سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد ...

مفهوم کلمه نظارت معمولا برای اکثر فارغ التحصیلان ودانشجویان ترم آخر رشته مدیریت کلمه ی آشنای می باشد. بطور کلی درهمه کتابهای مدیریت بویژه مدیریت پروژه برای نظارت سه مرحله پیش بینی شده است :

-مرحله قبل از اجرا

-مرحله حین اجرا

-مرحله بعد از اجرا

هر کدام از این مراحل از اصول و قواعد خاص خود پیروی می کنند که انجام درست آنها نهایتا منجر به افزایش کیفیت موضوع مورد نظارت می گردد. طرح مسکن مهر را اگر به عنوان یک پروژه می دانستیم و سه مرحله مورد اشاره را به صورت علمی و کارشناسی شده در آن رعایت می کردیم قطعا شاهد خروجی بهتری دراین خصوص بودیم که بررسی وضعیت موجود مسکن مهر از این موضوع حکایت نمی کند . در این یادداشت بنا نداریم مسایل و مشکلات مسکن مزبور را مجددا از ابعاد حقوقی، فنی، اجتماعی و اقتصادی کالبد شکافی کنیم چرا که دیگر نه خونی در متقاضیان مسکن مهر مانده و نه حوصله و انگیزه ی درمسئولین جهت تحمل درد جراحی آن ، طوریکه صاحبان مسکن های مورد بحث دیگر به این نتیجه رسیده اند که باید خودشان مشکلات واحد مسکونی خودشان را حل و فصل نمایند. از لحاظ جدول زمانی مدیریت پروژه ،مقوله مسکن مهر در حال حاضر در مرحله سوم نظارت( نظارت بعد از اجرا) قرار گرفته است در این مرحله دست اندرکاران و مسئولین ضمن نظارت و اخذ بازخورد و رفع نواقص پروژه مورد نظارت، خود را برای اجرای طرح جدید و مشابه آماده می کنند که به نظر می آید درخصوص پروژه مسکن مهر هم مسئولین و هم مردم تصمیم گرفته اند عطایش را به لقایش ببخشند زیرا که مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد. در این مرحله حداقل انتظار می رود دوستان در شورای عالی مسکن استان برابر اصول و قواعد مرحله سوم نظارت ، نسبت به تامین روشنایی معابر ،‌ایجاد خدمات رفت و آمد شهری و آسفالت معابر در برخی از ورودی های مسکن مهر شهرستان اردبیل از جمله پیله سحران اقدام عاجل بعمل آورند. چرا به دلیل تاریکی مطلق معابر که بنده چندین نوبت آن را تجربه کرده ام به واقع شبیه صحنه فیلم های ترسناک هالیوود شاید هم بدتر از آن می باشد. امید است متولیان اصلی مسکن مهر برای درک تاریکی مطلق دریکی از شب ها به معابر مزبور سری بزنند به نظر خالی از لطف نخواهد بود برای اینکه "شنیدن کی بود مانند دیدن".

علی ایحال اگر برای مسایل و مشکلات مسکن مهر بویژه منطقه پیله سحران اقدام فوری صورت نگیرد با نزدیک شدن به فصل سرما و یخبندان در استان ، وقوع آسیب های اجتماعی و مهمتر از همه به دلیل قرار گرفتن در منطقه صفر مرزی(پایان محدوده شهری) احتمال حمله ی حیوانات وحشی از جمله گرگ دور از انتظار نمی باشد. بطور متوسط یک فرد ساکن مسکن مهر پیله سحران بعد از پیاده شده از وسیله نقلیه ( نقطه پایان خدمات شهری) حداقل باید 15 دقیقه در تاریکی مطلق پیاده روی کند تا به واحد مسکونی خود برسد. درحال حاضر احتمال وقوع خطر تا حدودی کم می باشد ولی در فصل زمستان احتمال وقوع فاجعه انسانی بسیار زیاد است . هر چند که وجود روشنایی نیز بطور قطع احتمال خطر را از بین نخواهد برد ولی حداقل فرد می تواند خطر پیش روی خود را دیده و عکس العمل نشان دهد که شاید آنهم بی فایده باشد چون کسی به داد او نخواهد رسید. بنابراین بهتر است خدماتی که بعد از اتفاق افتادن حادثه در آن منطقه ایجاد خواهد شد را از لحاظ زمانی به جلو بیاندازیم تا شاهد حوادث تلخ نباشیم یا به عبارت دیگر مقوله علاج واقعه قبل از وقوع را حتی المقدور در این مورد بخصوص جامع عمل بپوشانیم. انشاالله....

