سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

 

همسان سازی نه یکسان سازی حقوق ها 

اعتراضات و تجمعات کارگران و کارمندان برخی از سازمان ها و وزارتخانه ها در مقابل مجلس شورای اسلامی و سایر نهاد های تصمیم گیر و کشیده شدن  این تحرکات اعتراضی و صنفی به بستر فضای مجازی در خصوص پائین بودن سطح حقوق ها و دستمزد ها در مقابل تورم موجود و همچنین تبعیض و ناعدالتی مشهود  در این خصوص که برای همه ی مسئولین نیز مبرهن می باشد، این روزها افزایش یافته است. تا راهکار منطقی و کارشناسی برای این معضل اقتصادی- اجتماعی پیدا نگردد  این گونه اعتراضات، فراگیر شده و تبدیل به سونامی خواهد شد که در شرایط موجود مدیریت چنین اتفاقاتی دشوار و از همه مهمتر ابزاری برای سوء استفاده رسانه ها و جریان های مخالف داخل و خارج  کشورخواهد بود. همسان سازی حقوق ها چه در بخش دولتی و  چه در بخش خصوصی نیازمند توجه جدی شخص رئیس جمهور برای سروسامان دادن به  این وضعیت بغرنج  و حذف ناعدالتی های موجود در این زمینه است. هرچند که ایشان(رئیس جمهور) به وجود ناعدالتی در پرداخت حقوق ها در نظام اداری، اذعان  و بر  همسان سازی و رفع تبعیض در سطح دستمزد ها در کشور تاکید کرده اند واقعیت این است که موضوع می بایست هرچه زودتر با ورود و مدیریت شخص ایشان حل و فصل گردد. اگر ساماندهی و برطرف کردن چالش ها در این خصوص به وزراء تخصصی،سازمان برنامه بودجه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی بود، تاکنون می بایست حل میشد که نشده است. حتی شرایط با توجه به اقدامات و به قول معروف تحرکات از سوی برخی از وزارتخانه ها و سازمان ها و با استفاده از سیاست "روابط به جای ضوابط" باعث تشدید شکاف پرداختی در بین حقوق بگیران درسطح کشور نیز شده است. طوری که برخی فوق العاده ویژه میگیرند و به دنبال فوق العاده خاص هستند و گروهی دیگر هنوز به دنبال فوق العاده ویژه خود می باشند.‌ معیشت مردم بخصوص آنهایی که  حقوق بگیر ثابت هستند از اولویت های مهم کشور و نظام باید تلقی گردد. بعبارتی خط قرمزی هست که باید جدی گرفته شود‌ که گذشتن از آن تبعات مختلفی برای نظام اداری میتواند داشته باشد. هرچند که تاکنون این شیوه و نظام پرداخت اثرات مخرب خود را به صورت پنهان بر پیکره سیستم اداری گذاشته است ولی ادامه دار بودن آن با توجه به شرایط اقتصادی موجود میتواند آبستن حوادث مختلف در جامعه باشد که به واقع هیچ دلسوز و دوست دار وطن به دنبال آن نیست.قابل قبول نیست که با وجود قانون مدیریت خدمات کشوری تعدادی از وزارتخانه ها و سازمان ها به دلایلی همچون حساسیت کاری و اقناع مالی کارمندان خود و بخصوص با استفاده از روابط سیاسی از شورای حقوق و دستمزد مجوزهای لازم  برای افزایش حقوق کارمندان خود در قالب فوق العاده ویژه، خاص و یا سایر مزایای افزایشی را بگیرند و در مقابل دیگر وزارتخانه ها از امتیاز های مورد اشاره به دلایلی غیر منطقی محروم شوند. علی ایحال امیدواریم جناب آقای رئیسی  که در مصاحبه های مختلف به رفع تبعیض در حقوق ها اشاره کرده اند بتوانند گفته های خود را بشکلی که در کل جامعه حقوق بگیران کشور همسان سازی نه یکسان سازی حقوق ها اتفاق بیافتد، عملی نمایند. انشاءا...






