سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

 

به پسرم درس بدهید. او باید بداند که همه‌ی مردم عادل و همه‌ی آنهاصادق نیستند. اما به پسرم بیاموزید که به ازای هرشیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد.به او بیاموزید که به ازای هر سیاستمدار خودخواه،رهبر جوانمردی هم یافت می‌شود.به او بیاموزید که در ازای هر دشمن دوستی هم هست. می‌دانم وقتگیر است اما به او بیاموزید اگر با کار وزحمت خویش یک دلار کاسبی کندبهتر از آنست که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پندبگیرد. از پیروزی لذت ببرد. اورا از غبطه برحذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید. اگرمی‌توانید به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. به اوبگوئید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در آسمان دقیق شود. به گل‌های درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز می‌کنند دقیق شود. به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر اینست که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم‌هاملایم و با گردن‌کش‌ها گردن‌کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر برخلاف مردم حرف بزند. به پسرم یاد بدهید همه‌ی حرف‌ها رابشنود و سخنی را که به نظرش درست می‌رسد انتخاب کند. ارزش‌های زندگی را به پسرم آموزش دهید اگرمی‌توانید به پسرم یاد بدهید در اوج اندوه تبسم کند. به اوبیاموزید که از ریختن اشک خجالت نکشد. به او بیاموزید که می‌تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند اماقیمت‌گذاری برای دل بی‌معناست. به او بگویید که تسلیم هیاهونشود و اگر گفته‌ای رابرحق می‌داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد. در کارتدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید و اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید که اوشجاع باشد . به اوبیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است اماببینید که چه می‌توانیدبکنید، پسرم کودک کم‌سال بسیار خوبی است.

اما به دلیل ساختار نامناسب وزارت آموزش وپرورش(ایران)، متاسفانه به جای پرداختن به مسایل مهم آموزشی،پرورشی وتربیتی کودکان این مرزوبوم، سالهاست با تمام قوا درگیر رفع مشکل به حق معیشتی معلمان هستیم که به نظر حل شدنی نمی آید.باید یکبار برای همیشه نسبت به حل این معضل اقدام گردد،تا فرصتی برای توانمند سازی کودکان متناسب با متن فوق در کشور فراهم گردد.

 




تاریخ : یکشنبه 93/12/24 | 10:42 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

اخلاق پزشکی حلقه گمشده امروزه جامعه ما

در یکی از شبهای پائیز در محفل خانوادگی نمی دانم چطور بحث به سوی حرفه پزشکی بویژه خلق و خوی پزشکان قدیم کشیده شد و از افرادی همچون مرحوم دکتر بابا حاذق و دکتر حسین ملکی و نحوه طبابت و مردم داری آنها سخن به میان آمد. نقل شد که دکتر بابا ضمن احترام و خوش اخلاقی، مریض را در مطب خود که در محله پیرعبدالملک واقع شده بود معاینه و دارو تجویز و از آنهایی که درآمد مناسبی نداشتند بدون اخذ حق ویزیت به درد آنها رسیدگی میکرده است. از ویژگی شخصیتی دیگر او در کوچه و بازار این بوده که در جیب خود کاغذهای کوچکی داشته و افرادی که از او می خواستند برای آنها دارو تجویز کند در خیابان معاینه و در همان کاغذهای کوچک دارو تجویز می کرده بدون این که پولی از آنها طلب کند.

در ارتباط با مرحوم دکتر ملکی نیز عنوان شد او نیز مثل دکتر بابا فردی با ایمان ، خوش اخلاق و خوش مشرب بوده، چیزی که مریض بیشتر از دارو به آن نیازمند می باشد. او نیز در هنگام طبابت ملاحظه جیب بیماران خود را میکرده است. طوری که در هنگام معاینه بیماران در منزل در صورتی که احساس میکرده بیمار وی از لحاظ مالی در وضعیت مناسبی قرار ندارد نه تنها پولی از آنها نمی گرفته، بلکه در زیر بالش مریض بستری بدون آنکه اهل خانه متوجه شوند پول می گذاشته است. ضمنا وی با یکی از داروخانه های شهر توافق کرده بود که اگر نسخه ای از سوی او با علائم خاص به آن داروخانه ارجاع گردید، بدون اخذ پول دارو ها را به مریض مورد نظر تحویل نمایند و خود او ماهانه با داروخا نه از بابت داروهای تحویلی تسویه حساب میکرده است. خداوند بر این دو انسان بزرگ جامعه پزشکی استان رحمت کند. انشاءا...