 

                                                                                  

 

 

 

 




تاریخ : دوشنبه 94/6/30 | 8:8 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

آمار نامه ها و سالنامه های تاریخ گذشته

نقش و اهمیت آمار بروز و دقیق در برنامه ریزی منطقه ای و ملی بر کسی پوشیده نیست. ما در کشور معمولاً با دو بعد یا دو نوع آمار مواجه هستیم با به عبارت دیگر با دو قسم آمار سرو کار داریم. بعد اول آمارهای جمعیتی و نیروی انسانی و بعد دوم آمارهای مربوط به عملکرد دستگاههای اجرایی در سطح ملی و استانی در خصوص آمارهای سطح اول، خوشبختانه بعد از چندین سال برابر قانون انجام سرشماری عمومی نفوس و مسکن از 10 سال به 5 سال تقلیل یافته و سال بعد شاهد انجام سرشماری 1395 خواهیم بود هر چند که انتظار می رود زمان مزبور به 3 یا 2 سال به جهت دسترسی به آمارهای واقع بینانه کاهش یابد. بعد دوم مربوط به آمارهای عملکرد دستگاههای اجرایی می باشد در این خصوص معمولاً دستگاههای اجرایی رأساً اقدام به تهیه کتابچه ها و سالنامه های آماری می کنند که متأسفانه محتوای آنها بطور میانگین 1 یا 2 سال از وضع موجود فاصله داردنمونه های آن را در واحدهای اجرایی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استانها شاهد هستیم که سالنامه آمار عملکرد اداره کل و سازمان های تابعه برای سال 1393 بعد از طی تشریفات اداری و اجرایی در اوایل سال 1395 نهایی و منتشر خواهد شد. اخیراً نیز سازمان مدیریت و برنامه ریزی در حال جمع آوری آمار فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی سال 1392 استان می باشد! نکته جالب اینکه، اینگونه سالنامه ها و آمار نامه ها بعد از تهیه در کُنج کتابخانه های ادارات به دلیل غیر کاربردی و غیر قابل استناد بود خاک می خورند و تنها اثر بخشی آن برای نظام اداری صرف هزینه گزاف برای تدوین و چاپ آنها می باشد.

با توجه به اینکه صفر تا صد تهیه و تدوین اینگونه کتابچه های آماری در اختیار خود دستگاههای اجرایی قرار دارد و همچنین با لحاظ نمود رشد و گسترش وسایل ارتباط جمعی و ارتباطات مجازی، پیشنهاد میگردد. به منظور داشتن آمار بروز و دقیق مرکز آمار ایران و نماینده آن در مراکز استانها(دفتر آمار و اطلاعات استانها) برای وزارتخانه ها و سازمان ها متناسب با نوع فعالیت و وظایف آنها فرمهای تخصصی تهیه و در اختیار سازمان ها قرار دهند تا آمار عملکرد سال جاری در اواخر همان سال در فرمهای مربوطه وارد و نهایت در فروردین ماه سال بعد در سایت ادارات و سازمان ها قرار گیرد.در این حالت دیگر نیازی به تهیه کتابچه و سالنامه آماری که کاری زمان بر و پرهزینه می باشد نخواهد بود و کاربران می توانند از آمارهای بارگذاری شده در سایت های مربوطه به راحتی استفاده نمایند و حتی نظرات و پیشنهادات خود را نیز به جهت افزایش کمی و کیفی داده های آماری موجود در سایت اعلام نمایند که در ارتقاء و اثر بخشی سایت برای سالهای آتی نیز مؤثر خواهد بود. به امید آن روز

 




تاریخ : جمعه 94/6/27 | 10:57 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

رابطه هوش معنوی و مزیت های سازمانی چگونه است

  «هوش معنوی» یکی از انواع هوش در انسان می باشد. انسان دارای چهار نوع هوش است .

