سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

به مناسبت سالگرد ابلاغ سیاست های کلی اقتصاد مقاوَمتی

آقای کوئین یکی از شخصیت های مهم و تأثیرگذار در طراحی ساختار تحریم های ظالمانه علیه کشورمان می باشد. او معتقد است ایران با سه مشکل اساسی رو بروست 1- وابستگی اقتصاد کشورمان به درآمدهای نفتی 2- کاهش رو به رشد و فزایند منابع آبی 3- بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی. او به واسطه این امر، نشان درجه دوم اداری کشور آمریکا را دریافت کرده است.

اگر درست و بدون غرض ورزی به شرایط اقتصادی موجود کشورمان نگاه کنیم، می بینیم که واقعاً نیز همین طور است و کشور با سه معضل مورد اشاره روبرو و دست به گریبان می باشد.

مقام معظم رهبری به منظور مبارزه با تحریم ها و به حداقل رساندن اثرات آن بر اقتصاد کشور، سیاست های کلی اقتصاد مقامتی را ابلاغ فرمودند. اگر به کلیات و جزئیات این سیاست های ابلاغی نگاه کارشناسی و دقیق داشته باشیم به این نتیجه خواهیم رسید که این فرمان اقتصادی در کل بر شش اصل مهم و نجات بخش برای مقابله با تحریم ها تأکید دارد:

1- جدا شدن اقتصاد کشور از درآمدهای نفتی و تأکید بر مالیات با رویکرد شفاف سازی در این زمینه.

2- مدیریت مصرف در کلیه زمینه به ویژه حاملهای انرژی.

3- حمایت از تولیدات داخلی.

4- افزایش بهره وری.

5- توجه به شرکت های دانش بنیان.

6- افزایش کیفیت محصولات تولیدی داخل.

حال این سؤال مطرح می شود که آیا با تشکیل سمینار، همایش جلسه، کارگروه های تخصص و نشست های اقتصادی در سطح کشورو استان ها و گاهاً در ادارات دولتی در خصوصی اقتصاد مقاومتی، می توانیم به منویات مد نظر مقام معظم رهبری در این ارتباط نایل آییم؟ همان طور که خود ایشان نیز در زمان ابلاغ سیاست ها به مسئولین سه قوه، تأکید داشتند از حرکات و گفتار صرف پرهیز کنید و به طور عملی و کارشناسی شده به این قضیه اهتمام به ورزید. بنابراین پاسخ سؤال مطرح شده با توجه به دیدگاه معظم له، معلوم می باشد.

برای اجرایی کردن و رسیدن به شش(6) اصل ذکر شده در مطالب فوق در کشور می بایست در دو بخش فعالیت و تحرکاتی در صورت بگیرد:

1- تغییر برخی از قوانین و اتخاذ سیاست ها و تصمیمات جدید در سطح کلان کشوربویژه درحوزه اقتصاد.

2- فرهنگ سازی، تغییر رفتار و نهادینه کردن دانش شش مقوله مورد اشاره در بین افراد جامعه جهت ایجاد نگرش مثبت نسبت به این موضوعات و نهایتاً تغییر رفتار فردی و گروهی .بنابراین تا زمانی که در 2 بند مورد اشاره جهت نهادینه کردن جایگاه اقتصادی مقاومتی در جامعه اقدامی صورت نپذیرد، قطعاً تصمیمات و فعالیت ها نتیجه بخش نخواهد بود. نکته دیگر اینکه این موضوع( اقتصاد مقامتی) کار 1 سال و 2 سال نیست و نیازمند زمان می باشد. اگر به صورت منطقی و با برنامه ریزی در چهارچوب موارد اشاره شده حرکت صورت پذیرد می توان امیدوار بود در کوتاه ترین زمان ممکن نتایج قابل قبولی به دست آید.

برای ایجاد تغییر در رفتار یک فرد در جامعه در خصوص یک موضوع خاص، باید طبق تئوری تغییر عمل شود. بدین طریق ابتداباید دانش موضوع مدنظرما ایجادوسپس دانش از طریق آموزش های رسمی و غیر رسمی به افراد جامعه منتقل گردد. به طور طبیعی دانش انتقال یافته در نگرش افراد تغییر به وجود می آورد. این به طور طبیعی در رفتار فردی و در نهایت رفتار جمعی اعضاء نظام اجتماعی اثر می گذارد.