شاید این افراد نمونه کوچکی از پزشکان متعهد در طب قدیم ما بوده اند که هیچ وقت این اصل مهم را فراموش نکرده اند که قبل از این که یک پزشک ماهر و مشهور باشند اول باید پزشک با اخلاق باشند. موضوعی که این روزها در طب جدید به دست فراموشی سپرده شده یا به قول کارشناسان حوزه اخلاق پزشکی معتقدند اخلاق، جایگاه خود را در حرفه ای پزشکی دنیای امروز گم کرده است.

حرفه پزشکی در هر کشوری برای خود سوگند نامه ای دارد که به روز شده سوگندنامه پزشکی بقراط است. پزشکان ایرانی نیز پس از اتمام دوره دانشگاهی خود این سوگندنامه را قرائت می کنند. یکی از مهمترین مفاد تعهدات پزشکان در سوگند نامه پزشکی شان این است که آنها قسم می خورند هنگام درمان بیماران به درامد جیب او توجه نکنند و در صورت مواجه شدن با بیمار نیازمند بدون در نظر گرفتن منافع مادی ، او را درمان کنند. حال این سؤال مطرح میشود که چند درصد از پزشکان جامعه امروزی ما شرایط بیمار خود رارعایت می کنند؟ جواب این سؤال را به ذهن بیدار خوانندگان محترم واگذار می کنیم.

به نظر بنده دیگر از قداست سوگند نامه پزشکی در میان اکثر پزشکان ما خبری نیست. چرا که اگر توجهی به محتوای سوگند نامه پزشکی میشد، دیگر برای یک خدمت پزشکی ده یا 15 میلیون تومان از بیمار مطالبه نمی گردید و برخی از پزشکان به جای افزایش سطح اگاهی و علم خود به دنبال برج سازی و خرید ملک و زمین نمی رفتند و از پاسخ دادن کامل به مریض به بهانه تخصصی بودن موضوع طفره نمی رفتند و با مریض خوش اخلاقی میکردند حتی با لبخند صوری. دیگر در طبابت ملیت ، نژاد و جنس را لحاظ نمی کردند. هنگام معاینه در مطب چندین بیمار را همزمان ویزیت نمی کردند و سایر موارد که مغایر اخلاق حرفه ای پزشکی بوده و در چارچوب سوگند نامه پزشکان نمی گنجد.

علت این بد اخلاقی های حرفه ای را در نبود وجدان کاری و حرفه ای، عدم توجه به سفارشات قران کریم و امامان معصوم(ع) در خصوص توجه و احترام به همنوع و فراموش کردن گذشته خودمان که قبلاً چه بودیم و حالا چه هستیم، میتوان جستجو کرد.

امیدواریم در آینده نه چندان دور شاهد این باشیم که پزشکان دنیای امروز ما نیز همانند مرحوم دکتر بابا حاذق و دکتر حسین ملکی به انسانها به خاطر انسان بودنشان توجه کنند نه به خاطر سایر عوامل اعم از پول، مقام و غیره، موضوعی که تحقق آن سخت ولی غیر ممکن نیست.

در پایان از باب یادآوری خاطرات زمان فارغ التحصیلی آقایان پزشک و اینکه شاید سوگند نامه خویش را احیاناً فراموش کرده باشند، متن سوگند نامه مزبور، زینت بخش قسمت پایانی یادداشت ما خواهد بود.

" اکنون که با عنایات و الطاف بیکران الهی دوره دکتری پزشکی را با موفقیت به پایان رسانده ام و مسئولیت خدمت به خلق را بر عهده گرفته ام، در پیشگاه قرآن کریم به خداوند قادر متعال که دانای آشکار و نهان است و نامش آرامش دل های خردمندان و یادش شفای آلام دردمندان، سوگند یاد می کنم که: همواره حدود الهی و احکام مقدس دینی را محترم شمارم، از تضییع حقوق بیماران بپرهیزم و سلامت و بهبود آنان را بر منافع مادی و امیال نفسانی خود مقدم بدارم. در معاینه و معالجه حریم عفاف را رعایت کنم و اسرار بیماران خود را، جز به ضرورت شرعی و قانونی، فاش نسازم، خود را نسبت به حفظ قداست حرفه پزشکی و حرمت همکاران متعهد بدانم و از آلودگی به اموری که با پرهیزکاری و شرافت و اخلاق پزشکی منافات دارد، اجتناب ورزم. همواره برای ارتقاء دانش پزشکی خویش تلاش کنم و از دخالت در اموری که اگاهی و مهارت لازم را در آن ندارم، خودداری کنم. در امر بهداشت، اعتلای فرهنگ و اگاهی های عمومی تلاش کنیم و تأمین، حفظ و ارتقای سلامت جامعه را مسئولیت اساسی خویش بدانم." به امید آن روز