 تعریف انواع هوش

تعاریف اجمالی هر یک از هوش های مزبور عبارتند از:

1-    PQ   یا هوش جسمانی: این هوش توانایی استفاده از اشیاء و کنترل ماهرانه بدن که بر اساس سیستم های عصبی مغز مشخص می شوند را بیان می دارد. هوش جسمانی مرحله ابتدایی هوش محسوب می شود.

2-   IQ یا هوش عقلانی: این هوش مربوط به مهارت های منطقی، حل مسائل ریاضی و مهارت های زبان شناسایی افراد است. هوش عقلانی به عنوان ملاک و شاخص یادگیری های آموزشی و تجربی(قبل از عمل، حین عمل و بعد از عمل) محسوب می شود. یکی از شاخص های موفقیت افراد در زندگی فردی، به وضعیت هوش عقلانی بستگی دارد.

3- EQ هوش عاطفی یا هیجانی: این هوش به افراد در برقراری ارتباط با دیگران کمک می کند. هوش هیجانی موجب می شود که افراد در زندگی اجتماعی موفق باشند. این هوش وجه مکمل IQ می باشد.  

4SQ  هوش معنوی: این هوش مختص انسان است و برای حل مسائل ارزشی استفاده می شود. SQ در ارتباط با تمام چیزهایی است که به آنها اعتقاد و باور داریم و منجر به حفظ تعادل فکری و آرامش درونی و بیرونی و عملکرد همراه با مهربانی و ملایمت می گردد.

  2- کارکردهای هوش معنوی

هوش معنوی موجب می شود که فرد در جستجوی معنا و مفهوم زندگی باشد. لذا مدیرانی که از هوش معنوی قوی تری برخوردار هستند، به دنبال هدف و معنا برای سازمان خود هستند. همچنین این افراد راحت تر به یکدیگر اعتماد می کنند، اطلاعاتشان را به مشارکت می گذارند، با همکاران و اعضای گروهشان هماهنگ می شوند، برای توانمند سازی یکدیگر تلاش می کنند و در موقعیت های تعارض از استراتژی های همکاری برد- برد استفاده می نمایند. این نکات موجب نهادینه سازی مزیت های سازمانی می شود و زمینه ساز ظهور و بروز اصل تمایز می گردد.

از اینرو در دهه های اخیر یکی از مسائل مهم در حوزه کسب و کار، به موضوع هوش معنوی بازگشت پیدا کرده است.

3- اهمیت هوش معنوی

هوش معنوی در سلسله مراتب هوش ها، دارای مرتبه بالاتر است. سازمان هایی سرمایه انسانی آنها دارای هوش معنوی هستند، مزیتهای بالاتری را بدست خواهند آورد. چرا که این قبیل افراد بنوعی از تعلقات و منافع فردی آزاد گردیده و با منافع جمعی و سازمانی پیوندهای بنیانی ایجاد می کند. آثار اصلی هوش معنوی را می توان در انگیزه مندی و همچنین انطباق اهداف فردی و سازمانی جستجو کرد. لذا گفته می شود، سازمانی که دارای مدیران و کارشناسان  برخوردار از هوش معنوی باشد، دارای «حیات پایدار» است و همچنین از قابلیت و ظرفیت مناسب انعطاف پذیری و انطباق با تحولات برخوردار می گردد. بنابراین رمز بقاء و پایداری سازمان ها، به میزان برخورداری آنها از سرمایه های انسانی دارای هوش معنوی بازگشت دارد.

یکی دیگر از نکات با اهمیت در خصوص هوش معنوی، پیوند آن با هوش هیجانی است. بدین معنی که درجه ای از خود آگاهی هیجانی، عاطفی و همدلی، برای رشد هوش معنوی اثر بخش است و از سوی دیگر نیز هوش معنوی، ابعاد پیچیده هوش هیجانی را ارتقاء می بخشد. به عبارت دیگر، هر یک از آنها دیگری را تقویت می نمایند.