تاریخ : سه شنبه 100/11/5 | 4:29 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

داستان مدیریتی 

   نقل است مردی در آخر عمر خود،زنش را صدا میزند و به دلیل اذیت و آزاری که بر زنش روا داشته از او حلالیت می طلبد. زن در جواب میگوید همه ی آزار و اذیت های که به من روا داشته ای را حلال میکنم، اما یک بار با من کاری کردی که هرگز نمیتوانم از تو درگذرم و تو را ببخشم.مرد پرسید آن چه کاری بود؟

زن جواب داد: یک بار علیرغم  تخصص و تجربه چندین ساله ام در  خصوص آشپزی، مرا  به دُم عروس بستی تا در کنار او  پخت قورمه سبزی با لوبیا چیتی را یادبگیرم. من اگر تو را بخاطر همه آزارها و اذیتها ببخشم بخاطر این تحقیر هرگز تو را نخواهم بخشید!

نتیجه گیری:

سپردن کار به افراد غیر متخصص، بدون سابقه و تجربه کاری و از همه بدتر و غیر حرفه ای تر، قرار دادن چنین اشخاصی در مسند مدیریت برای افرادی  که دارای تخصص، سابقه و تجربه بالای نسبت به او (مدیر)  دارند می باشد. در چنین رویکرد مدیریتی، دیگر نتیجه و برون داد سازمان یا سیستم برای افراد رده بالای آن اهمیت ندارد و صرفا ماندگاری در راس به همراه دوستان و آشنایان برای آنها از اولویت بالایی برخوردار است. این یعنی تحقیر و کاهش بهره وری در بین سرمایه های انسانی، مگر میشود در این نوع  ساختار سازمانی از کارکنان و نیروهای آن انتظار بهروری و خلاقیت داشت. همین که در چنین سازمانی، کارها و فعالیت های روزمره تحلیل و ضعیف نشده و همچون گذشته ادامه دارد می باشد ، مدیران کلان و میانی آن سازمان باید کلاه شان را در آسمان ها جستجو کنند.

 






تاریخ : پنج شنبه 100/10/30 | 11:50 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

اکسیری کمیاب بنام "همدلی" و "اتحاد " 

 بعد از گذشت 43 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات اجتماعی،سیاسی و فرهنگی صورت گرفته در این مدت، بلوغ سیاسی و اجتماعی مردم را بدنبال داشته و ازطرفی این تغییرات زمینه ساز شناخت افراد جامعه از وظایف مسئولین ملی و محلی در سرنوشت کشور و آینده خودشان نیز شده است. به عبارتی در شرایط کنونی افراد جامعه بواسطه رشد دانش عمومی و تخصصی به راحتی تشخیص میدهند که رفتار، گفتار و کردار کدام مسئول از روی دلسوزی و صرفا برای رفع موانع و مشکلات پیش روی مردم در ابعاد مختلف جامعه است و یا برای سهم خواهی و رسیدن به نیات خود فرد می باشد . بنابراین در شرایط موجود کشور که افراد جامعه دارای بینش و بصیرت بالایی هستند و سره و ناسره را بخوبی از هم تشخیص میدهند فریاد زدن ،انتقاد و گلایه کردن برخی ها از مقام عالی استان، بیشتر جنبه سیاسی دارد تا اجرایی آنهم در مکان قانونگذاری که می بایست آبستنِ طرح مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و اتخاذ راهکارهای لازم در این خصوص باشد، مباحث و اختلافاتی با چاشنی شخصی و حزبی در آن مطرح میشود که جای بسی تاسف است. مطمئنا در چنین فضای متشنجی، کشیده شدن چنین مواردی به رده های بالای نظام نه تنها در شان و جایگاه مردم فهیم و آگاه استان اردبیل نمی باشد بلکه جزء دامن زدن به اختلافات محلی و از همه مهمتر ایجاد یاس و ناامیدی در مردم دستاورد دیگری نداشته و در ادامه نیز نخواهد داشت. با توجه به وضعیت کنونی، رشد و تعالی استان نیازمند همدلی و اتحاد همه جانبه مسئولین چه آنهایی که در حوزه تصمیم گیری فعالند و چه آنهایی که در حوزه اجرایی مشغولند، می باشد. قطع به یقین بدون اجماع محلی در ارتباط با توسعه همه جانبه راه بجایی نخواهیم برد. امید میرود ضمن احترام به تفکیک قوا از سوی مسئولین قانونگذار و مسئولین اجرایی، با میانجی گری رهبران احزاب و نماینده ولی فقیه در استان، شاهد ایجاد وفاق و همبستگی بین نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مقام عالی استان که در این ایام خاص اجتماعی و اقتصادی بیش از پیش به آن نیازمندیم، باشیم. فراموش نکنیم که استاندار جوان و ساعی اردبیل شخصی کارآمد و آشنا به ابعاد رشد و توسعه استان می باشد و به عبارتی میداند که چطور کشتی رشد و توسعه استان را به ساحل نجات برساند که در این مسیر طوفانی قطعا استاندار به همراهی مثبت و سازنده تمامی احاد جامعه در سطوح مختلف از جمله نمایندگان مجلس شورای اسلامی، تشکلات اجتماعی،سیاسی و اقتصادی استان نیازمند می باشد. طوری رفتار نکنیم که بعد از پایان ماموریت دولت ملی و محلی افسوس بخوریم که ایکاش چنین و چنان می کردیم. به امید روزی که شاهد همدلی و اتحاد مثبت و سازنده مسئولین استان باشیم. انشاء ا...