 




تاریخ : سه شنبه 93/10/16 | 7:38 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

بنام خداوند بخشنده مهربان

 

جناب وزیر ما نیز، نیازمند توجه ایم

 

با عرض سلام و ادب خدمت جناب دکتر علی ربیعی وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی جناب دکتر، چند صباحی بود میخواستم محضر جنابعالی نامه ای از باب درد دل به صورت صریح بنویسم. موضوع را با چند تن از همکاران خودم مطرح کردم. همگی خواستند بنده را به نوعی از نوشتن نامه به دلایل مختلفی از جمله؛ سیاسی شدن موضوع، احتمال برخورد اداری، مطرح شدن در محافل و رده های بالای اداری  و سایر مسائل حاشیه ای، منصرف کنند. ولی با توجه به شناخت نسبی که از ابعاد شخصیتی جنابعالی در این مدت کوتاه داشتم، نگاه و دیدگاه شما را فراتر از نگرانیهای بی مورد همکاران می دانستم و قطعاً نیز همینطور می باشد. پس از کش و قوسهای فراوان در درون خود نهایتاً با توکل به خداوند مهربان و آفریننده قلم و اندیشه روشن و سازنده ای که از جنابعالی سراغ داشته و دارم، تصمیم به نوشتن نامه ای به شرح ذیل خدمتتان گرفتم. باشد تا جسارت این بنده حقیر را ببخشید.

جناب وزیر، یکی از اقدامات مثبت و سازنده جنابعالی در ماهها و روزهای گذشته و حال، بازدید و سرکشی به مراکز نگهداری و توانبخشی بهزیستی، شیر خوارگاهها، و بیماران خاص می باشد که اقدامی انسانی، قابل تحسین و ارزشمند بوده و هست. امامان معصوم در احادیث و روایت های خود نیز فراوان بر این امر تأکید کرده اند. قطعاً بار روانی آن در تسکین درد و آمال بیماران و خانواده های آنها از هر دارویی تأثیر گذارتر می باشد. امید است این نیت مثبت، زمینه ساز ادامه برنامه های بازدید از دیگر مراکز موصوف نیز باشد تا دعای آن عزیزان، موجبات افزایش عزت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و طول عمر شما برادر عزیز گردد. انشاالله 
ولی جناب دکتر،  ما کارمندان جنابعالی و خدمتگزاران نظام مقدس جمهوری اسلامی نیز انتظار داریم  در این شرایط رکود اقتصادی که به نوعی از حیث سطح درآمدی تمامی اقشار جامعه را تحت تأثیر دارد، مورد توجه، لطف و عنایت مستقیم جنابعالی قرار بگیریم.

همانطور که استحضار دارید، نگاه و اهمیت دادن به زیر مجموعه از هر نوع اضافه کاری، فوق العاده ویژه و 35 درصدهایی که بر سر زبان کارمندان افتاده و هنوز هم انتظار اجرای آن را دارند، اثر بخش تر و کارآمدتر می باشد. شاید عنوان گردد که امکان سر زدن به کلیه کارمندان سراسر کشور عملاً غیر ممکن و درخواستی آرمانی باشد. قبول داریم که حوزه وزارت متبوع هم از لحاظ وسعت و هم از لحاظ تنوع کاری گسترده و تخصصی شده، و امکان مانور بزرگ در این حد را دشوار می سازد. ولی به نظر بنده با توجه به وجود ویژگیهای یک کارآفرین اجتماعی در جنابعالی و همچنین قرار گرفتن در زمره اساتید برتر در حوزه کارآفرینی، نمی تواند مشکل لاینحلی برای شما باشد. حتی در صورت صلاحدید، موضوع مورد بحث میتواند در دستور کار اطاق های فکر ادارات استانی قرار بگیرد تا بر اساس ایده های خروجی از آنها مبحث مد نظر عملیاتی گردد.

چه بهتر که طلسم این فعل غیر ممکن از نظر برخی ها، برای اولین بار توسط جنابعالی شکسته شود و باب فتحی باشد برای دیگر وزراء. چه کنیم که ایرانی هستیم و مانند برخی از آنها حسود، حسود به نگاه گرم و مهربان شما.