بنابراین، همان طور که گفته شد برای کاهش اثرات تخریب کننده تحریم ها باید در شاخص های مدیریت مصرف، مالیات، بهره وری و کیفیت محصولات داخلی و حمایت از آنها که ازشاخص های مهم اقتصاد مقاومتی هستند، نسبت به وضعیت موجود تغییرات اساسی بوجود آید. لذا تا زمانی که دانش این مقوله ها در نگرش افراد رسوخ نکند و به واسطه آن در رفتار فردی و رفتار گروهی افراد جامعه نمایان نشود، نمی توان به بهبود شاخص های مزبور امیدوار بود و در نتیجه تحقق اقتصاد مقاومتی با چالش جدی مواجه خواهد شد.

در پایان امیدواریم به جای تشکیل جلسات و همایش ها و کارگروه های اقتصاد مقاومتی، شاهد برنامه ریزی مدون به صورت کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت جهت تغییر رفتار افراد جامعه در ارتباط شاخص ها مهم اقتصاد مقاومتی از سوی مسئولین کشوری باشیم. انشاء الله

 

 




تاریخ : جمعه 93/12/22 | 11:9 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

                              مطالب زیبا

 

میز بزرگ

دریک سازمان میز بزرگ داشتن هنر نیست ، دل بزرگ داشتن هنر است ، چون پشت یک میز هرچه بزرگ باشد یک نفر جای خواهد گرفت ، ولی در درون دل بزرگ ، انسانها که سهل است خدا هم جای می گیرد .

عرش اعلا

کارمندی که به وظیفه اش آشناست برای سازمان یک مزیت محسوب می شود ، کارمندی که صاحب اخلاق نیکوست برای سازمان دو مزیت محسوب می شود ، کارمندی که هنگام کار حضور خداوند را درکنارش احساس می کند سازمان را به عرش اعلامی برد .

مرگ سازمان

سازمانها هم مثل انسانها گاهی مریض می شوند ، بستری می شوند و می میرند ، مرگ سازمان زمانی فرا می رسد که هدف سازمان گم شده باشد .

سرمایه گذاری روی دانایی

سازمانی که برای دانایی افراد سرمایه گذاری می کند ، میوه کار آیی را می چیند ، وسازمانی که برای دانایی افراد سرمایه گذاری نکند چندین برابر بیشتر ، هزینه خطا و اشتباه افراد خودرا پرداخت خواهد کرد .

به جای مشتری

روزی مدیر سازمانی از کارکنان خود خواست که یک دقیقه خودرا به جای ارباب رجوع تصورکنند ، قدری سکوت حاکم شد و بعد از یک دقیقه اتفاق جالبی افتاد ، کارکنان  دقیقا احساس یک ارباب رجوع را پیداکرده بودند ، بعد از چند روزی ، چید مان میز ها ، طرز برخورد با مشتریان و در نهایت شیوه ی عملکرد کارکنان عوض شد .

ارزش کارمند

ارزش یک کارمند را موقعیت و پست سازمانی او مشخص نمی کند ، بلکه ارزش هرکارمندی وابسته به میزان رضایتی است که درمشتری ایجاد می کند چون رضایت خالق نیز با رضایت مخلوق به دست می آید .

دوساعت

فرق است بین کارمندی که ارباب رجوع را دوساعت در سازمان سرگردان می کند ، با کارمندی که با یک راهنمایی کوچک کار دوساعت ارباب رجوع را به ده دقیقه تقلیل می دهد.

راز نشاط

پرسیدم : چگونه است که با وجود بیست سال سابقه کار هنوز نشاط اولیه ی کاررا در خودت حفظ کرده ای ؟ لبخندی زد و گفت : هر روز چیز تازه ای را یاد گرفتم ، در محیط کاراجازه  گلایه و ناله از زندگی را به خود ندادم ، خنده را روی لبانم نگه داشتم و ارباب رجوع را مهمانی دانستم که حبیب خداست و در حل مشکلات او کوشا بودم .

سه چراغ

وارد اداره ای  شدم و چیز جالبی دیدم که تاکنون برای من سابقه نداشت و آن کارتهای رنگی بود که روی سینه کارکنان چسبیده شده بود ، کارت ها به رنگهای سبز ، زرد و قرمز بودند . از کارمندی پرسیدم : منظور شما از نصب این کارت های رنگی برروی سینه چیست ؟ گفت : هرکارتی نشانه ی وضعیت روحی طرف مقابل است ، اگر از کارت سبز استفاده کرد یعنی وضعیت روحی من خوب است و می توانی با من شوخی بکنی ، اگر کارت زرد بر روی سینه داشت یعنی مواظب باش ! و کارت قرمز روی سینه یعنی شوخی ممنوع ، امروز حوصله ندارم .

