سفارش تبلیغ
صبا

رابطه هوش معنوی و مزیت های سازمانی چگونه است

  «هوش معنوی» یکی از انواع هوش در انسان می باشد. انسان دارای چهار نوع هوش است .

 تعریف انواع هوش

تعاریف اجمالی هر یک از هوش های مزبور عبارتند از:

1-    PQ   یا هوش جسمانی: این هوش توانایی استفاده از اشیاء و کنترل ماهرانه بدن که بر اساس سیستم های عصبی مغز مشخص می شوند را بیان می دارد. هوش جسمانی مرحله ابتدایی هوش محسوب می شود.

2-   IQ یا هوش عقلانی: این هوش مربوط به مهارت های منطقی، حل مسائل ریاضی و مهارت های زبان شناسایی افراد است. هوش عقلانی به عنوان ملاک و شاخص یادگیری های آموزشی و تجربی(قبل از عمل، حین عمل و بعد از عمل) محسوب می شود. یکی از شاخص های موفقیت افراد در زندگی فردی، به وضعیت هوش عقلانی بستگی دارد.

3- EQ هوش عاطفی یا هیجانی: این هوش به افراد در برقراری ارتباط با دیگران کمک می کند. هوش هیجانی موجب می شود که افراد در زندگی اجتماعی موفق باشند. این هوش وجه مکمل IQ می باشد.  

4SQ  هوش معنوی: این هوش مختص انسان است و برای حل مسائل ارزشی استفاده می شود. SQ در ارتباط با تمام چیزهایی است که به آنها اعتقاد و باور داریم و منجر به حفظ تعادل فکری و آرامش درونی و بیرونی و عملکرد همراه با مهربانی و ملایمت می گردد.

  2- کارکردهای هوش معنوی

هوش معنوی موجب می شود که فرد در جستجوی معنا و مفهوم زندگی باشد. لذا مدیرانی که از هوش معنوی قوی تری برخوردار هستند، به دنبال هدف و معنا برای سازمان خود هستند. همچنین این افراد راحت تر به یکدیگر اعتماد می کنند، اطلاعاتشان را به مشارکت می گذارند، با همکاران و اعضای گروهشان هماهنگ می شوند، برای توانمند سازی یکدیگر تلاش می کنند و در موقعیت های تعارض از استراتژی های همکاری برد- برد استفاده می نمایند. این نکات موجب نهادینه سازی مزیت های سازمانی می شود و زمینه ساز ظهور و بروز اصل تمایز می گردد.

از اینرو در دهه های اخیر یکی از مسائل مهم در حوزه کسب و کار، به موضوع هوش معنوی بازگشت پیدا کرده است.

3- اهمیت هوش معنوی

هوش معنوی در سلسله مراتب هوش ها، دارای مرتبه بالاتر است. سازمان هایی سرمایه انسانی آنها دارای هوش معنوی هستند، مزیتهای بالاتری را بدست خواهند آورد. چرا که این قبیل افراد بنوعی از تعلقات و منافع فردی آزاد گردیده و با منافع جمعی و سازمانی پیوندهای بنیانی ایجاد می کند. آثار اصلی هوش معنوی را می توان در انگیزه مندی و همچنین انطباق اهداف فردی و سازمانی جستجو کرد. لذا گفته می شود، سازمانی که دارای مدیران و کارشناسان  برخوردار از هوش معنوی باشد، دارای «حیات پایدار» است و همچنین از قابلیت و ظرفیت مناسب انعطاف پذیری و انطباق با تحولات برخوردار می گردد. بنابراین رمز بقاء و پایداری سازمان ها، به میزان برخورداری آنها از سرمایه های انسانی دارای هوش معنوی بازگشت دارد.

یکی دیگر از نکات با اهمیت در خصوص هوش معنوی، پیوند آن با هوش هیجانی است. بدین معنی که درجه ای از خود آگاهی هیجانی، عاطفی و همدلی، برای رشد هوش معنوی اثر بخش است و از سوی دیگر نیز هوش معنوی، ابعاد پیچیده هوش هیجانی را ارتقاء می بخشد. به عبارت دیگر، هر یک از آنها دیگری را تقویت می نمایند.

4- اصول هوش معنوی

هوش معنوی دارای اصول مختلفی است که رئوس آنها عبارتست از:

-       خود آگاهی

-       برخورداری از چشم انداز(اقدام بر اساس اصول و اعتقادات عمیق)

-       کل گرایی(دیدن الگوهای بزرگ تر)

-       مهربانی همراه با همدلی عمیق

-       پاسداری از تنوع(ارزش نهادن به افراد به خاطر تفاوت های آنها)

-       استقلال

-       تواضع

-       پرسشگری

منبع: شرکت گروه مشاوران مدیریت و مقالات راهبردی تدبیر خرداد 1394



 






تاریخ : سه شنبه 94/6/24 | 11:50 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • وب میوه ها
  • وب دختر تهرونی
  • وب دو دی ال
  • وب وب آنلاین