4- اصول هوش معنوی

هوش معنوی دارای اصول مختلفی است که رئوس آنها عبارتست از:

-       خود آگاهی

-       برخورداری از چشم انداز(اقدام بر اساس اصول و اعتقادات عمیق)

-       کل گرایی(دیدن الگوهای بزرگ تر)

-       مهربانی همراه با همدلی عمیق

-       پاسداری از تنوع(ارزش نهادن به افراد به خاطر تفاوت های آنها)

-       استقلال

-       تواضع

-       پرسشگری

منبع: شرکت گروه مشاوران مدیریت و مقالات راهبردی تدبیر خرداد 1394



 




تاریخ : سه شنبه 94/6/24 | 11:50 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

                                    بخش خصوصی

«قانون بد» بهتر از «بی قانونی» است، «دولت تنبل» بهتر از «بخش خصوصی ضعیف» است. در تبلیغات و در اجتماع این گونه القا شده که دولت هر چه زودتر و سریع تر شرکت ها و بنگاه ها را واگذار کند و خصوصی سازی انجام بگیرد زودتر به رشد و توسعه دست خواهیم یافت. گویی همه به اتفاق پذیرفته اند که باید هر چه زودتر همه چیز را خصوصی کرد و تمام. این عطش به حدی تند است که آدم از خودش می پرسدبا این همه تب تند خصوصی سازی در جامعه و در بین نخبگان کشور، چطور نزدیک به سه دهه اقتصاد ایران این قدر دولتی شده است و از یاد می برد اینانی که امروزه همه چیز را خصوصی می پسندند، خود روزگاری از این بیشتر دولت را محق برای ورود به بخش خصوصی می دانستند. سوال این است که چه تضمینی وجود دارد خصوصی شدن اقتصادی که به زحمت دولتی شده و دولتی مانده به سرانجام برنامه دولتی کردن اقتصاد دچار نشود یا حتی بدتر نگردد و چه کسی گفته و کجای علم اقتصاد ثابت کرده که اگر همه چیز در ایران خصوصی شود بهشت برین حاصل می شود و بهره وری افزایش می یابد و توسعه شتاب می گیرد؟ مگر تفاوت بهره وری، رشد و شاخص های توسعه یافتگی بین بخش خصوصی و دولتی در ایران چقدر است؟
بخش خصوصی ایران اکنون از چه بهره وری ای برخوردار است که بخش دولتی فاقد آن است؟ این که کثیری از شرکت های دولتی تبدیل به شرکت های زیانده می شوند به این دلیل نیست که دولتی اند بلکه به این دلیل است که تکلیف غیر قابل اجرا یا بیشتر از طاقت اقتصادی بر آنها بار می شود، این مساله پاشنه آشیل شرکت های دولتی شده زیرا دولت به راحتی و با یک بخشنامه آنها را غیر اقتصادی می کند و کسی هم صدایش در نمیآید زیرا هیچ کدام از کارکنان آن مجموعه نفع و زیانی از این ماجرا نخواهند دید.لذا به راحتی می پذیرند و مقاومتی نمی کنند. اصلا ح روش و بهبود مدیریت، بسیاری از مشکلا ت شرکت های دولتی را رفع خواهد کرد و این طور نخواهد بود که هر چیز که دولتی باشد لا جرم ناکارآمدو بهره وری اندکی خواهد داشت. از طرف دیگر وقتی بحث از بخش خصوصی می شود باید پرسید از کدام بخش خصوصی صحبت می شود اولا بخشی که به آن «خصوصی» اطلا ق می شود آنچنان هم خصوصی نیست. ثانیا قدرت مالی و مدیریتی او اگر پائین تر از بخش دولتی نباشد بیشتر نیست.واقعیت آن است که بخش خصوصی ایران هنوز دارای هویت معنی دار و مستقلی نشده است و نمی شود چندان هم بدان امید داشت، انتظار بیش از اندازه از خصوصی سازی اشتباهی فوق العاده خطرناک است و هیچ بازگشتی نیز ندارد. در این راه بی بازگشت عقل دستور «طمانینه» می دهد نه شتاب. بسیاری دانسته یا ندانسته خصوصی سازی را همچون «پروژه» دانسته اند که از یک جایی و در یک زمان شروع و در یک جایی و در یک زمانی ختم می شود، حال آن که خصوصی سازی را باید همچون «پروسه» دانست نه «پروژه» تا در این فرآیند زمانی و تاریخی، بخش خصوصی خود را بازیابد و بخش دولتی خود را بازسازد. راه برون رفت از معضلا ت و مشکلا ت اقتصادی کشور سبقت گرفتن بر سر پیچ خصوصی سازی نیست بلکه راه رفتن به هنگام و با تامل و تعقل است

