی و تورم ریشه کن شود. تاکی آرزو کنیم که همه خوشحال و شاد زندگی کنند. تاکی آرزو کنیم که غم و ناراحتی در دل کسی نباشد. تاکی آرزو کنیم که جوانان صاحب شغل و مسکن شوند. تاکی آرزو کنیم که امکان ازدواج جوانان سهل و آسان گردد و دیگر آرزوهایی که هرسال از سوی اعضای خانواده ها به نوعی تکرار میشود.آیا روزی فرا خواهد رسید که شاهد تغییر و تحول در نوع آرزوها بویژه درساعت تحویل سال به جهت اجابت شدن آرزوهای قبلی باشیم؟ بعنوان مثال آرزو کنیم که دانشگاهها متناسب با ظرفیت و شرایط اقتصادی بازار کار دانشجو پذیرش کنند. آرزو کنیم که کنکور حذف و شیوه های جدید جایگزین آن گردد. آرزو کنیم که کشور به رشد اقتصادی پایدار دست یابد. آرزو کنیم که شایسته سالاری در کشور حرف اول و آخر مدیران ارشد کشور باشد.آرزو کنیم اعتماد عمومی در جامعه افزایش یابد. آرزو کنیم که وفاق ملی در کشور بوجود آید. آرزو کنیم که منافع ملی در تمامی تصمیمات خط قرمز باشد و دیگر آرزوهای نو و جدید. کلام آخر امیدواریم که هرچه زودتر همه آرزو های قدیمی و تکرای به خاطره تبدیل شوند و آرزو های نو و جدید جایگزین آنها گردند و این چرخه به همین منوال ادامه یابد. انشاءا...






تاریخ : جمعه 101/1/5 | 12:29 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

امروز دیگر 60 سال پیش نیست !!!

فضای مجازی بهترین ابزار نظارتی بر رفتار، گفتار،کردار و عملکرد مدیران و صاحب منصبان است. اثرات آن را تاکنون دیده ایم و نمونه اخیر این شیوه نظارتی، رفتار زشت فرماندار رفسنجان و مطابق آن بر اثر فشار فضای مجازی،عزل ایشان توسط وزیر کشور بود. با توجه به رشد فزاینده فناوری اطلاعات و ارتباطات دیگر زمان کنترل و محدود سازی فضای مجازی در شرایطی که مردم جامعه به نوعی متناسب با موقعیت اجتماعی و شغلی به آن وابسته شده اند، معنا و مفهومی جزء افزایش سطح بی اعتمادی آنهم در چنین شرایط اجتماعی و سیاسی کشور ندارد.  اهداف طرح صیانت هرچه هست ،عزیزان و تصمیم گیران آن نباید تاریخچه مبارزه با ویدئو و ماهواره را فراموش کنند که علیرغم آن همه سخت گیری ها و بگیر و ببندها، مردم از هر ترفندی از آنها استفاده می کردند و می کنند. حال می بینیم بر اثر گذر زمان،ویدئو در طاقچه اتاق ها خاک می خورد و دیش های  ماهواره از پشت بام به ایوان خانه ها و آپارتمان ها نقل مکان کرده اند. عصر دیجیتال، هوش مصنوعی و تغییرات در  الکوی سبک زندگی در درازمدت، قوانین سخت گیرانه و محدود کننده که با ابعاد مختلف زندگی افراد جامعه سروکار دارند را خواه ناخواه از گردونه حذف کرده و در آینده نیز با شدت بیشتری این روند ادامه دار خواهد بود. زمان محدود سازی افکار افراد جامعه به سر آمده است. عصر، عصر آگاه سازی برای استفاده درست از امکانات نوین از جمله فضای مجازی و اینترنت است. اینکه در گذشته به انحای مختلف نتوانسته ایم چنین فضایی را برای استفاده درست و بهینه مهیا کنیم با محدود کردن آن به دنبال رفع مسئولیت خودمان نباشیم. فضای مجازی تاثیرات مثبت و منفی خود را بر جامعه گذاشته است و محدود سازی آن در قالب طرح صیانت و هر طرح دیگری، ره بجای نخواهد برد. چرا که امروز دیگر 60 سال پیش نیست.