تاریخ : یکشنبه 100/10/26 | 10:34 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

دروغگویی را عادی سازی نکنید

-) سرباز راهور: نماینده مجلس در حین انجام وظیفه به من سیلی زد.

-) مردم حاضر در صحنه: نماینده به سرباز وظیفه شناس سیلی زد.

-) سخنگویی پلیس راهور: برابر مستندات و فیلم دوبین های مدار بسته نماینده به سرباز وظیفه شناس سیلی زده است.

-)نماینده مجلس: من به سرباز سیلی نزدم فقط او را هل دادم.

-) قالیباف رئیس مجلس: روز 16 آذر در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی، نماینده مجلس به سرباز راهور سیلی نزده تنها او را هل داده است.

-) نماینده مجلس: دیدید ماه پشت ابر نمی مونه و ثابت شد که من فقط هل دادم و سیلی نزدم.

-) سرباز راهور: شب روز 16 آذر گفت برابر رای دادگاه سیلی زدن نماینده به من ثابت شده است.

-) قالیباف رئیس مجلس: 17 آذر ماه حرف خود را پس گرفت و گفت که رای دادگاه را دیدم، سیلی زدن نماینده به سرباز ثابت شده است.

-) نماینده مجلس: 18 آذر ماه در انتقاد به سخنان رئیس مجلس عنوان کرد که آقای قالیباف سودای رئیس جمهوری دارد و تحت فشار فضای مجازی قرار گرفته و حرف خود را پس گرفته است.

نتیجه گیری ازاین ماجرا:آقایان مسئول آنچه در این بین از نظر افراد جامعه خطای بزرگ محسوب میشود دروغگویی است نه سیلی زدن به عبارتی دروغگویی بدتر از سیلی زدن است. فلذا دروغگویی را در جامعه عادی سازی نکنید. 






تاریخ : جمعه 100/9/19 | 1:23 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

آیا با سواد شده ایم؟

بعد از سپری شدن دوران تحصیل ابتدائی،راهنمایی و دبیرستان و قبولی در کنکور و رفتن به دانشگاه با آن همه مشکلات رفت و آمد در سرما و گرما،شب های امتحان،نوشتن مشق های طولانی، گاها تنبیه بدنی، اضطراب و نگرانی از نگرفتن نمره،تجدید، مردود و مشروط شدن، نوشتن و تهیه جزوه در دانشگاه، دادن دو  امتحان در یک روز،حرص و جوش خوردن  برای گرفتن نمره قبولی و انجام رفتارهای منطقی و غیر منطقی که نهایتا خروجی اینهمه تلاش مثبت و منفی،  منتهی شد به گرفتن مدارک دیپلم،کاردانی،کارشناسی،کارشناسی ارشد و  دکترا. بعد از گذشت چندین سال از عمر گرانمایه در نظام آموزشی که متاسفانه تکرار پذیر نیز نخواهد بود، حال سوالی که به ذهن متبادر میگردد این است که با این همه هیاهو، چقدر باسواد شده ایم؟

آیا در زمینه رفتار اجتماعی با سواد شده ایم؟

آیا در زمینه رفتار فرهنگی باسواد شده ایم؟

آیا در زمینه چگونگی ایجاد رابطه با سواد شده ایم؟

آیا در خصوص کم و کیف دوست داشتن باسواد شده ایم؟

آیا در خصوص انسانیت با سواد شده ایم ؟

آیا در چگونگی زندگی کردن با سواد شده ایم ؟

و .....

به قول سهراب سپهری،چشم ها را باید شست، و جور دیگری باید دید. نظام آموزشی نیازمند یک دگردیسی کامل در محتوا برای تربیت نسل نو می باشد. نسلی که شامل افرادی که هم سواد علمی و هم صاحب سواد اجتماعی باشند. در این صورت است که میتوان گفت: باسواد شده ایم.