 




تاریخ : سه شنبه 94/6/17 | 12:21 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

ضرورت ساماندهی کارت های شناسایی در کشور

    هر کدام از ما به عنوان یک شهروند دارای انواع کارت های شناسایی در ابعاد و زمینه های مختلف هستیم که نشان دهنده هویت شخصی و غیر شخصی ما می باشد. هر شهروند ایرانی بعد از سن قانونی و متناسب با موقعیت شغلی و اجتماعی خود صاحب انواع کارت های شناسایی از جمله: شناسنامه، کارت ملی، کارت پایان خدمت، کارت گواهینامه رانندگی، کارت ماشین، کارت دانش آموزی، کارت دانشجویی، کارت سوخت، کارت بازنشستگی، کارت جانبازی، انواع کارت های بانکی و غیره.... می باشد. اگر بخواهیم به همین روال پیش برویم قطعاً شاهد صدور کارت های دیگری در سطح کشور خواهیم بود. اگر به شالوده و محتوای همه کارت های مورد اشاره نگاه کنیم می بینیم که بیش از 90 درصد از اطلاعات آنها مشابه هم هستند و تنها در یک یا دو جنبه تخصصی متفاوت می باشند. از طرفی تعدادی از آنها در یک موقعیت خاصی کاربرد دارند حتی برخی از آنها اصلاً در طول سال یکبار هم به کار نمی آیند. از سویی زیاد بودن کارت ها باعث ایجاد مشکلاتی برای صاحبان آنها از باب نگهداری سالم گردیده، که در صورت گم شدن آن فرد فرآیندهای طولانی را جهت دریافت المثنی آنها باید طی کند. همچنین فراوانی کارت های شناسایی در کشور زمینه را برای جعل و کلاهبرداری مهیا نموده است که نمونه های آن را در تعویض کارت پایان خدمت قشر خاصی از جامعه تجربه کردیم که احتمالاً وقوع آن در سایر کارت ها نیز وجود دارد!

    واقعیت دیگر اینکه این موضوع(کارت های شناسایی افراد) خود محل درآمدی برای دولت ها شده است و به نوعی هر سال شاهد اعلام فراخوان تعویض یا تغییر یکی از کارت های موجود در دست شهروندان کشور می باشیم و افراد می بایست با صرف هزینه نسبت به تعویض آن اقدام نمایند. اگر واقع بینانه به موضوع نگاه کنیم، ضرورتی برای آن وجود ندارد.

    علی ایحال، به نظر می آید با توجه به رشد و گسترش علم و دانش در حوزه کامپیوتر و تراشه ها و همچنین تبادل اطلاعات هم از جهت سخت افزاری و هم از جهت نرم افزاری، تجمیع اطلاعات کارت های شناسایی در یک کارت واحد با یک عنوان ثابت، بعید و دور از دسترس نیست و با ایجاد زیر ساخت ها و مکانیزم های پشتیبانی امکان ویرایش، حذف و اضافه کردن اطلاعات در کارت ثابت جدید امکان پذیر نیز می باشد.

    در پایان امیدوارم مسئولین امر نسبت به بررسی موضوع و برنامه ریزی در راستای تحقق آن حرکت نمایند اگر اراده ای برای آن باشد.

 




تاریخ : پنج شنبه 94/6/12 | 12:17 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

ازامام علی(ع)پرسیدند:زندگی خود راچگونه بنا کردی؟فرمود برچهار اصل:

- دانستم رزق مرا دیگری نمی خورد،پس آرام شدم.

- دانستم کارمرا دیگری انجام نمیدهد،پس تلاش کردم.

- دانستم پایان کارم مرگ است،پس مهیا شدم.

- دانستم خدا مرا می بیند،پس حیا کردم.

 




تاریخ : سه شنبه 94/6/10 | 8:45 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

 

نقش اقلیم در تفاوت مردم ایران با سایر کشورها

محیط جغرافیایی بر شکل گیری منش در انسانها تأثیر می گذاشته است اگر چه امروزه عقل محض، از اثرات جغرافیا کاسته است و شکاف اندیشه ای، میان یک اندیشمند اهل آلاسکا و سیبری را با اندیشمند برزیلی یا افریقایی به حداقل رسانده است.