چشم انتظار می نشینیم برای تحقق آن روز

 

اصغر مناف زاده

کارمند شما و خدمتگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران

در اداره کل تعاون و کار و رفاه اجتماعی استان اردبیل




تاریخ : دوشنبه 93/10/8 | 8:26 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

موضوع: « ضرورت تغییر در فرایند دریافت و بررسی نامه های

سفر ریاست محترم جمهوری در استانها »

 

زمانی که مشخص می گردد رئیس محترم دولت می خواهد به استانی سفر کند، یکی از مقدمات انجام این سفرها برنامه ریزی قبلی برای مدیریت نامه های مردمی می باشد. این موضوع در دوره های قبلی ریاست جمهوری نیز به شکل و سیاق خاص انجام شده است . آنچه در همه این سفرها در خصوص
نامه های مردمی مشترک بوده و می باشد تعریف مکان و فرایند خاص جهت دریافت درخواست های مردمی در تمامی موضوعات می باشد، بدون لحاظ نمودن اهداف تعریف شده بر این مقوله که نزدیکی به مردم، آشنایی با مسائل و مشکلات آحاد جامعه و رسیدگی به آنها و نهایتا حل مشکل مردم میباشد.‌مهمترین جنبه این عمل که قابل تامل و ارزیابی می باشد نتیجه این فرایند است که میتواند دلیل بر استمرار آن باشد ،‌که تاکنون به نحوی از انحاء از آن غافل مانده ایم و اگر ارزیابی هم از نتایج این فرایند صورت گرفته، در برنامه سفرهای بعدی عملیاتی نشده است.

نگاهی به نحوه رسیدگی به نامه های مردمی دردوره های قبل، بویژه درمورد درخواست های اشتغال که بالاترین حد فراوانی را در تمامی سفرها به خود اختصاص داده است. از دیدگاه متقاضیان که انتظار دارند با ارائه یک نامه در یک موقعیت اداری استخدام شوند، نتیجه مثبت بدست نیامده است. چراکه ایجاد شغل و فرصت شغلی مقدمات خاص خود را می طلبد و تا مقدمات و بسترهای لازم عملیاتی نشود چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی شغلی ایجاد نخواهد شد تا فردی در آن مشغول بکار شود. در این فرایند عکس العمل و رفتار فرد متقاضی که جهت پیگیری درخواست خود به دستگاه اجرایی ذیربط مراجعه می کند و جوابی غیر از پاسخ قبلی که قبل از ارائه درخواست دریافت کرده است را نمی شنود در نوع خود قابل توجه بوده و هست . درخصوص سایر درخواست های مردمی اکثریت موارد نیز وضع به همین منوال می باشد.

درجریان سفر دولت تدبیر و امید به استانها ‌، انتظار می رفت درخصوص نامه های مردمی در جریان سفر با اخذ بازخورد ازنتایج اقدامات گذشته، تصمیم گیری منطقی و کارشناسی صورت بگیرد که عملا این مهم اتفاق نیافتاد . تنها تغییری که در این دوره نسبت به دوره های قبلی صورت گرفت، نحوه اخذ درخواست های مردم و آنهم از طریق تلفن گویای سامد( 111) بود، طوری که فرد در طول سفر ریاست محترم جمهوری میتوانست باتماس با تلفن گویای 111(سامد) درخواست خود را طرح و پس از ثبت آن توسط کاربر کد رهگیری دریافت و بعد از اتمام زمان سفر، با تماس مجدد با تلفن گویای مزبور براساس کد رهگیری راهنمایی می شود که به دستگاه اجرایی مربوطه متناسب باموضوع درخواست خود مراجعه نماید.

این دوره نیز همانند دوره های گذشته درخواست های اشتغال رکورد شکن بود و متاسفانه باز هم دور تسلسل جوابهای آماده دوره های قبلی تکرار گردید. چرا که اکثر درخواست های مردمی در بیشتر موضوعات، خارج از قوانین و مقررات می باشد در غیر اینصورت بطور قطع یقین توسط دستگاههای اجرایی مربوطه که هدف از تشکیل و تاسیس آنها خدمات رسانی به ارباب رجوع می باشد آن درخواست انجام و نیازی به ارائه نامه به مقام عالی دولت نیز نبود و از سویی در صورت عدم رسیدگی به درخواست ارباب رجوع به صورت روال عادی در دستگاههای اجرایی، نهادهای نظارتی درون سازمان و برون سازمانی از جمله دفتر مدیریت ارزیابی علمکرد خود دستگاه اجرایی ،‌حراست ، سازمان بازرسی، دفتر ارزیابی و عملکرد رسیدگی به شکایات مردمی استانداری و... برای این موضوع تعریف و نهادسازی شده که متقاضی می تواند جهت احقاق حق خود به آنها مراجعه و موضوع خود را تا حصول نتیجه نهایی پیگیری نماید.