تاریخ : چهارشنبه 100/9/17 | 7:34 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

هردم از این باغ بری می رسد 

چند سوال در خصوص انتخاب آقایان قالیباف و زاکانی بعنوان عضو هیات امنای دانشگاه تهران:

1- با توجه به اینکه تعداد 4 تا 6 نفر از اعضای هیات امنای دانشگاه تهران می بایست ازبین شخصیت های علمی،فرهنگی و اجتماعی که تاثیر مهمی در توسعه دانشگاه داشته اند، انتخاب شوند. حال سوال این دو بزرگوار چه نقشی در رشد و توسعه دانشگاه تهران داشته اند؟

2- آیا این موضوع جزء تعارض منافع محسوب نمیشود؟

3- اگر این انتصاب افتخاری است. آیا به غیر از این آقایان،شخصیت های علمی و فرهنگی در داخل خود دانشگاه برای این موضوع وجود نداشت؟

4- از طرفی با توجه به چالش های موجود در کشور و همچنین شهرداری تهران،آیا بهتر نیست این عزیزان تمام انرژی خود را برای حل این چالش ها متمرکز کنند؟

التماس تفکر






تاریخ : چهارشنبه 100/9/3 | 11:18 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

هیچ کس و هیچ چیز سر جای خودش نیست

فوق لیسانس جامعه شناسی دارد اما این روزها کافه داراست. پزشکی عمومی خوانده اما این روزها کتابفروشی اش را در یکی از میدان های شهر اداره می کنند. دو فارغ التحصیل مددکاری اجتماعی  این روزها به یکی از شهرهای شمالی رفته اند و با کمک چند نفر از دوستان شان که قبلاً به این شهر مهاجرت کرده اند، کشاورزی می کنند. مهندسی برق خوانده اما این روزها در شهر بلور فروشی دارد. این ها آدم هایی واقعی با داستان هایی واقعی اند که نمونه های شان را شما هم می شناسید. آدم هایی که رشته دانشگاهی شان فرسخ ها با کاری که می کنند متفاوت است. آنها یا کار متناسب با رشته تحصیلی شان را پیدا نکرده اند یا بعد از تحصیل فهمیده اند آدم رشته شان نیستند. خیلی هایشان هم می گویند آدم های دیگری جای شان نشسته اند. آدم هایی که به جای آنها استخدام یا به کارگرفته شده اند. جمله معروف هیچ کس سر جای خودش نیست، درباره آنها حسابی مصداق دارد.آنها گلایه می کنند و من به سال هایی فکر می کنم که در دانشگاه های کشور گذرانده اند؛ اغلب هم دانشگاه های دولتی. راستی چقدر هزینه تحصیل شان شده؟ چقدر منابع کشور هدر رفته است.باید این اصل را پذیرفت که وقتی آدم‌ها در جای درست خود قرار نمی‌گیرند اصل شایسته‌سالاری زیر سؤال می‌رود. اگر هر کس در جای خودش باشد، همه چیز درست پیش می‌رود . آیا چنین روزی خواهد رسید؟

 






تاریخ : سه شنبه 100/9/2 | 10:39 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

تلخندِ- خواستگاری

پدر عروس: آقا داماد چه کاره هستند؟

خواهر داماد: آقا داماد رفته گل بچینه

پدر عروس: آقا داماد چه کاره هستند؟

مادر داماد: آقا داماد رفته شغل بچینه

پدر عروس: آقا داماد چه کاره هستند؟

پدر داماد: هرچی پدر عروس بفرمایند.

پدر عروس: مدیرکل فلان خوبه؟

خواهر داماد: قربان آقا داماد دکتری مدیریت دارند.

پدر عروس: معاون وزیر فلان خوبه؟

مادر داماد: جناب، غلام خودتونه اگه جا داره برید بالا

پدر عروس: وزیر فلان خوبه؟

داماد: با اجازه بزرگترها بله!!!!