یادداشت

از کارمندی پرسیدم : بهترین روش برای مدیریت زمان چیست ؟

گفت : یادداشت برداری و نوشتن اولویت های کاری بطور روزانه ، من هرروز صبح شش کار اولویت دارخودم را یادداشت می کنم و هرشب آنها را کنترل می کنم تا ببینم چه تعدا د از کارهایم انجام گرفته است .

نقش های متفاوت

هرکارمندی نقش های زیادی درجامعه ایفا می کند . نقش یک پدر درخانه ، نقش یک شوهر در خانواده ، نقش یک کارمند درسازمان ، نقش یک شهروند در شهر ، نقش یک فرزند برای پدر و مادر ، نقش یک مخلوق برای خالق ، وقتی انسان رمز بندگی را پیدا کرد او پدر ، شوهر ، کارمند ، شهروند ، فرزند و درنهایت بنده ی خوبی برای خالق خواهد بود .

ارتقای شغلی

قانون ارتقای شغلی این است ، ابتدا توانمندی و شایستگی داشت پست و سمت بالارا بدست آوری و سپس از پله های ترقی نردبان بالاروی ، و فقط به خاطر بسپار که در آخر ، نردبان را نیز نینداز ی تا شاید کسی هم مثل تو خواست خودش را بالابکشد .

فکر

درسازمانی که همه افراد آن سازمان یک جور فکر می کنند ، درحقیقت هیچ کس فکر نمی کند ، سازمانهایی که به اندازه ی افراد خود فکر دارند بیشتر از مسائل خود نیز راه حل دارند .

عشق به کار

سازمانی که افراد در آن بخاطر ترس از تنبیه کارمی کنند، شبیه اردوگاه است .

سازمانی که افراد به خاطر پول کار می کنند، شبیه میدان دادو ستد است .

سازمانی که افراد بخاطر عشق کارمی کنند، شبیه یک باغ بهشتی است .

پرسش های خوب

بهترین سازمانها ، آن هایی هستند که افراد را تشویق به پرسیدن سوالات جدید می کنند ، بدترین سازمانها آنهایی هستند که جواب های پنجاه سال پیش را درحل مسائل جدید امتحان می کنند .

تیم فوتبال

هرسازمانی بی شباهت به تیم فوتبال نیست ، همه افراد می دوند تاسازمان گل بزند ، مهم نیست این گل را چه کسی زده است ، مهم این است که افراد خودشان باشند ، ولی از استراتژی تیمی تبعیت کنند ، مدیر همان مربی خارج از میدان است که فقط تیم را هدایت و رهبری می کند نه اینکه خودش در میدان بازی کند.

سازمان ثروتمند

تنها دارایی یک سازمان ، کارمندان با روحیه ، شجاع ، منظم ، مبتکر ، ریسک پذیر و عاشق کاراست ، سازمانی که کارمندانی با مشخصات بالارا داراست (( سازمان ثروتمندی )) است ، اگر چه تشکیلات و تجهیزات چندانی هم نداشته باشد .

سازمان فقیر

سازمانی که افراد آن برای بهبود آن سازمان و بهتر شدن خدمات در آنجا تخیل و آرزویی ندارند جزو فقیرترین سازمانهاست .

تبسم

تبسم یک کارمند به روی ارباب رجوع خرجی ندارد ولی اثر دارد ، اگر باور ندارید ، وقتی به عنوان مشتری به جاهای مختلف مراجعه می کنید ببینید چقدر قیافه ی طرف مقابل دررفتار شما تاثیرخواهد داشت .

انواع سازمانها

پرسیدم : سازمان چندحالت دارد ؟

گفت : سه حالت : جامد ، مایع و گاز

گفتم : مشخصات هرحالت کدام است ؟ گفت :

سازمانهایی که به شکل جامد هستند تغییر نمی کنند ، همیشه ثابت هستند ، سریع می میرند

سازمانهایی که شبیه مایع هستند شکل ظرف مشتری را به خود می گیرند و مشتری مدارهستند .

سازمانهای گازی شکل ، در دنیای اینترنت به صورت مجازی تشکیل می شوند ، بدون اینکه به شکل خاصی و درمکان خاصی باشند.

نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تالیف دکتر غلامحسین عدالتی چاپ اول سال 85                                     

 

 




تاریخ : پنج شنبه 93/12/14 | 9:53 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

به مناسبت 14 آبان روز فرهنگ عمومی

فرهنگ عمومی عرصه ای از فرهنگ است که رابطه مستقیمی با عموم مردم دارد و در واقع هر امری که در بین عموم مردم به عنوان یک فرهنگ تلقی شود، جزئی از فرهنگ عمومی به شمار می رود. این مفهوم در مقابل فرهنگ تخصصی قرار می گیرد که مربوط به قشر و سازمان خاصی از مردم است و عمومیت ندارد. اصلاح و تقویت فرهنگ عمومی از مهمترین کارهای هر دولتی است که چون زمان براست بایستی بر اساس اسناد بالا دستی و با هماهنگی دیگر نهادهای حکومتی به اجرا درآید.