به عبارتی دیگر، اندیشه تمام مرزها جغرافیای و مذهبی و قومی را در نوردیده و در مسیری تقریباً همگرا طی طریق می کند. دیگر مهم نیست اندیشمند اهل کویر باشد یا ساحل دریا، در کوهستان زیسته باشد یا جنگل محل زندگیش باشد. شهر نشین باشدیا روستایی و حتی چادر نشین: در محیط قومی تربیت شده باشد یا فرد گرا با تمام اوصاف، تحقیقات نشان می دهد که هنوز مؤلفه های جغرافیایی در اندیشه تأثیر دارند اگر چه به حداقل رسیده است. لذا کماکان دمای محیط در رهیافت های اندیشه ای، تأثیر گذار است.

با یک مثال به ایضاح مطلب می پردازیم، اگر به متون و پیام ها و دست نوشته های مردم ایران دقت کنید همگی رهیافتی تاریخی و ما سبق دارند. از صفات و رفتارهای ایرانیان و پادشاهان گرفته تا سخنان اندیشمندان و دانشمندان ایرانی یعنی تماماً معطوف به گذاشته اند و حتی یک علم در رابطه با آینده و فردای ایران یا آینده مردم ایران مشاهده نمی کنید. اما در نگاهی تطبیقی و مقایسه همین متون در کانادا و روسیه و کشورهای اسکاندنیاوری، مشاهده می شود که رهیافتی آینده بین دارند. فی المثال در نوشته هایشان از از تسخیر تمام نظرات عالم در 2000 سال آینده حرف می زده اند تا حل تمام مسائل هستی در آنده و غیره ...

به عبارتی نگاه شان معطوف به آینده است و به ندرت به مسائل گذشته می پردازند. اگر چه هیچگاه به تاریخ خود بی اعتنا نبوده اند. و نهایتاً اینکه اروپایی ها و بخشی از سرزمین های معتدل، رهیافتی کنونی دارد و نگاه شان معطوف به حال است. نه زیادی به گذشته می پردازند و نه تمایل شدید به حل تمام مسائل هستی و آینده دارند بلکه از حال بهترین بهره و استفاده و لذت را می برند به عبارتی «دم را غنیمت می شمارند».

بنابراین مشخص می شود نقش اقلیم در اندیشه به حداقل رسیده است اما رهیافت ها و رویکردها، هنوز تابعی از دمای محیط و نمی توان نقش دمای محیط، البته فارغ از ظاهر اقلیم را بی اثر دانست. اقلیم گرم و خشک رهیافتی تاریخی را القاء می کند و اقلیم سرد رهیافتی آینده نگر و اقلیم معتدل، رهیافتی این زمانی و اکنونی را القاء می کند شاید دلیل عمده آن، نقش انتظار و انتظار کشیدن در روند جامعه پذیری باشد.

در اقلیم سرد مثل سیبری، 10 ماه از سال پر از برف است و مردمانش همواره منتظر 3 ماه بهار غیر برفی هستند به عبارتی انتظار بهار (لذت) را می کشند لذا نگاهشان معطوف به آینده است و همیشه امید وار زندگی می کنند و تمام تلاش خودرا در 10 ماهه سال انجام می دهند تا به لذت 2 ماهه بهاری برسند لذا رهیافتی آینده نگر را القاء می کنند و بر عکس آن از محیط گرم و خشک اتفاق می افتد. یعنی در 10 ماهه گرمی هوا، همیشه حسرت 2 ماهه بهاری گذشته را می خورند و رهیافتی تاریخی و گذشته نگر به خود می گیرند و مناطق معتدل، هیچگاه انتظار فصلی خوب یا در حسرت فصلی خوب نیستند چون 12 ماه سال، از هوا و دمای خوبی بهره مندند لذا رهیافتی اکنون و این زمان پیدا می کنند.

امروزه، می توان رهیافت ها را به مدد آموزش تغییر داد و ما ایرانیان نا گزیر از تغییر رهیافت تاریخی خود به رهیافت آینده خوش بین هستیم تا از قافله اندیشه پویا عقب نمانیم اگر چه زمان مناسبی برای این تغییر رهیافت یا رویکرد نیاز است.