حالا همگی بگین- مبارکه ایشالا،قسمت ما هم بشه ایشالا 






تاریخ : جمعه 100/8/28 | 4:16 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

  "نه به امتحانات حضوری"

این روزها دغدغه دیگری از جنس اجتماعی-آموزشی در بین خانواده ها بویژه خانواده های پایه های نهم و دوازدهم مطرح گردیده با این مضمون که برابر اعلام مسئولان آموزش و پرورش امتحانات پایه های مزبور به صورت حضوری برگزار خواهد شد. انتشار این خبر اعتراضات دانش آموزان و خانواده های آنها را بدنبال داشته طوریکه بلافاصله کمپین اعتراضی " نه به امتحانات حضوری" به سرعت در فضای مجازی ایجاد و کماکان نیز اعتراضات و گلایه مندی های خانواده ها و دانش آموزان به این تصمیم وزارت آموزش و پرورش در اقصی نقاط کشور ادامه دارد. نگرانی خانواده و دانش آموزان در ارتباط با موضوع "نه به امتحانات حضوری" از چند زاویه قابل تامل و بررسی می باشد:

1- علیرغم راه اندازی برنامه آموزشی شاد در فضای مجازی برای جلوگیری از ایجاد اخلال در نظام آموزشی با شیوع بیماری کرونا در کشور، باید قبول کنیم که به لحاظ اولین تجربه استفاده از چنین رویکرد آموزشی در کشور آنهم با نواقص برنامه از یکسو و همچنین عدم دسترسی برخی از دانش آموزان به امکانات نرم افزاری و سخت افزاری برنامه آموزشی شاد. این برنامه آموزشی آنطور که باید و شاید نتوانست همانند کلاس حضوری در انتقال محتوای آموزشی به دانش آموزان بویژه درارتباط با درس هایی که به تمرکز بالای دانش آموز و توضیح بیشتر معلم برای ابهام زدایی سوال های آنها نیاز دارد از جمله درس ریاضی، نقش آفرینی نماید.

2- واقعیت دیگر این که اکثریت دانش آموزان برای رفع تکلیف و عدم غیبت بدون هیچگونه پیش مطالعه در برنامه شاد شرکت کرده و می کنند و شوربختانه این رویه کماکان ادامه دار می باشد. به عبارت دیگر جسم دانش آموز جلوی گوشی تلفن قرار دارد و روح و حواس او جای دیگر. از طرفی در انجام تکالیف و آزمون ها نیز جواب ها از طریق برنامه واتساپ بین دانش آموزان رد و بدل میشود. طوریکه دانش آموزی که در درس ریاضی همیشه نمره اش پائین و یا در حد متوسط بود به یکدفعه و به لطف برنامه آموزشی شاد به مرز نمره بیست رسیده است. البته به کمک برنامه واتساپ نه برنامه آموزشی شاد!!!! حقیقت این است که درصد بالایی از دانش آموزان اگر در کلاس حضوری قرارنگیرند به دلایل مختلف از جمله بهره هوشی و شخصیتی و غیره، امکان یادگیری محتوای آموزشی برایشان سخت بوده و این واقعیتی غیرقابل کتمان است که باید مورد توجه قرار مسئولان امرقرارگیرد.

3- نکته دیگر که برگزاری غیر حضوری امتحانات را پررنگ میکند. تعطیلی بیشتر مشاغل و کاهش سطح درآمد خانوارها در این ایام خاص می باشد که باعث برهم ریختن آرامش روانی خانواده ها شده و گاها ایجاد اختلافات خانوادگی نیز به دنبال داشته است. قطعا در این شرایط دانش آموز نخواهد توانست بر روی درس که از برنامه شاد در حال پخش می باشد تمرکز کند و بیشتر حواسش به حواشی و مشکلات خانوادگی خواهد بود.مگر میشود در شرایط بحرانی و اختلافات خانوادگی با تمرکز بالا و با انگیزه، آنهم درشرایط آموزش مجاری درس خواند؟

4- درگذشته اکثر والدین کمک حال درسی فرزندان خود بودند ولی چندین سال است با توجه تغییر محتوای آموزشی اکثر کتاب های درسی و همچنین متفاوت بودن شیوه و سبک تدریس معلمان، دیگر والدین مثل گذشته نمی توانند در حل اشکالات و سوال های درسی فرزندان خود کمک حال خوبی برای آنها باشند. این چالش بین خانواده ها در ایام بیماری کرونا به دلیل مسائل اقتصادی و بی حوصله بودن والدین به اوج خود رسیده و در عمل اکثر سوال های درسی فرزندان از والدین بی جواب مانده و یا جواب های داده شده از سوی والدین نتوانسته ذهن پرسش گر دانش آموزان را قانع کند.