مسئله مهم دیگر که در جریان رسیدگی به درخواست های مردمی درجریان سفرهای استانی در گذشته اتفاق افتاده و درحال حاضر نیز مشاهده میگردد، ایجاد نارضایتی در بین مردم می باشد. و زمانی که متقاضی به پاسخ قانع کننده از دیدگاه خود نمی رسد موضوع نارضایتی دوچندان می گردد و مسائل حاشیه ای دیگر نیز اتفاق می افتد که بنده از عنوان آنها خودداری می کنم . با توجه به اینکه در حال حاضر به منظور رشد ، توسعه و آبادانی کشور، مشارکت همه جانبه آحاد جامعه متصور می باشد، لذا ایجاد تغییر اساسی درخصوص نحوه رسیدگی به درخواست های مردمی در جریان سفر مقامات کشوری ضروری به نظر می آید. در این راستا موارد ذیل پیشنهاد میگردد:

1-با توجه به اینکه رسیدگی به نامه های مردمی در جریان سفر، مجددا به دستگاه اجرایی که متقاضی قبلا به نظر خود از آن نتیجه نگرفته ارجاع میگردد . ونهایتا دستگاه اجرایی برابر مقررات و قوانین جاری تصمیم گیر خواهد بود. بنا بر این نیاز به ایجاد ساز و کار برای جمع آوری درخواست های مردمی احساس نمی گردد و بهتر است اطلاع رسانی گردد که مردم شریف جهت بررسی و نهایتا حل مشکل خود به واحدهای نظارتی درون سازمانی و برون سازمانی مراجعه نمایند.

2-برگزاری دوره های آموزشی در سطح جامعه جهت افزایش میزان آگاهی آحاد جامعه از حقوق اداری خود.

3-مستخدمین مستقر در دستگاههای اجرایی خدمات دهنده به جامعه هدف خود، به نوعی نماینده دولت در اقصی نقاط کشور هستند و وظیفه آنها رسیدگی به درخواست های مردم در چهارچوب قوانین و مقررات جاری می باشد. بنابراین طوری برنامه ریزی گردد که در جریان سفر فقط به شکایت های مردمی از عملکرد دستگاههای اجرایی که علیرغم پیگیری ازنهادهای نظارتی تاکنون نتیجه بخش نبوده رسیدگی گردد و آنهم باحضور نمایندگان نهاد ریاست جمهوری و خودمتقاضی که در این حالت احساس تعلق به جامعه در افراد افزایش خواهد یافت.

4-در صورت استمرار روشها و فرایندهای گذشته در جریان سفرهای آتی، از تحویل و ثبت درخواست های مردمی که تحقق آنها خارج از اراده دستگاههای اجرایی می باشد و قوانین و مقررات جاری اجازه آن رانمی دهد، خودداری گردد. چه لزومی دارد وقتی میدانیم موضوعی که به دلیلی خاص انجام شدنی نیست از مردم در ارتباط آن ‌درخواست اخذ و موجب ایجاد توقع بیجا گردد.

5-در همه استانها، دفتری جهت رسیدگی به شکایات مردمی در استانداریها با عنوان سامد تشکیل شده که فرایند مطلوبی می باشد که میتواند به درخواست های مردمی به صورت تشکیل کمیته دو یا سه نفره رسیدگی گردد. و نیاز به ارجاع فرد درخواست کننده به دستگاه اجرایی ذیربط نمی باشد و در این حالت فرد به بطور شفاف جواب خود را چه مثبت و یا منفی دریافت می کند.

هدف از تهیه این مطلب کاستن از میزان نارضایتی مردم و افزایش شان و جایگاه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ودولت خدمتگزار در میان افکار عمومی آحاد جامعه بوده و در پایان نظر همه خوانندگان را به فرمایش مقام معظم رهبری که در جمع کارگزاران رده بالای جمهوری اسلامی ایران بیان فرمودند، جلب می کنم« با مردم صادق باشید و مطالب و عملکرد خوب را بطور شفاف ارائه نمائید هرچند منفی باشد و علت عدم تحقق را نیز بیان و تحلیل نمائید»به امید آن روز.

 

                                                                                         اصغر مناف زاده

                                                                               کارشناس بازار کار اداره کل

 تعاون،کارورفاه اجتماعی استان اردبیل

 

 

 

 




تاریخ : پنج شنبه 93/8/29 | 8:3 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر


  • paper | وبلاگ شخصی | بن تن