تاریخ : سه شنبه 100/12/3 | 8:26 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

پیشرفت چیست؟

در خصوص مقوله پیشرفت مطالب گوناگون با افکار و تفکرات اقتصادی،اجتماعی و سیاسی در قالب کتاب،مقاله و یادداشت نگارش شده است. همه ی این موارد در جای خود ارزشمند و قابل استفاده می باشند. در این یادداشت کوتاه سعی شده با مفاهیم ساده و کوتاه به یک گفتمان و ادبیات مشترک در ارتباط با مفهوم پیشرفت برسیم. قطع به یقین همه ی ما روی گزینه های زیر توافق داریم که:

-) آموزش با کیفیت و اثربخش برای همه افراد جامعه بهتر ازتبعیض در آموزش است.

-) تندرستی و سلامت فراگیر در جامعه بهتر از بیماری و فقر بهداشتی است.

-) دانایی و عقلانیت بهتر از جهل و نادانی است.

-) تغذیه سالم بهتر از گرسنگی است.

-) دارایی بهتر از فقر است.

-) دسترسی آسان به فرصت های شغلی بهتر از بیکاری بلند مدت است.

-) صلح و دوستی بهتر از جنگ است.

-) اعتماد بین مردم جامعه و اعتماد بین مردم و دولت بهتر از بی اعتمادی گسترده است.

-) جامعه آرام و شاد بهتر از جامعه ناآرام و غمگین است.

-) امید به آینده بهتر از ناامیدی است.

-) رعایت حقوق همدیگر بهتر از تعرض به حقوق دیگران است.

-) تشکیل زندگی مشترک بهتر از جدایی و طلاق زودرس در جامعه است.

-) نوعی دوستی بهتر از بی تفاوتی مزمن به همنوعان است.

-) جامعه عاری از فساد سیستمی بهتر از فساد و دزدی سازمان یافته است.

-) توزیع عادلانه امکانات در کشور بهتر از ناعدالتی و رشد نامتوازن است.

-) نبود و کاهش جرم و جنایت بهتر از افزایش جنایات است.

-) بالا بودن ضریب بهداشت روانی افراد جامعه بهتر از جامعه پراز تنش و مضطرب است.

-) داشتن روحیه خلاق و فعال بهتر از روزمره گی است.

-) داشتن پس انداز بهتر از بی پولی است

-) حکمرانی خوب بهتر از بی برنامگی در کشور است.

تمام بندهای عنوان شده در فوق قابل اندازه گیری در طول زمان است. اگر در طول یکسال گذشته به نوعی شاخص ها و موارد عنوان شده حالت افزایشی داشته باشد و این حالت از روند پایداری نیز برخوردار باشد میشود با اطمینان خاطر گفت که کشور در ریل پیشرفت رو به جلو قرار گرفته است. باید پذیرفت که پیشرفت با داد و فریاد و اتخاذ قوانین و تصمیمات خلق الساعه و مدیریت غیرمتخصصین بر جامعه حادث نخواهد شد. رسیدن به پیشرفت نیازمند انتخاب یک شیوه حکمرانی مناسب و البته پایدار با نیروهای متخصص و توانمند در تمامی حوزه ها است.با این حال باز امیدواریم به روزهای بالندگی و پیشرفت وطن






تاریخ : پنج شنبه 100/11/28 | 8:22 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

مدیریت همیشگی نیست،باهم مهربان باشیم

 

چقدر این روزها دو کلمه " شنیده میشود" و " گفته میشود" را بیشتر در فضای مجازی می بینیم یا می شنویم. کارکرد این دو کلمه همانند آژیر حمله هوایی است که بعد از دیدن یا خواندن هر کدام از آن دو کلمه متوجه میشویم که قراره اتفاق خاصی بیافته و عزیزی صندلی خدمت را به عزیز دیگری تحویل خواهد داد‌.  به عنوان مثال گفته میشود ملانصرالدین بزودی شهردار آق شهر خواهد شد. یا شنیده میشود ملانصرالدین در روزهای آتی سکان دار منطقه نیمه آزاد آق شهر خواهد شد. چقدر این دو واژه برای بعضی ها خوش یوم و برای برخی ها بد یوم است‌. به عبارتی آژیر انتصابات همانند شتری است که در خونه هر  مدیری میخوابد!!!!

پس مدیریت همیشگی نیست، باهم مهربان باشیم






تاریخ : جمعه 100/11/8 | 11:52 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

بیاد مادری که ....

-) بیاد مادری که به دلیل بیماری آلزایمر همه را فراموش کرده و متاسفانه نمی دانم چرا همه نیز او را از یاد برده اند.