 

منبع: نشریه بانک صنعت و معدن، سال دوم، شماره(7)، 1394

 

 




تاریخ : شنبه 94/6/7 | 11:36 عصر | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر

بدنام کردن، تهمت زدن عین ظلم است.

   در روزهای اخیر شاهد هستیم که نماینده یک شهرستان کوچک مرزی در مجلس شورای اسلامی چطور به حیثیت اجتماعی یک استان در رسانه ملی و صحن مجلس شورای اسلامی می تازد و کسی جلودار او نیست.

    در این یادداشت مختصر بر له و علیه افراد اسم برده شده توسط نماینده آستارا نیستیم، آنچه به نوعی آزار دهنده است، سکوت مجمع نمایندگان استان و همچنین مقامات ارشد کشوری و استانی در ارتباط با این جریان می باشد. تا جایی که بنده سراغ دارم تا کنون نه بیانه ای و نه اعتراضی در این باب به منظور جلوگیری از خدشه دار شدن حیثیت اجتماعی استان صادر نشده است. مگر نه اینکه برابر قانون و همچنین تأکیدات مقامات قضایی تا زمانیکه جرم فردی در محاکم قضایی ثابت نشده است از افشاء و جزئیات پرونده مجرم و مجرمین می بایست خودداری گردد. پس چرا، چرا و چرا؟نماینده شهرستان مزبور در مقام و جایگاه قانونگذاری بدون توجه به این موضوع در برنامه زنده تلویزیونی و براساس برخی مدارک که صحت و سقم آنها مبهم است، اقدام به تهمت زدن به برخی از اشخاص استان اردبیل در ارتباط با زمین خواری و کوه خواری می کند. قطعاً نماینده استان اردبیل نیز در روزهای آینده مقابله به مثل خواهد کرد و راز از زمین خواری های نماینده آستارا به درست یا غلط افشاگری خواهد کرد!

حال این سوال پیش می آید که چرا نماینده آستارا این اسناد و مدارکی که قبلاً داشته است را همان زمان ارائه نکرده، تا پرونده جریان خود را طی کند؟ متأسفانه این نوع برخوردهای سیاسی، حزبی و کاری در جامعه امروزیی به یک مد سیاسی تبدیل شده و اکثر سیاسیون در دعواهای خود قصه بگم بگم راه می اندازند و گذشته همدیگر را باز خوانی می کنند که به نظر زیبنده ی یک فرد مسلمان نیست. اگر قرار باشد نمایندگان مجلس در مذاکرات و اختلافات به این شکل با همدیگر رفتار کنند، به نظر دیگر یک فرد سالم در مجلس شورای اسلامی باقی نخواهد ماند چرا که در یک دعوای کوچک بین دو نماینده اینهمه فساد بیرون آمده، اگر مناظره ها در مقیاس بالا باشد قطعاًً فسادهای درشت تر را تجربه خواهیم کرد.

   علی ایحال امیدواریم که نمایندگان مجلس شورای اسلامی و دیگر عزیزان که از فساد اداری و مالی افراد به استناد مدارک کافی اطلاعاتی دارند آنها را جهت رسیدگی به مراجع ذیربط ارائه نمایند. این یعنی نهی از منکر، تا برابر مقررات با آنها برخورد گردد. نه اینکه از آنها(اطلاعات درست یا غلط از دیگران) به عنوان ابزاری برای فعال نشان دادن خود برای دیگران و همچنین تبلیغات انتخاباتی استفاده کنند. در پایان نظر نماینده محترم آستارا و دیگر نمایندگان مجلس شورای اسلامی را به فرمایشات مقام معظم رهبری در این ارتباط جلب می کنم:

« اما مجازات مجرم که از طریق قانون جرم او ثابت شده است، غیر از این است که به گمان، به خیال، به تهمت یکی را متهم کنیم، بدنام کنیم، توی جامعه دهن به دهن بگردانیم، اینکه نمیشود. این فضا، فضای درستی نیست، این عین ظلم است».

 

 

 




تاریخ : یکشنبه 94/6/1 | 1:1 صبح | نویسنده : اصغر مناف زاده | نظر


  • paper | وبلاگ شخصی | بن تن