نگرانی و دغدغه دانش آموزان و خانواده های آنها در خصوص برگزاری امتحانات حضوری که باعث اعتراض نیز شده،منطقی بنظر میرسد. اینکه آموزش نزدیک یکسال است که به صورت مجازی درحال اجرا می باشد و دانش آموزان در حال عادت کردن به شکل و سیاق این شیوه آموزشی هستند. و از همه مهمتر ارزیابی و ارزشیابی جامع و کاملی در طول مدت شروع آموزش مجاری از نقاط ضعف و قوت دانش آموز در دروس تحصیلی به خانواده ها جهت پی گیری و رفع آن به معنای واقعی کلمه صورت نگرفته است. لذا چطور و با کدامین منطق، آموزش به صورت مجازی باشد و امتحانات حضوری!!!! راستی چه اصراری است که با سلامت جسم و روان دانش آموزان و خانواده های آنها در این شرایط خاص بازی کنیم. امیدواریم مسئولان، مسئولانه تصمیم بگیرند.

 

 






تاریخ : دوشنبه 100/2/13 | 6:40 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

عمل ما، عکس العمل کرونا 

هرعملی را عکس العملی است،مساوی و در جهت خلاف آن، این قانونِ ثابت شده علمی، به قانون کنش و واکنش هم معروف است.مبارزه با ویروس کرونا و این که چرا مدام از کرونا ضربه می خوریم و قادر به شکست قطعی آن نمی باشیم بی ارتباط با این قانون علمی اثبات شده نمی باشد،به عبارت دیگر زمانی که هم مردم و هم مسئولین همدلانه و متحدانه و مبتنی بر یک برنامه ریزی هدفمند با این بیماری مبارزه می کنند و موازین و اصول بهداشتی سه گانه تعریف شده در سطح جامعه را به خوبی رعایت میگردد(عمل ما)، تعداد مبتلایان به ویروس کرونا و به تبعِ آن، آمار مرگ و میر ناشی از آن به صورت چشمگیری کاهش پیدا می کند(عکس العمل کرونا). آن چیزی که در پیک اول بیماری آن را تجربه کردیم. عکس این قضیه یعنی عدم رعایت پروتکل های بهداشتی از سوی شهروندان و عدم مدیریت اصولی بحران از سوی ستاد ملی و استانی مبارزه با کرونا(عمل ما)،باعث رشد فزاینده تعداد مبتلایان به این بیماری و همچنین آمار فوتی ها ( عکس العمل کرونا)، نیز صادق است. موضوعی که به عینه این روز ها شاهد آن هستیم که چطور هم تعداد بیماران کووید 19جهش فوق‌العاده ای داشته و هم متاسفانه تعداد فوتی ها از زمان شیوع این ویروس مهلک در کشور ،به سطح بی سابقه ای ارتقاء پیدا کرده است. اینکه روزانه در کشور بیش از پنج هزار نفر به این ویروس مبتلا میشوند و روزانه بالغ بر 300نفر از هموطنانمان جان خود را از دست میدهند. به نوعی به عمل و رفتار ما باز میگردد. تا زمانی که به این باور مشترک نرسیم که تجمعات از هر نوع آن در چنین شرایط ویژه و حاد به هر شکل و شمایلی نبایستی برگزار گردد، قطعا شاهد عکس العمل سخت ویروس کرونا خواهیم بود.  ویروس کرونا با کسی شوخی ندارد و از طرفی هم کاری به نیات و اهداف ما در خصوص دلایل، اهداف و چرائیِ تشکیل و برگزاری تجمعات ما ندارد. زمانی که  مسئولین وزارت بهداشت و ستاد مبارزه با کرونا تأکید بر این می نمایند که هر گونه تجمعی ممنوع است باید به آن پایبند باشیم. کووید 19عین یک جانی بالفطره  بدنبال قربانیان خود می باشد و بهترین مکان برای شکار قربانیان، تجمعات مردمی است. اینکه تجمعات در فضای باز برگزار گردد و مردم ماسک بزنند به حل مسئله تا کنون کمک نکرده و نخواهد کرد.  وقتی تعداد افراد  زیاد باشد لاجرم ازدحام ایجاد و وضعیت از کنترل خارج می‌شود. باید در نظر گرفت که همه ی ما در یک کشتی نشسته ایم کسی محق نیست و نباید زیر صندلی خودش را سوراخ کند. بقیه باید حتما جلویش را بگیرند و گرنه همه با هم غرق خواهیم شد. مراقب عمل های خود باشیم تا شاهد عکس العمل های منفی از دیگر سو، از جمله ویروس کرونا نباشیم. توکل به خدا






تاریخ : دوشنبه 99/8/5 | 12:3 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()
   1   2      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • وب میوه ها
  • وب دختر تهرونی
  • وب دو دی ال
  • وب وب آنلاین