-) بیاد مادری که درکنج خانه سالمندان هنوز منتظر معجزه است.

-) بیاد مادری که با عکس مفقود الاثر فرزندش از خواب بیدار میشود و با گفتن قصه به عکس او بخواب میرود.

-) بیاد مادری که جز خدا امیدی در این کره خاکی ندارد.

-) بیاد مادری که رنج دنیا را تحمل می کند برای حفظ فرزندانش.

-) بیاد مادری که همانند مردان کار می کند برای کسب روزی حلال.

-) بیاد مادری که گرسنه سر به بالین می گذارد تا سهم بیشتری از غذا به فرزندش برسد.

-)بیاد مادری که علیرغم گذشت چندین سال از جنگ هنوز با امید منتظر خبری از فرزندش می باشد.

-) بیاد مادری که تا پاسی از شب از داغ فرزند جوانش گریه می کند.

-) بیادر مادری که خود و فرزندانش را به دلایل نامعلوم در آب غرق می کند.

-) بیاد مادر روستایی که با دستان پینه بسته و کمر خم شده هنوز مشغول کار و فعالیت است.

    بیاد مادری که ..........

با این همه درد، ای مادران رنج کشیده از زندگی، روزتان  مبارک. 

 

 

 






تاریخ : یکشنبه 100/11/3 | 2:44 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

داستان مدیریتی 

   نقل است مردی در آخر عمر خود،زنش را صدا میزند و به دلیل اذیت و آزاری که بر زنش روا داشته از او حلالیت می طلبد. زن در جواب میگوید همه ی آزار و اذیت های که به من روا داشته ای را حلال میکنم، اما یک بار با من کاری کردی که هرگز نمیتوانم از تو درگذرم و تو را ببخشم.مرد پرسید آن چه کاری بود؟

زن جواب داد: یک بار علیرغم  تخصص و تجربه چندین ساله ام در  خصوص آشپزی، مرا  به دُم عروس بستی تا در کنار او  پخت قورمه سبزی با لوبیا چیتی را یادبگیرم. من اگر تو را بخاطر همه آزارها و اذیتها ببخشم بخاطر این تحقیر هرگز تو را نخواهم بخشید!

نتیجه گیری:

سپردن کار به افراد غیر متخصص، بدون سابقه و تجربه کاری و از همه بدتر و غیر حرفه ای تر، قرار دادن چنین اشخاصی در مسند مدیریت برای افرادی  که دارای تخصص، سابقه و تجربه بالای نسبت به او (مدیر)  دارند می باشد. در چنین رویکرد مدیریتی، دیگر نتیجه و برون داد سازمان یا سیستم برای افراد رده بالای آن اهمیت ندارد و صرفا ماندگاری در راس به همراه دوستان و آشنایان برای آنها از اولویت بالایی برخوردار است. این یعنی تحقیر و کاهش بهره وری در بین سرمایه های انسانی، مگر میشود در این نوع  ساختار سازمانی از کارکنان و نیروهای آن انتظار بهروری و خلاقیت داشت. همین که در چنین سازمانی، کارها و فعالیت های روزمره تحلیل و ضعیف نشده و همچون گذشته ادامه دارد می باشد ، مدیران کلان و میانی آن سازمان باید کلاه شان را در آسمان ها جستجو کنند.

 






تاریخ : پنج شنبه 100/10/30 | 11:50 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