اهمیت فرهنگ عمومی به حدی است که رهبر معظم انقلاب در این باب می فرمایند: «اصلاح فرهنگ عمومی، از همه کارها مهمتر است ؛ چون این کار ، محور همه کارهای دیگر است . کتاب باید برای اصلاح فرهنگ عمومی منتشر شود . فیلم باید برای اصلاح فرهنگ عمومی ساخته شود. هنر باید در جهت فرهنگ عمومی هدایت شود. صدا و سیما در
برنامه هایش چه هنری ، خبری و گزارش
دائما باید در خدمت فرهنگ عمومی کار کند . علما و امامان جمعه و خطیبان و مبلغان و جامعه روحانیون معظم نیز در هر بخشی که هستند باید برای ترویج فرهنگ صحیح اسلامی تلاش کنند.»

براین اساس ، شورای فرهنگ عمومی زیر نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی شکل گرفته و این شورا درجلسه 581 مورخ 29/12/85 آیین نامه شورای فرهنگ عمومی استانها را تصویب و جهت اجرا ابلاغ کرد. برابر ماده 1 آیین نامه مزبور وظیفه شورای فرهنگ عمومی استانها : الف) شناخت و اطلاع از وضع فرهنگ عمومی و ب) اصلاح و ارتقاء آن تعیین شده است.

نگاه به وظایف تعیین شده برای شورای مذکور بیانگر این موضوع است که برخورد با مسائل فرهنگی بویژه فرهنگ عمومی در هر مقطع مستلزم انجام کارهای مطالعاتی و پژوهشی جهت یافتن ریشه و علل بوجود آوردن مشکلات فرهنگ عمومی و در گام بعدی ، تهیه و تدوین طرحهای عملیاتی و کاربردی برای بهبود شاخص های فرهنگی منطقه می باشد.

در حال حاضر استان اردبیل از بعد فرهنگ عمومی با معضلات فراوانی از جمله ،ترویج بد حجابی ، دروغگویی، عدم آشنایی افراد جامعه با حقوق شهروندی ، عدم احترام به دیگران ، اعتیاد، فحاشی ، دزدی، دعوای خیابانی ، عدم تمایل کار با
همدیگر،پایین بودن جامعه پذیری افراد و ....... مواجه می باشد که حل و فصل آنها ، توجه جدی و کارشناسی متولیان فرهنگی و اجتماعی و در رأس آن اعضای فرهنگ عمومی استان را می طلبد.

برای غلبه برچالش های اشاره شده ، توجه و استفاده از تئوری تغییر برای ایجاد و ترویج یک موضوع مورد انتظار در بین افراد یک جامعه:

الف) باید دانش آن در جامعه تزریق گردد.

ب) دانش ایجاد شده طوری باید باشد که بتواند نگرش آحاد جامعه را نسبت به موضوع مورد هدف تغییر دهد.

ج) در صورت تحقق نگرش سازنده ، رفتار فردی به سمت هدف برنامه ریزی شده تغییر خواهد کرد.

 

د) تغییرات بوجود آمده در رفتارهای فردی ،رفتارهای گروهی را به دنبال خود داشته به عنوان مثال تا زمانی که دانش خطرات زیانبار اعتیاد در جامعه منتشر نگردد و نگرش افراد جامعه به آن تغییر نکند قطعا رفتار فردی و به دنبال آن رفتارهای گروهی ، نسبت به موضوع اعتیاد عوض نخواهد شد. این یعنی شکست در برنامه های تدوین شده .

پس میتوان نتیجه گیری کردصرفا با برگزاری جلسات فرهنگی از جمله فرهنگ عمومی و نصب بنر و پلاکارد نمی توان به حل چالش های فرهنگی امیدوار بود. تنها زمانی میتوان شاهد تغییرات مثبت در سطح جامعه بود که تمامی مسئولین زیربط به صورت هماهنگ وبا تعامل سازندگی با محافل دانشگاهی و با استفاده از تحقیقات کاربردی و بنیادی در این میدان حرکت و از هر گونه حاشیه سازی و برخوردهای چکشی با مسائل فرهنگی و اجتماعی به شدت پرهیز نمایند. انشاءا...

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                  


 

 




تاریخ : پنج شنبه 93/8/29 | 8:34 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر


  • paper | وبلاگ شخصی | بن تن