سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ


مباد آنروز که مرگ انسان ها، برایمان عادی شود! 

بالغ بر نُه ماه است که هر روز شاهد جان باختن هموطنان عزیزمان به دلیل شیوع ویروس کرونا می‌باشیم و این رویداد تلخ و جانگذا ، اخیرا به دلیل شیوع موج سوم بیماری مزبور به حد بحرانی رسیده است. طوری که چند هفته ای است روزانه تعداد بیش از 400نفر به دلیل بیماری کووید 19جان خود را از دست میدهند و ما تنها چنین اخباری را از فضای مجازی و یا تلویزیون می بینیم و می شنویم. شاید در اوایل با شنیدن آمار فوتی ها عکس العمل های خاص ناشی از تأثر و تأسف از خود نشان میدادیم و از درون منقلب می شدیم ولی این روزها اینقدر چنین اخباری را شنیده ایم دیگر مثل روز های قبل واکنش های خاصی بجز سرتکان دادند نشان نمی دهیم. بنظر میرسد این وضعیت پیش آمده شرایط را طوری پیش می برد که کم کم به مرگ دیگران عادت کنیم! موقعیتی که به هیج وجه شایسته جایگاه انسانی نیست و میتواند ارزشها و شاخص های اجتماعی و انسانی را در درازمدت به صورت منفی تحت تاثیر خود قرار دهد. امیدواریم هرچه زودتر با خواست خدا از این وضعیت بحرانی خلاصی یابیم تا به مرگ دیگران عادت نکنیم، عادتی که میتواند دل های انسان ها را به سمت نامهربانی ها  سوق دهد. کین را جانشین مِهر کند و خارها را به جای گُل ها بنشاند.






تاریخ : شنبه 99/8/17 | 9:0 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()

 

تغییر سبک زندگی به روش ملانصرالدین

دریکی از شبهای زمستان ملانصرالدین با زنش مشغول تماشایی برنامه تلویزیونی با موضوع تغییر سبک زندگی بود.کارشناس برنامه با توجه به تغییرات گسترده درجامعه و اعضای آن به نوعی تلاش میکرد بینندگان و شنوندگان برنامه را مجاب کند که می بایست در شیوه و سبک زندگی خود نسبت به گذشته تغییر ایجاد کنند.ملانصرالدین به زنش گفت: زن کارشناس برنامه حرفهای خوبی میزنه،ولی کو گوش شنوا. فامیل من و شما هر روز به یه بهانه ای یا نهار خونه ما هستند یا شام. دیگه پدر جیب من رو درآوردند. ای کاش آنها نیز این برنامه خوب را ببینند و کمتر خونه ما مهمون بیان.زن گفت: ملا فکر نکنم این اتفاق بیافته. نصرالدین گفت:زن یه فکری دارم فردا آن را توی شورای روستا مطرح می کنم تا شیوه زندگی اهالی به خودی خودتغییرکنه. زن گفت:ملا باز چه فکری کردی میشه به من بگی. ملا نصرالدین در جواب گفت:زن چند روز دیگه صداش در میاد.بعد از چند روز زن ملا از او مقداری پول گرفت تا کمی خرید کنه.وقتی به بازار رسید دید قیمت های همه ی اجناس گران شده است. قیمت مرغ،گوشت،تخم مرغ،برنج و میوه وبه قول قدیمی ها کالاهای اساسی نسبت به هفته گذشته چند برابر شده  و نتونست برای خونه چیزی بخره و به خونه برگشت و به ملا گفت:مرد چه اتفاقی افتاده قیمت همه چیز گرانتر شده و با پولی که به من دادی نتونستم چیزی بخرم.نصرالدین گفت:بهت گفته بودم که کاری می کنم تا  فامیلهای من و شما دیگه نتونند تو خونه ما لنگر بندازند.زن گفت چطور این کار رو کردی. نصرالدین در جواب زنش گفت:از دیروز ایل و تبار من و شما به من پیامک میدن که ملا باید تو شیوه زندگی خودمان تغییر ایجاد کنیم و مثل اهالی فرنگ دیر به دیر خونه همدیگر بریم تا اینجوری ارزش همدیگر را بهتر درک کنیم.زن گفت: ملا تو چکار کردی. نصرالدین گفت:کار خاصی نکردم فقط اعضای شورای روستا را قانع کردم جز از راه افزایش قیمت ها نمی تونیم در شیوه وسبک زندگی اهالی تغییر ایجاد کنیم و آنها نیز مجوز افزایش قیمت ها صادر کردند. زن نگران نباش کالاهای اساسی اعضائ شورا به نرخ قبلی توسط شورا تهیه و به ما خواهندداد. فقط به فامیل این مسایل را نگو.

 

 






تاریخ : دوشنبه 97/11/15 | 8:42 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظرات ()
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • وب میوه ها
  • وب دختر تهرونی
  • وب دو دی ال
  • وب وب آنلاین