دلنوشته ای بیاد نوزادان  بی زبان

امروز نیز مثل روزهای گذشته با دستان گرم مادرم از خواب بیدار شدم. ولی نمی دانم که چرا مثل روزهای گذشته او نمی خندید و چشمانش پر از اشک بود. با خودم گفتم شاید دیشب نیز مثل شب های گذشته که من و برادرم خواب بودیم، باز با خود و دردهایش تا پاسی از شب خلوت کرده بود . وقتی مرا از روی تخت برداشت،لرزش دستهایش را بخوبی احساس کردم. دوباره برای تسکین نگرانی خودم،گفتم شاید اثرات عصبی بی خوابی های شبانه است. طوری با من رفتار میکرد که اینگار با هم غریبه ایم. نه  با احساس خاص مادرانه مرا در آغوش می گرفت و نه موهای سیاهم را نوازش می کرد. دیگر مثل روز برایم روشن شد که این مادر،مادردیروز من نیست. بعد از بیدار شدن برادرم،مادر با او نیز خوب نبود و مرتب از او بهانه می گرفت و سرش داد می کشید.خیلی میخواستم با مادرم درد و دل کنم. چرا که دختر رازدار و مرهم اسرار و زخم های مادر است. چه کنم که هنوز نعمت بزرگ "سخن گفتن" از طرف شخصی که مادرم مرتب او را "خدا" صدا میکرد به من داده نشده بود.چند ساعت بعد که من و برادرم اصلا انتظارش را نمی کشیدیم،مادرم مرا در آغوش گرفت و دست برادرم را به دست خود، آماده شدیم برای رفتن به بیرون از خانه. برادرم پرسید مادر کجا میریم هوا کم کم دارد تاریک می شود. مادرم گفت: پسرم نگران نباش میرویم پیش "خدا" او از هر سه تایمان مراقبت می کند. همین که برادرم داشت گریه می کرد از خانه بیرون رفتیم. من تا اسم "خدا" رو شنیدم خیلی خوشحال شدم چون خیلی وقت منتظر بودم تا او را ببینم و ازش بخواهم تا کاری کند که من بتوانم "حرف" بزنم. در این لحظه به مادرم نگاه کردم و لبخند زدم ولی اشک چشمهای او لب های خشک شده مرا خیس کرد چون داشتیم می رفتیم پیش "خدا" این حرکت و رفتار مادرم مرا زیاد به خود مشغول نکرد. بعد از چند ساعت شنیدم که مادرم به برادرم گفت: پسرم آماده باش بعد از چند دقیقه دیگر به اتفاق هم  پیش "خدا" هستیم. برادرم گفت: مادر حال که میریم پیش "خدا" بذار باباهم بیاد چهارتایی بریم پیش "خدا". مادرم با گریه جواب داداشم را داد. بعد از اینکه گفتگوی مادرم با برادرم تمام شد، احساس کردم همه جای بدنم خیس شده و مادرم طوری مرا در آغوش خود فشار میدهد که یک آن احساس کردم، نمی تونم نفس بکشم. در این لحظه برادرم را دیدم که تلاش میکرد دستش رو از دست مادرم جدا کنه ولی مادرم چنان دستهای برادرم را فشار میداد که امکان رهایی اش وجود نداشت. بعد از چند ثانیه چشمهای من مثل روزهایی که مادرم برایم لالایی میخواند،سنگین شد وبه خواب رفتم. وقتی چشمهایم را باز کردم دیدم که در آغوش مادرم هستم و او در حال عوض کردن لباس های خیس من و برادرم است. در همین لحظه صدایی شنیدم که گفت: دختر زیبای من در دل چه آرزو داری؟ من که با شنیدن این صدا ترسیده بودم و دستهایم را دور گردن مادرم به هم فشار میدادم به مادرم نگاه کردم. مادرم با چهره آرام و خندان به من گفت: دخترم نترس این صدای همان شخصی است که میخواستی او را ببینی و ازش بخواهی که کاری کنه تا تو بتونی "حرف" بزنی. دوباره آن صدا رو شنیدم که میگفت: دختر زیبای من بگو از من چه میخواهی؟ من گفتم: ای "خدا" مادرم همیشه از شما تعریف میکرد که مهربان هستی و کودکان رو دوست داری، لطفا کاری بکن که من بتوانم "حرف" بزنم تا یکبار هم که شده با زبان شیرین و کودکانه خودم از مادرم تشکر کنم. به یکبار احساس کردم که نیرویی از درون وجودم به من میگوید که ای دختر، داد بزن. به ناگاه فریاد زدم " مادر هرچند که نتوانستم مرهمی برای زخم های ندیده ات باشم ولی عاشقانه دوستت دارم".

بیاد تمامی مادران،کودکان و نوزادان بی زبان که به هردلیلی خاموش شدند. بخصوص نوزاده هفت ماه "بنیتا"

 

 

 

 






تاریخ : جمعه 100/10/24 | 8:8 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

چه کسی پاسخگوی این وضعیت است؟ 

طبق بیانیه ای اف سی،  مجوز حضور سه باشگاه پرسپولیس، استقلال و گل‌گهر سیرجان به دلیل نداشتن مجوز حرفه‌ای لغو شده است:

1- جای بسی تاسف است که علیرغم هزینه های هنگفت در مدیریت و باشگاه داری دو تیم استقلال و پرسپولیس از بیت المال که بنظر پایانی برای این شیوه باشگاه داری  دیده نمی شود، برابر رای کنفدراسیون آسیا این دو تیم به دلیل حرفه ای نبودن از دور رقابت های آسیایی حذف شده اند. به عبارتی  این دو تیم مهم کشور صرف نظر از تمامی هزینه های صورت گرفته تاکنون  استانداردهای لازم را

به دلیل نداشتن زمین اختصاصی،مدیریت دولتی نه خصوصی ،بدهی های بالا به مربیان،بازیکنان خارجی، فیفا و حضور افراد سیاسی در هرم مدیریتی دو باشگاه ،کسب نکرده اند. پس این پول ها و بودجه های دولتی بی زبان کجاها هزینه شده است؟ بودجه های که میتوانست مرهمی باشد برای  مشکلات اقتصادی و رفاهی کشور.

2می طلبد نمایندگان مجلس طرح تحقیق و تفحص از وزارت ورزش و جوانان و دیگر ارگانهای دخیل در این امر را تصویب تا ضمن شناسایی متخلفین بویژه کسانی که به بهانه تیم داری دست کچ به بیت المال برده اند جهت برخورد قانونی به محاکم قضایی و مردم معرفی شوند.

3- تا زمانی که  مدیریت دو باشگاه استقلال و پرسپولیس از حالت دولتی خارج نشده و همانند سایر باشگاههای بزرگ داخلی و خارجی خصوصی نگردد. هزینه های جاری و بدهی این دو باشگاه به اشخاص حقیقی و حقوقی اعم از داخلی و خارجی از صندوق بیت المال یعنی بودجه کشور پرداخت خواهد شد و مشکلات این چنینی و محرومیت ها از حضور در میادین بین المللی منبعد پرتکرار نیز خواهد بود.

تا زمانی که هر دو باشگاه  به معنای واقعی کلمه خصوصی نشده و  مدیریت دو باشگاه پاسخگوی عملکرد خود در مقابل  سهامداران خود نباشند، همین آش و همین کاسه است.






تاریخ : یکشنبه 100/10/19 | 7:55 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

سربازی به وسعت جهان 

به مناسبت سالروز شهادت حاج قاسم سلیمانی هر چه تلاش کردم در خصوص شجاعت،وفاداری،وطن پرستی،در کنار مردم بودن در شرایط سخت،قهرمان میدان جنگ،اطاعت از مافوق، دیدن همه ی انسان ها،مرد روز های سخت، مرد استراتژیک و ... مطلب و دلنوشته ای به پاس قدردانی از او بنویسم، نه ذهن  و نه قلم هیچ کدام یاری گرم در این مسیر نبودند. از من تلاش و از آنها عدم همراهی، بنظرم هم قلم و هم ذهن به اتفاق به این نتیجه رسیده بودند که حاج قاسم سلیمانی بواسطه خدمات بی منت و بی ادعایش به انسان ها، بویژه مردم مظلوم و بی دفاع در برابر کسانی که بویی از انسانیت نبرده بودند و به راحتی آب خوردن زن و مرد و حتی کودکان را در شکم مادرانشان سلاخی می کردند، در دل و قلب مردم بخصوص آنهایی که اصلا نه او را دیده بودند و نه می شناختند، رسوخ و جا باز کرده است. به عبارتی عشق و علاقه مردم به قاسم، علاقه و ارادت قلبی و دلی است و نیاز به توصیف و تمجید او روی کاغذ در قالب یادداشت ها،مقاله ها و دلنوشته ها نیست. هر چند که اینگونه رفتارهای ژورنالیستی  در عمق بخشی به شناخت جامعه از حاج قاسم بی تاثیر نیست ولی هیچ وقت به پای شناخت قلبی مردم از او نمی رسد. علی ایحال تنها چیزی که توانستم بعد از کش و قوس های فراوان بین ذهن و قلمم در توصیف سردار سرباز بنویسم، این جمله کوتاه بود که " حاج قاسم سلیمانی سربازی بود به  وسعت جهان"

ای سرباز،سالروز شهادتت مبارک






تاریخ : دوشنبه 100/10/13 | 2:16 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()
   1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • وب میوه ها
  • وب دختر تهرونی
  • وب دو دی ال
  • وب وب آنلاین